وسواس چيست و چگونه آنرا درمان كنيم؟

باز هم دارد دست هايش را مي شويد. اين بار پنجم است.
مادرش توي آشپزخانه نشسته است و با خودش مي گويد معلوم نيست عاقبت دست هاي اين بچه چه بشود.
Image Hosting at ImageHosting.com دو هفته قبل دكتر پوست گفته بود اگر همين طوري ادامه بدهد دست هايش زخم مي شود و بعد از آن هم احتمال ابتلا به عفونت دارد.

به خوبي يادش هست كه اين ماجرا دقيقا" از وقتي شروع شد كه پسرش منظره تصادف دوستش با يك موتوري را ديده بود.
شير آب همچنان باز است و او دارد براي بار»نمي داند چندم« باز هم دست هايش را مي شويد و…


وسواس يك ايده، فكر، تصور، احساس يا حركت مكرر يا مضر كه با نوعي احساس اجبار و ناچاري ذهني و علاقه به مقاومت در برابر آن همراه است. بيمار متوجه بيگانه بودن حادثه نسبت‏به شخصيت ‏خود بوده از غير عادي و نابهنجار بودن رفتار خودآگاه است.روانشناسان وسواس را نوعي بيماري از سري نوروزهاي شديد مي‏دانند كه تعادل رواني و رفتاري را از بيمار سلب و او را در سازگاري با محيط دچار اشكال مي‏سازد و اين عدم تعادل و اختلال داراي صورتي آشكار است.
روانكاوان نيز وسواس را نوعي غريزه واخورده و ناخودآگاه معرفي مي‏كنند و آن را حالتي مي‏دانند كه در آن، فكر، ميل، يا عقيده‏اي خاص، كه اغلب وهم‏آميز و اشتباه است آدمي را در بند خود مي‏گيرد، آنچنان كه حتي اختيار و اراده را از او سلب كرده و بيمار را وامي‏دارد كه حتي رفتاري را برخلاف ميل و خواسته‏اش انجام دهد و بيمار هرچند به بيهودگي كار يا افكار خودآگاه است اما نمي‏تواند از قيد آن رهايي يابد.

وسواس به صورتهاي مختلف بروز مي‏كند و در بيمار مبتلاي به آن اين موارد ملاحظه مي‏شود :

اجتناب؛ تكرار و مداومت؛ترديد؛شك در عبادت؛ترس؛دقت و نظم افراطي؛اجبار و الزام؛احساس بن بست؛عناد و لجاجت.

به طور كلي وسواس شامل فكر، احساس، انديشه يا تصوير ذهني مزاحم است و اجبار شامل، رفتاري آگاهانه و عودكننده است كه به آن O.C.Dيا obsessive compulsive disorderيا اختلال وسواسي اجباري مي گويند.

علائم ديگر:

در مواردي وسواس بصورت، خود را در معرض تماشا گذاردن، دله دزدي، آتش زدن جايي، درآوردن جامه خود، بيقراري، بهانه‏گيري، بي‏خوابي، بدخوابي، بي‏اشتهايي،… متجلي مي‏شود آنچنانكه به اطرافيانش اين احساس دست مي‏دهد كه نكند ديوانه شده باشد.

انواع وسواس:وسواسهايي كه تمام فكر و انديشه افراد را تحت تاثير قرار داده و احاطه ‏شان مي‏كند معمولا بصورتهاي زير است:

وسواس فكري:
اين وسواس بصورتهاي مختلف خود را نشان مي‏دهد كه برخي از نمونه ‏هاي آن بشرح زير است:

انديشه درباره بدن:
بدين گونه كه بخشي مهم از اشتغالات ذهني و فكري بيمار متوجه بدن اوست. او دائما به پزشك مراجعه مي‏كند و در صدد ب‏دست آوردن دارويي جديد براي سلامت ‏بدن است.
رفتار حال يا گذشته:
مثلا در اين رابطه مي‏انديشد كه چرا در گذشته چنين و چنان كرده؟ آيا حق داشته است فلان كار را انجام دهد يا نه؟ و يا آيا امروز كه مرتكب فلان عملي مي‏شود آيا درست مي‏انديشد يا نه؟ تصميمات او رواست‏يا ناروا ؟
در رابطه با اعتقادات: زماني فكر وسواسي زمينه را براي تضادها و مغايرت‏هاي اعتقادي فراهم مي‏سازد. مسايلي در زمينه حيات و ممات، خير و شر، وجود خدا و پذيرش يا طرد مذهب ذهن او را بخود مشغول مي‏دارد.

انديشه افراطي:
زماني وسواس در مورد امري بصورت افراط در قبول يا رد آن است‏با اينكه بيمار خلاف آن را در نظر دارد ولي بصورتي است كه گويي انديشه مزاحمي بر او مسلط است كه او را ناگزير به دفاع از يك انديشه غلط مي‏سازد، از آن دفاع و يا آن را طرد مي‏كند بدون اينكه آن مساله كوچكترين ارتباطي با زندگي او داشته باشد; مثلا در رابطه با دارويي عقيده‏اي افراطي پيدا مي‏كند بگونه‏اي كه طول عمر، بقاي زندگي و رشد خود را در گرو مصرف آن دارو مي‏داند، اگرچه در اثر مصرف به چنان نتيجه‏اي دست نيابد.

2- وسواس عملي:
وسواس عملي به شكل هاي گوناگون خود را بروز مي‏دهد كه ما به نمونه ‏ها و مواردي از آن اشاره مي‏كنيم :
شستشوي مكرر: مردم بر حسب عادت تنها همين امر را وسواس مي‏دانند و اين بيماري در نزد زنان رايجتر است.

رفتار منحرفانه:
جلوه آن در مواردي بصورت دزدي است و اين امر حتي در افرادي ديده مي‏شود كه هيچ‏گونه نياز مادي ندارند.
دقت وسواسي:
نمونه ‏اش را در منظم كردن دگمه لباس و… مي‏بينيم و وضعيت فرد بگونه ‏اي است كه گويي از اين امر احساس آرامش مي‏كند.
شمردن:
شمردن و شمارش ‏ها در مواردي مي‏تواند از همين قبيل بحساب آيد مثل شمردن نرده ‏ها با اصرار بر اين كه اشتباهي در اين امر صورت نگيرد.
راه رفتن:
گاهي وسواس‏ها بصورت راه رفتن اجباري است. شخص از اين سو به آن سو راه مي‏رود و اصرار دارد كه تعداد قدمها معين و طبق ضابطه باشد. مثلا فاصله بين دو نقطه از ده قدم تجاوز نكند و هم از آن كمتر نباشد.

3- وسواس ترس:
صورتهاي ترس وسواسي عبارت است از: ترس از آلودگي – ترس از مرگ – ترس از دفع – ترس از محيط محدود – ترس از امري خلاف اخلاق – ترس از تحقق آرزو.

4- وسواس الزام:
در اين نوع وسواس نمي‏تواند خود را از انجام عمل و يا فكري بيرون آورد و در صورت رهايي از آن فكر و خودداري از آن عمل موجبات تنش در او پديد خواهد آمد.

وسواس در چه كساني بروز مي كند؟

الف) در رابطه با سن
تجارب حيات عادي افراد نشان مي‏دهد كه وسواس همگام با بلوغ و در غليان شهوت در افراد پايه گرفته و تدريجا رشد مي‏كند. اگر در آن ايام شرايط براي درمان مساعد باشد بهبودهاي نسبي و دوره‏اي پديد مي‏آيد وگرنه بيماري سير مداوم و رو به رشد خود را خواهد داشت تا جايي كه خود بيمار به ستوه مي‏آيد.

ب) در رابطه باهوش:
بررسيهاي علمي نشان داده‏اند كه وضع هوشي آنها در سطحي متوسط و حتي بالاتر از حد متوسط است. وسواسي‏هايي كه داراي هوش اندك و يا با درجه ضعيف باشند بسيار كمند بر اين اساس رفتار آنها نبايد حمل بر كم ‏هوشي شان شود.

ج) در رابطه با اعتقاد

د) در رابطه با شخصيت و محيط:
تجارب نشان داده‏اند آنهايي كه در زندگي شخصي حساس‏ترند امكان ابتلايشان به بيماري وسواس بيشتر است و غلبه وسواس بر آنها زيادتر است. در بين فرزنداني كه والدينشان معمولا محكومشان مي‏كنند اين بيماري بيشتر ديده مي‏شود.
پاره‏اي از تحقيقات نشان داده‏اند كه شخصيت والدين و حتي صفات ژنتيكي، روابط همگن خويي و محيطي در اين امور مؤثرند بهمين نظر وسواس در بين دوقلوهاي يكسان بيشتر ديده مي‏شود تا در ديگران، اگر چه ريشه‏هاي اساسي و كلي اين امر كاملا مشهود نيست.
مساله شخصيت را اگر با دامنه‏اي وسيعتر مورد توجه قرار دهيم خواهيم ديد كه اين امر حتي در برگيرنده افراد و اشخاص از نظر جوامع هم خواهد بود. وسواس بر خلاف بيماري هيستري است كه اغلب در جوامع عقب نگهداشته شده ديده مي‏شود، در جوامع بظاهر متمدن و پيشرفته و حتي در بين افراد هوشمند هم بميزاني قابل توجه ديده مي‏شود.

ريشه ‏هاي خانوادگي وسواس
در مورد ريشه و سبب اين بيماري مطالب بسياري ذكر شده كه اهم آنها عبارتند از وراثت، شخصيت زير ساز يا الحاقي، وضع هوشي، عوامل اجتماعي، عوامل خانوادگي، عوامل اتفاقي، رقابت‏ها، منع‏ها و… كه ما ذيلا به مواردي از آن اشاره مي‏كنيم.

الف) وراثت:
تحقيقات برخي از صاحبنظران نشان داده است كه حدود چهل درصد وسواسيها، اين بيماري را از والدين خود به ارث برده‏اند، اگرچه گروهي ديگر از محققان جنبه ارثي بودن آن را محتمل دانسته و قايل شده‏اند، انتقال زمينه‏هاي عصبي مي‏تواند ريشه و عاملي در اين راه باشد.

ب) تربيت :
در اين مورد مباحثي قابل ذكرند كه اهم آنها عبارتند از:

1- دوران كودكي:
اعتقاد گروهي از محققان اين است كه پنجاه درصد وسواس‏هاي افراد در سنين جواني و پس از آن از دوران كودكي پايه‏گذاري شده و تاريخچه زندگي آنها حاكي از دوران كودكي ويژه‏اي است كه در آن كشمكش‏ها و مقاومت‏ها و سرسختي‏هاي فوق العاده وجود داشته و كودك در برابر خواسته‏هاي بزرگتران تاب مقاومت نداشته است.

2- شيوه تربيت:
در پيدايش گسترش وسواس براي شيوه تربيت والدين نقش فوق العاده‏اي را بايد قايل شد. بررسيها نشان مي‏دهد مادران حساس و كمال جو بصورتي ناخودآگاه زمينه را براي وسواسي شدن فرزندان فراهم مي‏كنند و مخصوصا والديني كه رفتار طفل را بر اساس ضابطه خود بصورت دقيق مي‏خواهند و انعطاف پذيري كمتري دارند در اين رابطه مقصرند. تربيت‏خشك و مقرراتي در پيدايش و گسترش اين بيماري زياد مؤثر است. نحوه از شير گرفتن كودك بصورت ناگهاني، گسترش آموزش مربوط به نظافت و طهارت و كنترل كودك در رفتار مربوط به نظم و تربيت و دقت او هم در اين امر مؤثر است.

3- تحقير كودك:
عده‏اي از بيماران وسواسي كساني هستند كه دائما اين عبارت به گوششان خورده است كه: آدم بي عرضه‏اي هستي، لياقت نداري، در خور آدم نيستي، بدرد زندگي نمي‏خوري… و از بابت عدم لياقت‏خود توسط والدين، مربيان، خواهران، و برادران ارشد ركوفت‏شنيده و تنبيه شده‏اند. اين گونه برخوردها بعدا زمينه را براي ناراحتي عصبي و يا وسواس آنها فراهم كرده است.

4- ناامني‏ها:
پاره‏اي از تحقيقات نشان داده‏اند برخي از آنها كه دوران حيات كودكي آشفته‏اي داشته و با ترس و نا امني همساز بوده‏اند بعدها به چنين بيماري دچار شده‏اند. آنها در مرحله كودكي وحشت از آن داشته‏اند كه نكند كار و رفتارشان مورد تاييد والدين و مربيان قرار نگيرد. اينان در دوران كودكي براي راضي كردن مربيان خود مي‏كوشيدند و سعي داشته‏اند كه دقتي افراطي درباره كارهاي خود روا دارند و در همه مسائل، با باريك‏بيني و موشكافي وارد شوند.
5- منع‏ها:گاهي وسواس فردي بزرگسال نشات گرفته از منع‏هاي شديد دوران كودكي و حتي نوجواني و جواني است. مته بر خشخاش گذاردن والدين و مربيان، ايرادگيريهاي بسيار، توقعات فوق العاده از زير دستان، اگر چه ممكن است كار را برطبق مذاق خواستاران پديد آورد معلوم نيست عاقبت‏خوش و ميموني داشته باشد.

6- خانواده افراد وسواسي: بررسيها نشان داده ‏اند:
- اغلب وسواسي‏ها والدين لجوج داشته‏اند كه در وظيفه خواهي از فرزندان سماجت‏بسيار نشان مي‏داده‏اند.
- ايرادگير و عيبجو بوده‏اند اگر مختصر لغزشي از فرزندان خود مي‏ديدند، آن را به رخ فرزندان مي‏كشيدند.
- خسيس و ممسك بوده‏اند به طوري كه كودك براي دستيابي به هدفي ناگزير به شيوه‏اي اصرارآميز بوده است و بالاخره افرادي كم گذشت، طعنه زن، ملامتگر، بوده‏اند و كودك سعي مي‏كرده خود را در حضور آنها دائما جمع و جور كند تا سرزنش نشود. (6)

آمار

خيلي از افراد فكر مي كنند اختلال وسواس اجباري در خانم ها بيشتر است.
برخلاف تصورر عموم احتمال ابتلاي مرد و زن به OCD(اختلال وسواس اجباري) يكسان است، اما در گروه سني نوجواني، ميزان ابتلاي پسران از دختران بيشتر است كه منشاء ژنتيك دارد.
از سوي ديگر ميزان ابتلاي افراد مجرد به اين اختلال، بيشتر از متاهل هاست.
به طور كلي ميزان شيوع اختلال وسواس اجباري(OCD)، 2تا 3 درصد است.

درمان :

درمان وسواس از ديدگاه دکتر علي زاده

براي درمان مي‏توان از راه و رسم‏ها و وسايل و ابزاري استفاده كرد كه يكي از آنها تغيير محيطي است كه بيمار در آن زندگي مي‏كند.

1- تغيير آب و هوا:
 دور ساختن بيمار از محيط خانواده و اقامت او در يك آسايشگاه و واداشتن او به زندگي در يك منطقه خوش آب و هوا براي تخفيف اضطراب و درمان بيمار اثري آرامش بخش دارد و اين امري است كه اولياي بيمار مي‏توانند به آن اقدام كنند.

2- تغيير شرايط زندگي:
از شيوه‏هاي درمان اين است كه زندگي بيمار را در محيطي ديگر بكشانيم و وضع او را تغيير دهيم. او را بايد به محيطي كشاند كه در آن مساله حيات سالم و دور از اغتشاش و اضطراب مطرح باشد و بناي اصلي شخصيت او از دستبردها دور و در امان باشد بررسيهاي تجربي نشان مي‏دهند كه در مواردي با تغيير شرايط زندگي و حتي تغيير خانه و محل كار و زندگي بهبود كامل حاصل مي‏شود.
3- ايجاد اشتغال و سرگرمي:
تطهيرهاي مكرر و دوباره‏كاري‏ها بدان خاطر است كه بيمار وقت و فرصتي كافي براي انجام آن در خود احساس مي‏كند و وقت و زماني فراخ در اختيار دارد. بدين سبب ضروري است در حدود امكان سرگرمي او زيادتر گردد تا وقت اضافي نداشته باشد. اشتغالات يكي پس از ديگري او را وادار خواهد كرد كه نسبت‏به برخي از امور بي‏اعتماد گردد، از جمله وسواس.
4- زندگي در جمع:
فرد وسواسي را بايد از گوشه‏گيري و تنهايي بيرون كشاند. زندگي در ميان جمع خود مي‏تواند عاملي و سببي براي رفع اين الت‏باشد. ترتيب دادن مسافرتهاي دستجمعي كه در آن همه افراد ناگزير شوند شيوه واحدي را در زندگي پذيرا شوند، در تخفيف و حتي درمان اين بيماري مخصوصا در افرا كمرو مؤثر است.
5- شيوه‏هاي اخلاقي:
رودربايستي‏ها و ملاحظات فيمابين كه هر انساني بنحوي با آن مواجه است تا حدود زيادي سبب تخفيف اين بيماري مي‏شود. طرح سؤالات انتقادي توام با لطف و شيريني، بويژه از سوي كساني كه محبوب و مورد علاقه بيمارند در امر سازندگي بيمار بسيار مؤثر است و مي‏تواند موجب پيدايش تخفيف هايي در اين رابطه شوند و البته بايد سعي بر اين باشد كه انتقاد به ملامت منجر نشود روح بيمار را نيازارد. احياي غرور بيمار در مواردي بسيار سبب درمان و نجات او از عوامل آزار دهنده و خفت و خواري ناشي از پذيرش رفتارهاي ناموزون وسواسي است و به بيمار قدرت مي‏دهد. بايد گاهي غرور فرد را با انتقادي ملايم زير سؤال برد و با كنايه به او تفهيم كرد كه عرضه اداره و نجات خويش را ندارد تا او بر سر غرور آيد و خود را بسازد. بايد به او القا كرد كه مي‏تواند خود را از اين وضع نجات دهد. همچنين بايد به بيمار اجازه داد كه درباره افكار خود اگر چه بي معني است صحبت كند و از انتقاد ناراحت نباشد.
6- تنگ كردن وقت:
بيش از اين هم گفته‏ايم كه گاهي تن دادن به ترديدها ناشي از اين است كه بيمار خود را در فراخي وقت و فرصت‏ببيند و براي درمان ضروري است كه در مواردي وقت را بر فرد وسواسي تنگ كنند. در چنين مواردي لازم است‏با استفاده از متون و شيوه‏هايي او را به كاري مشغول داريد به امر و وظيفه‏اي او را وادار نماييد تا حدي كه وقتش تنگ گردد و ناگزير شود با سر هم كردن عمل و وظيفه كار و برنامه خود را اگرچه نادرست است‏سريعا انجام دهد. تكرار و مداومت در چنين برنامه‏اي در مواردي مي‏تواند بصورت جدي در درمان مؤثر باشد.
7- زيرپاگذاردن موضوع وسواس:
در مواردي براي درمان بيمار چاره‏اي نداريم جز اينكه به او القا كنيم به قول معروف به سيم آخر بزند، حتي با پيراهني كه آن را او نجس مي‏داند و يا با دست و بدني كه او تطهير نكرده مي‏شمارد و به نماز بايستد و وظيفه‏اش را انجام دهد. به عبارت ديگر بيمار را وا داريم تا همان كاري را كه از آن مي‏ترسد انجام دهد. تنها در چنين صورت است كه در مي‏يابد هيچ واقعه‏اي اتفاق نمي‏افتد.

شيوه ‏هاي اصولي در درمان وسواس:

الف) روانپزشكي:
اگر رفتار و يا عمل وسواسي شديد شود نياز به متخصص رواني و درمانگري است كه در اين زمينه اقدام كند. كسي كه تعليمات تخصصي و تحصيلي‏اش در روان پزشكي او به او اجازه مي‏دهد كه براي شناخت ريشه بيماري و درمان بيمار اقدام نمايد. علاوه بر اينكه در زمينه ريشه‏يابي‏ها كار و تلاش كرده و دائما در رابطه با خود هم اقداماتي بعمل آورده و لااقل حدود 300-200 ساعتي هم در رابطه با شناخت‏خويش گام برداشته است. اينان اجازه دارند كه در موارد لازم نسخه بنويسند و يا داروهايي تجويز كنند و يا شيوه‏هاي ديگري را براي درمان لازم مي‏بينند بكار گيرند.
بيماران را گاهي لازم است كه در مؤسسات روان‏پزشكي و گاهي هم در بيمارستان‏ها به طرق روانكاوي و روان‏درماني درمان نمايند و در موارد ضرور بايد آنها را بستري نمود. درمان بيماري براي برخي از افراد بسيار ساده و آسان و براي برخي ديگر بسيار سخت است ; بويژه كه شرايط اقتصادي و اجتماعي بيمار هم در اين امر مؤثر است.
ب) روان درماني:
اين هم نوعي درمان است كه توسط روانكاو يا روانشناس صورت مي‏گيرد و آن يك همكاري آزاد بين بيمار و درمان كننده مبتني بر اعمال متقابل است كه بر اساس روابطي نسبتا طولاني و طبق هدف و برنامه ريزي مشخصي به پيش مي‏رود. درمان اختلال به‏صورت مكالمه و صحبت و يا هر شيوه مفيدي كه قادر به اصلاح زندگي رواني فرد باشد انجام مي‏گيرد. در اين درمان گاهي هم ممكن است دارو مورد استفاده قرار گيرد. البته اصل بر اين است كه بر اساس شيوه مصاحبه و گفتگو زمينه براي يك تحول دروني فراهم شود.

اصولي در روان درماني:

 در روان درماني افراد، همواره سه اصل مورد نظر است و مادام كه به اين جنبه‏ها توجه نشود امكان اصلاح و درمان نخواهد بود:

الف – اصلاح محيط:
 و غرض محيط زندگي بيمار، توجه به امنيت آن، بررسي اصول حاكم بر جنبه‏هاي محبتي و انضباطي، نوع روابط و معاشرتها، فعاليتهاي تفريحي، گردشها، تلاشهاي جمعي، مشاركتها در امور،… است.
ب – ارتباط خوب و مناسب:
در روان درماني آنچه مهم است داشتن و يا ايجاد روابط خوب و مناسب همدردي و همراهي، كمك كردن، دادن اعتبار و رعايت احترام، وانمود كردن حق بجانبي براي بيمار، تقويت قدرت استدلال، بيان خوب، خودداري از سرزنش و… .
ج – روانكاوي و روان درماني:
كه در آن تلاشي براي ريشه‏يابي، ايجاد زمينه براي دفاع خود بيمار از وضع و حالات خود گشودن عقده‏ها، توجه دادن بيمار به ريشه و منشا اختلال خود، القائات لازم و…

درمان وسواس از ديدگاه دکتر آخوندزاده

درمان وسواس مي تواند به 2 صورت دارويي و غيردارويي و يا توام با هم انجام گيرد كه معمولا" بهترين جواب را زماني خواهيم داشت كه اين 2 نوع درمان را در كنار هم داشته باشيم.
با اشاره به اين كه 20 تا 30 درصد بيماران به خوبي به درمان جواب مي دهند و حدود 40 درصد بهبودي متوسطي دارند، مي گويد: متأسفانه حدود 20 تا 40 درصد از بيماران پاسخ خيلي خوبي به درمان نمي دهند.
عامل اصلي رفتارهاي وسواسي يك ميانجي شيميايي به نام»سروتونين« مي باشد و بيشتر درمان هاي وسواس مبتني بر »مهار بازجذب سروتونين« است.

داروهاي مهم وسواس
1 -قديمي ترين داروي وسواس كه هنوز هم يكي از موثرترين آنها، كلوميپوامين است كه در حقيقت يكي از داروهاي ضدافسردگي سه حلقه اي مي باشد.

2 – داروهاي اختصاصي مهاركننده بازجذب سروتونين مثل فلوكيستين و به طور اخص فلووكسامين و سرتراسين.

3 – اگر داروهاي 2 گروه اول و دوم پاسخ ندهند، داروهاي دسته سوم را به اين داروها اضافه مي كنيم؛ اين داروها شامل: باسپيردن، كلونازپام و حتي داروهاي آنتي سايكوتيك مثل هالوپيريدول، پيموزايد و رسپيريدون هستند و حتي گاهي از ليتيوم هم استفاده مي كنيم.

درمان غيردارويي وسواس
روشي كه براي درمان غيردارويي وسواس استفاده مي شود(R.E.P) يا Response exposure prevenition است كه مواجهه بيمار با موردي مي باشد كه نسبت به آن وسواس دارد( مثل آلودگي ها) و اين كه از پاسخ دادن جلوگيري كند كه در واقع نوعي حساسيت زدايي است.

اهميت رفتاردرماني براي درمان اختلال وسواس : گاهي اوقات كارايي اين روش معادل ارزش درمان دارويي است و مي تواند بسيار ارزشمند باشد.

به صورت كلي وسواس وابسته به شرايط محيطي است و قابليت پيشگيري ندارد، مراجعه به موقع به پزشك را براي درمان بيمار، جهت جلوگيري از توسعه بيماري بسيار موثر مي داند و به اطرافيان بيمار توصيه مي كند كه براي درمان بيمار خود صبر و تحمل كافي داشته باشند.
به طور كلي ميزان شيوع اختلال وسواس اجباري، 2تا 3درصد است
بيشتر درمان هاي وسواس مبتني بر مهار بازجذب سروتونين است
احتمال ابتلاي مرد و زن به اختلال وسواس اجباري يكسان است


«گل گاوزبان» و درمان وسواس

نتایج تحقیقات نشان می‌دهد: عصاره آبی گل گاوزبان دارویی مؤثر و بی‌خطر برای درمان بیماران مبتلاء به اختلال وسواسی اجباری است.

به گزارش ایسنا، گاوزبان ایرانی گیاهی از تیره بوراژیناسه راسته پولمونیالیسه، كلاس دیوتبلونس و جنس اكویم است. گونه مزبور گیاهی علفی، دوساله و پایاست كه پوشیده از كرك‌های نرم و نازك و دارای گل‌های لوله‌یی شكل و آبی رنگ مایل به ارغوانی می‌باشد. برگهای آن ساده، میوه آن نوك تیز و فندقی و سطح آن دارای برجستگیهای كوچك و تیز می‌باشد. فصل گل دهی گیاه از آغاز اردیبهشت تا اواخر مرداد است. در ایران اطلاق نام «گاوزبان» تنها به این گیاه است.

این گیاه به طور وسیعی به صورت خودرو در استان‌های شمالی ایران همچون گیلان، مازندران، ارتفاعات كندوان، كلادرشت و چالوس یافت می‌شود. مهدی سیاح برگرد دستیار روانپزشكی دانشگاه علوم پزشكی تهران و حاتم بوستانی استادیار گروه روانپزشكی دانشگاه علوم پزشكی اهواز و همكارانشان در این تحقیق به بررسی اثر بخشی و سلامت مصرف عصاره آبی گل گاوزبان با دور ثابت در درمان بیماران مبتلاء به اختلال وسواسی اجباری در یك دوره شش هفته‌یی پرداختند.

در این مطالعه كار آزمایی بالینی تصادفی 33 بیمار مبتلاء به این اختلال كه در مقیاس یال براون نمرات مساوی یا بالاتر از 21 داشتند وارد مطالعه شده و به صورت تصادفی دارونما و یا 500 میلیگرم از عصاره آبی گل گاوزبان دریافت كردند. بیماران برای شش هفته پیگیری شدند و اثر بخشی درمان با مقیاس یال براون در هفته‌های 0، 1، 2، 4و 6 اندازه‌گیری شد. نتایج این یافته‌ها نشان داد: در هفته‌های انتهایی، عصاره گاوزبان نسبت به دارونما برتری داشت كه این اختلاف در هفته چهارم نزدیك به معنی‌دار و هفته ششم معنی‌دار بود. عصاره آبی گل گاوزبان در هیچ كدام از هفته‌ها بیش از دارونما عوارض جانبی ایجاد نكرد.

پژوهشگران با استناد به یافته‌های این تحقیق تاكید كرده‌اند كه عصاره آبی گل گاوزبان دارویی مؤثر و بی‌خطر برای درمان بیماران مبتلاء به اختلال وسواسی اجباری است، اگرچه مطالعات بیشتر برای تایید آن لازم است.

يافته هاي جديد در درمان وسواس

بررسي هاي جديد نشان مي دهد داروي ريلوزول كه در درمان نوعي اختلال عصبي به كار مي رود در درمان اختلال وسواس مؤثر است .
دانشگاه پيل از داروي ريلوزول در درمان سيزده بيمار مبتلا به اختلال وسواس استفاده شد نتايح درمان بسيار اميدوار كننده است . اين عده از بيماران به هيچ يك از درمانهاي دارويي ديگر يا رفتار درماني جواب نداده بودند.به عقيده محققان داروي ريلوزول ويژگيهاي ضد وسواس، ضد افسردگي و ضد اضطراب چشمگيري دارد.


منابع :

Share

چاپ اين مطلب

       تعداد بازديد:42002       

ارسالي از سوي: مدير سايت    به بخش : پزشکي, روانشناسي, عمومي

70 مطلب تكميلي/درخواست»


استاد ، پژوهشگر و دانشجوي عزيز:

با اميد به اينكه مطلب ارائه شده مفيد بوده باشد ، تقاضايي از شما داريم و آن اينكه :
اگر منبع ديگري (شامل : كتاب ، سايت ، مقاله و ...) مي شناسيد و يا مقاله اي داريد كه به هر چه تكميل تر شدن اين مطلب كمك مي كند آنرا معرفي نماييد. اينكار بيش از چند دقيقه وقت شما را نمي گيرد، اما مطمئن باشيد كه ساعتها در وقتتان صرفه جويي مي كنيد !! زيرا بار ديگر كه براي مطلبي به اين سايت مراجعه كنيد ، منبع عظيمي از اطلاعات مي بينيد كه ديگر عزيزان به جهت اين نيك انديشي ، به شما هديه داده اند.

ارتقاء علمي؛ در گرو كمك ما به يكديگر است

  • میهن می‌گه:

    دوستان خواهش میکنم تنها سمت دارو نروید دارو جوابگوی درمان وسواس نیست http://darmanevasvas.blogfa.com

    [پاسخ]

  • رضا می‌گه:

    وسواس ( ها )

    1 – همه اعمال و کردارهای آدمی یا از روی حکمت و علم است و یا از وسوسه های

    شیطان! نوع دومش را وسواس گویند. آدمی یا تحت فرمان عقل و ایمان خویش است و

    یا مرید القائات انس و جن!

    5 – امروزه به ندرت می توان آدم غیر وسواسی پیدا کرد. امروزه عصر حساسیت های عجیب

    و آلرژیهای غریب است. تعلقات یا نفرت هائی که هیچ کس معنایش را نمی فهمد. گوئی همه

    به نوعی مافیائی و مرموز زندگی می کنند و دارای اسرار مگوئی هستند که خودشان هم بر

    آن آگاهی ندارند. نوعی مسخ شدگی و تسخیر بواسطه نیروی نامرئی!

    7- مثلاً کسی نسبت به قیافه خود حساسیت پیدا کرده و مستمراً به خودش ور می رود.

    حساسیت و وسواس دماغ در عصر ما یکی از این وسوسه های مستقیم شیطانی است که

    کار را به جراحی می کشاند. خودارضائی جنسی نیز …

    از کتاب ” مبانی عرفان عملی ” استاد علی اکبر خانجانی ص 161

    لینک دانلود از سایت : بنیاد نشر استاد خانجانی : دانلود کنید

    http://khanjay.com/book/resaleieerfaneamali.zip

    یا از وبلاگ عرفان زندگی :

    دانلود

    [پاسخ]

  • کاترین می‌گه:

    سلام 29سالمه 4ساله که ازدواج کردم 1سال قبل ازازدواجم به وسواس مبتلاشدم درمان بافلوکستین بامشورت پزشک خیلی کمکم کردمن ازبیماری پیسی یاویتیلیگومیترسم مادرم وقتی کوچیک بودم به من میگفت ازاین بیماری میترسه الان این ترس دایما توی وجودمه وقتی بعدازمدتی داروهاموقطع کردم باز به سراغم اومد این بار کلومیپرامین خوردم تا زمانی که دارو میخورم خیلی خوبم باقطع کردن 6تا 9یا10ماه بعدبرمیگرده متاسفانه این داروهابه کلی تمایلات جنسی من و ازبین میبره وتبدیل به یک آدم بی احساس شدم اگه داروها با زندگی جنسیم تعارض نداشت مصرف وادامه میدادم……….مطرح کردن این موضوع با همسرم هم برام سخته..البته تاحدودی درجریان هست…احساس میکنم اگه به این بیماری مبتلاشم باید زندگیمو با همسرم که دوستش دارم به خاطرظاهرم ترک کنم{اخه تا حالا2تالکه روی پوستم داشتم ولی دکتر میگه نگران نباش }

    الانم بعد4سال دوست دارم باردار شم ولی با این مشکل دست نگه داشتم…………..

    [پاسخ]

  • رحمت الله می‌گه:

    سلام من 18 سالمه وحدود ی2سال میشه این مرض گرفتارم . 2سال قبل از جای افتادم وسرم یک طرفش ضرب خورد و به نظرم میشه که جمجمه ام تغیر کرده بخاطری همین بعضی وقتا روبروی آیینه وامیستم وموهامو شانه میکنم وراضی نمیشم و هی دچار وسواس میشم لطفا راه درمان به من نشان دهید

    [پاسخ]

  • کوروش می‌گه:

    درود.من کوروش هستم و دانشجو خانواده من چهار نفره است پدر مادر برادر وخودم. مدت سه سال است که برادرم وسواس شدیدی در شستن دست هایش پیدا کرده ولی به تازگی این وسواس خیلی شدیدتر شده طوری که الان دارم پیام میدم برادرم تو حمام داره دست وپایش را میشورد برادرم تا دیپلم خوانده و یک سال است که ازدواج کرده ودر زندگی مشترک دچار مشکل شده طوری که می خواهند از هم جدا شوند برادرم بیست وچهار سالشه یه سال از من کوچکتره ممنون می شوم راهنمایی کنید

    [پاسخ]

  • ساغر اسماغیلی می‌گه:

    با سلام و خسته نباشید خدمتتون،من دختری 21ساله هستم و مدام این فکر وسواسی با من هست که نکند اتفاق بدی برا مامانم بیفتد همش فکر میکنم کم مونده که از دستش بدم،این افکار نزدیک 6ساله که اذیتم میکنه خواهش میکنم منو از این افکار آزارنده نجات بدین.

    [پاسخ]

  • مهناز می‌گه:

    سلام من امسال درست 10 قیقه قبل از شروع کنکور سراسری بخاطر استرسم استفراغ کردم(قبل کنکور این حالت در من سابقه نداشت)امسال نتوانستم در کنکور قبول شوم و از مهر شروع به دادن ازمون ازمایشی کردم ولی از شب قبل ازمون وسواس فکری تکرار این حادثه برای من به وجود می اید طوری که صبح ازمون مانند روز کنکور استفراغ می کنم.تو رو خدا یکی راهنمایم کنه که چی کار کنم

    [پاسخ]

  • نگار می‌گه:

    سلام من دختری 31 ساله هستم که مدت 15 ساله وسواس کندن مو دارم خیلی اذیت میشم از این بابت روانشناس و دکتر و دارو اثر نکرد .در ضمن من شاغلم و روابط اجتماعی خوبی دارم اما توی مراسم همیشه اضطراب دارم کسی به موهای سرم دقت کنه لطفا راهنماییم کنید.

    [پاسخ]

  • ثريا فاميلي می‌گه:

    با سلام.پسرم در مقطع پيش دانشگاهي است.ميگويد دچار وسواس درسي شده و وقتي درس را تمام ميكند دچار شك است كه آيا خوب فهميده يا نه.در ضمن سالهاست وسواس در شستن دستها دارد ،هم زياد ميشورد و هم مصرف فوق العاده زياد دستمال كاغذي دارد. خودش ميگويد در ارتباط با وسواس درسي پيش روانكاو ببرمش. آيا اين كار لازم است؟و پيش چه كسي و چه تخصصي بايد برويم؟ با تشكر فراوان

    [پاسخ]

    فاطمه پاسخ:

    سلام منم یه مدت وسواس شستشو گرفته بودم خدایی خیلی بده اگه بگم چیکار کردم خوب شدم خندتون میگیره من یه اردک خریدم از این کوچولوها بعد انقد که همش باهاش سرو کار داشتم و همش بهش دست میزدم اخه تو خونه بود مامانمم هی میگفت بیا ببرش روزی 100بار بهش دس میزدم دیدم نمیشه هی برم دستامو با مایع بشورم اوایل با مایع میشستم بعد با اب خالی بعدم کلا عادی شد وقتی میدیدم اردکه تمیزه دیگه دستمو نمیشستم اینطوری فراموشش کردم به نظر من بهترین راه برای درمان وسواس قرارگرفتن در موقعیتی که ازش بیم داریم ومیترسیم اینطوری دیگه نمیترسی که سرت بیاد در نتیجه فراموش میکنی ارزو میکنم همه سلامت و شاد باشید

    [پاسخ]

  • زهرا می‌گه:

    باسلام در خصوص با سوالی که چند روز پیش مطرح کردم همسرم مشکلاتی دیگری در رابطه با بیماری اش دارد که بطور خلا صه توضیح می دهم : در مسیر های که میدان یا مکان زیارتی وجود دارداز رفتن به دور انها خوداری میکند یا مسیر هایی که به قبرستان ختم میشود نمی رود وحتی از محصولاتی که در ان اطراف وجود دارد در صورت اصلاع استفاده نمی کند و از رقتن به سر مزار امتناع می کند خواهشمند است راهنمایی فرمائید .

    [پاسخ]

  • امیر می‌گه:

    من فکر میکنم که باید برای هر عملی باید برنامه ریزی دقیق داشته باشم. مخصوصا در خصوص درس خواندن برای کنکور فوق لیسانس . ساعتها میشینم برنامه ریزی می کنم اما آخرش احساس می کنم این برنامه درست نیست وباید یکی دیگه درست کنم. چیکار کنم؟

    [پاسخ]

  • نرگس می‌گه:

    من من زنی32ساله ومتاهل می باشم که شدیدا دچا وسواس در شستشو ودرنماز هم شک میکنم وازشدت وسواس رابطه جنسی نیز انجام نمی دهم راه درمان من چیست

    [پاسخ]

    مدير سايت پاسخ:

    پیشنهاد می کنیم که در اردوهای تفریحی یکی – دو روزه کوهنوردی یا گشت طبیعت شرکت کنید . در این اردوها شما به اجبار در تنگنای استفاده از امکانات بهداشتی قرار می گیرید و مجبورید که صبور باشید . بدین ترتیب به مرور از حساسیت شما کاسته خواهد شد. پیروز باشید

    [پاسخ]

  • ak می‌گه:

    سلام خسته نباشید من جدیدا احساس می کنم وسواس دارم متولد 71 هستم و تا چند ماه دیگه 20 ساله می شم وقتی سنم کمتر بود وقتی یه قطره آب روی لباسم می چکید تمام لباسم رو عوض می کردم پوست و مو چربی دارم (البته نه خیلی چرب به گفته دیگران) بعد از گذشت 3 4 ساعت اومدن از حموم بازم احساس کثیفی می کنم مدام در حال تمیز کردن اتاقم هستم و هیچ وقت آرامش ندارم با تمام وقتی که میذارم اما واقعا اتاقم باز کثیف و نا مرتبه مادر و (به خصوص) پدر کمال طلبی دارم با گرفتن هر نمره و نتیجه ای هرچند قابل قبول راضی نمی شم به حدی که گاهی کار رو در مراحل اولیه اش رها میکنم چون امیدی به نتیجه ندارم دوره دبیرستان جز شاگرد اول های کلاس بودم و مرحله اول المپیاد های ریاضی و فیزیک پذیرفته شدم اما از اواسط سال پیش دانشگاهیم به دلیل نا امیدی درس خوندن رو رها کردم اوایل فقط بعضی چیز ها رو بادداشت میکردم اما حالا تا چیزی رو ننویسم حس میکنم نمیفهممش اگه جزوه یا کتابم کثیف باشه اصلا نمیتونم بخونمشون گاهی برای آروم کردن خودم برای آینده خوشایندی که دوس دارم بهش برسم برنامه ریزی میکنم یا حتی نقاشیشون میکنم سال پیش دانشگاهیم با نتیجه متوسط پشت کنکور موندم (سال89) سال گذشته اصلا درس نخوندم و بر خلاف انتظار از سال قبل نتیجه بهتری گرفتم(سال 90) و امسال (کنکور 91)سال سومیه که میخوام شرکت کنم و متاسفانه به شدت احساس تنبلی رخوت خستگی و افسردگی میکنم لطفا راهنماییم کنین (ببخشید اگه توضیحاتم طولانی بود هر چیزی که به نظرم مربوط اومد عنوان کردم)

    [پاسخ]

  • dariush s می‌گه:

    با سلام خانم من دچار وسواس نجاست است و دستشویی نمی رود از ترس اینکه نجس شود و وقتی از دستشویی بیرون می اید دستش را تا یک ساعت پایین نمی اورد و وقتی بیرون می اید تا نیم ساعت دست خود را می شوید تازه باز هم می گوید من به خود دستشویی کردم می رود حمام من چکار برایش بکنم او را پیش روانپزشک بردم باز هم فرقی نکرد اصلا حرف کسی را گوش نمی کند حتی مادرش و دوستانش را لطفا من را یاری کنید با تشکر

    [پاسخ]

  • میثم می‌گه:

    ددددرود بر شما .29 سالمه . فقط میخواستم بگم که خدا برای کسی نیاره بیماری بدیه .ادمو از کارو زندگی میندازه مخصوصا ادمایی مثل من که از اعتماد به نفس و روابط عمومی و اجتماعیه خوبی برخورداریم .چون یهو به خودت میای میبینی از همه فاصله گرفتی .ممنون

    [پاسخ]

  • مهدی می‌گه:

    سلام من پسری 19 ساله ام دچار وسواس شدیدی شده ام وسواس به نوشتن الله شدم هر کجا دست ،پا،وهر جای بدنم را میزنم فکر میکنم الله نوشتم مثلا با خش دست و … هر جایی میرم همینطوریه به عنوان مثال به پایه ی صندلی که لاکه با پایم خش انداختم به شکل الله درامده و به خاطر همین عصبانی شدم و الله واقعی را نوشتم با خش ناخن پا به پایه بعدش دچار فکر میشم و پشیمانی . اصلا نمیتوانم درس بخانم با اینکه دانشجو در شهر غریبی هستم این فکرا مدام همینطوری 24 ساعته مخم را میخوره دیگه به اخرش رسیدم من از 15 سالگی وسواس دارم و مدام داره شدیدتر میشه البته وسواس دیگه ای هم دارم الان این شدیتر شده دیگه فکر امید به زندگی ندارم

    [پاسخ]

    مدير سايت پاسخ:

    با سلام اینکه چنین تصوری دارید مشکل نیست ؛ اینکه این تصور را بد می دانید دردسر ساز شده . به خودتان چنین القاء کنید که بسیار خوب است که همواره الله را در کنار خود دارید و از این بابت خشنود خواهید شد. با هر بار احساس رضایت سعی کنید دیگر به موضوع نیاندیشید. پیروز باشید

    [پاسخ]

  • پرستو می‌گه:

    23ساله هستم.ازبچگي وسواس داشتم يعني مادرم داشت كه منم دارم.ولي يه مدت به علت يه سري فشارا وسواسم خيلي شديد شده به طوري كه فقط يه جاي خواص تويه خونه ميشينم كه كسي نميشينه.دوست ندارم كسي خونه مابياد.تاجايي بتونم دستشويي نميرم اگرم برم بايدهمه لباسامو عوض كنم حتي گاهي يادم ميره خودمو شستم يانه.اينا نصف نصف مشكلات منه.دعاكنيدبرام

    [پاسخ]

    مدير سايت پاسخ:

    وسواس کمتر ریشه ارثی دارد. بیشتر ناشی از عوامل بیرونی و تلقینی است که صورت گرفته . اگر روی صندلی خاصی می نشینید – جای صندلی را روزانه یا به نوبت عوض کنید . اگر جای خاصی در خانه می نشینید سعی کنید در آن نقطه تغییرات ایجاد کنید ( مثلا فرش را عوض کنید – تصویر روی دیوار پشت سر خود را تغییر دهید و … ) پس از هر تغییر به خودتان بگویید که : جای من تغییر کرد ولی اتفاقی نیفتاد. (این را بلند تکرار کنید) – قبل از رفتن به دستشویی لباسهایتان را در بیاورید و با ارامش به مستراح بروید. هدفی را که در آینده به می خواهید برسید مد نظر قرار داده و تماما سعی کنید به هدف خود در زمان ایجاد وسواس فکر کنید. در نهایت این شما هستید که به خودتان می توانید کمک کنید . کتابهای موفقیت را بخوانید و از مواد غذایی آرامش بخش : شکلات ، چای سبز و … استفاده کنید. پیروز باشید

    [پاسخ]

  • شيما می‌گه:

    شديد دچر اين وسواس شدم با وجود اين كه بعضي مواقع دوغ نوشابه ميگو ماهي خورشت سبزي چيبس خلاصه كلي از اينا دور و برمه بازو اونارو نميخورم آخه فكر مي كنم يكي ميميره هميشه شبا از خواب مي برم و مي ترسم دوست هام منو مسخره مي كنن و خيلي اذيت ميشم بايد چهار بار از جلوي آينه رد بشم كلي شبا گريه كردم

    [پاسخ]

    مدير سايت پاسخ:

    راه حل خیلی ساده است . کافی است تصمیم بگیرید که از این عادت خارج شوید. از همین امروز به تمامی چیزهایی که باورهای غلط را در شما ایجاد می کنند، توجه نکنید. که به چند بار انجام دادن کارها عادت دارید ، یک تقویم کوچک خریداری کنید و کارهای روزانه را که قصد انجامشان را دارید را در آن یادداشت نمایید. سپس بعد از انجام آن کار – کنار عنوانش در تقویم تیک بزنید تا مطمئن شوید که دوباره انجامش نمی دهید. با هر بار شک کردن کافی است به تقویم خود رجوع کنید. پیروز باشید

    [پاسخ]

  • سینا می‌گه:

    سلام من پسری 20 ساله هستم چند مدتی هست که دچار وسواس فکری شدم توی یادگیری مدام فکر می کنم باید زیاد تکرار کنم در هر مشکل حتی اگر حل بشه باز فکر می کنم هنوز حل نشده خلاصه یک فکر مدام توذهنم میاد فرقی نداره چی باشه دارم عذاب می کشم چون خیلی جاها بهم ضرر رسونده سعی میکنم درمانش کنم ولی نمیتونم یا شاید راهش و بلد نیستم.

    [پاسخ]

    ن - شهبازی (روانشناس) پاسخ:

    چند تکنیک کادبردی روانشناختی برای وسواس فکری که امیدوارم موثر واقع شوند:

    1- یک مچ بند لاستیکی به دست خود ببندید و همزمان با تکرار ذهنی(فکر بس یا بس کن ) آن را بکشید و رها

    کنید تا درد ملایمی ایجاد شود و فکر مزاحم متوجه درد شود .

    2- در طول روز وقت معینی جهت نشخوارهای فکری خود اختصاص دهید اگر نشخوارفکری در وقت

    دیگری غیر از زمان تعیین شده شروع شد به خودتان گوشزد کنید که وقت آن الان نیست.

    3- یکی از روشهای انحراف فکر انجام کارها ی فکری مانند پرکردن جدول ، تکمیل یک پازل،

    شمارش معکوس اعداد، بازی شترنج است .

    [پاسخ]

    delaram پاسخ:

    salam agha sina man etefaghi comment e shoma ro didam, agar moshkele shoma vasvase fekri hast man mitoonam rahnamayeetoon konam ta moshkeletoon be hade aghal berese agar hanooz moshkeletoon hal nashode, be man email bezanid man az tarighe email komaketoon mikonam, faghat ye zamani email bezanid ke vaghte azad dashte bashid, chon shoma hodoodan bayad 1 hafte zaman bezarid va karhayee ke migam ro ba deghat va hosele anjam bedid ta be natije delkhah beresim movafagh bashid [email protected]

    [پاسخ]

  • mobina می‌گه:

    salam man dokhtari 29 sale hastam modate 10 sale ke be vasvas dochar shodam ke be alate tanasoli khanoma o aghayan negah mikonam kheili azyat misham tahte darmane doctor ham boodam vali faide nadasht to jame kheili bishtar ezterab bem dast mide ke nakone kasi moshkele mano bedoone alanam daram namzad mikonam va namzadam moshkele mano midoone va mige eshkal nadare va ba ham halesh mikonim az lahaze khanevadeha ham kami moshkel darim ke be ezterabam ezafe shode khaheshan komakam konid

    [پاسخ]

  • محمد می‌گه:

    سلام من 29 سالمه و متاسفانه از حدود شاید 12 ساله که به این بیماری وسواس دچارم و واقعا در بعضی از اوقات منو رو تا مرز جنون پیش می بره. چون در خانواده مذهبی و سنتی بزرگ شدم و به موسیقی علاقه مند هستم همیشه در حلال و حرام بودن موسیقی فکری منو آزار می داد که این قضیه و این فکرها هنوزم که هنوزه اذیتم می کنه. اما فکرهای دیگری از جمله در مورد سلامتی؛ نحوه برخورد با جنس مونث هم به شکل های گوناگون آزارم میده مثلا کافیه یه مقاله بخونم در مورد اینکه فرضا گوجه فرنگی های کشت شده در ایران بخاطر کودهایی که بهش میزنند سرطان زا است … این فکر دیگه هر وقت موقع غذا خوردن سراغم می آد و من همیشه با خودم در جدالم که چه باید بکنم. الان می فهمم که خیلی از ناکامی های من در زندگی بخاطر این بیماری هست لطفا منو راهنمایی کنید ضمنا باید خاطر نشان کنم من یکبار روانپزشک رفتم و یک داروی مشخص داد که اسمش خاطرم نیست اما وقتی که دارو را مصرف می کردم حالم بدتر می شد و احساس گریه و افسردگی هم به اون اضافه می شد که رهاش کردم لطفا راهنماییم کنید ممنون می شم

    [پاسخ]

  • نیکا می‌گه:

    سلام من 29 سالمه از 11 سالگی این بیماری شروع شد که شروع میکردم به کندن موهای سرم . اول یه دونه یه دونه بود کم بود یه مدت یک سال هم هیچ مشکلی نداشتم بعد دوباره شروع شد و شدت زیادی داشت به طوری که در عرض یک ساعت بیشتر موهای سرم و کنده بودم بیشتر هم جلوی سرم . یک دوره دو ساله پیش یک متخصص اعصاب و روان رفتم اما تا موها بلند میشد و حالم خوب بود و دوز دارو کم میشد یک شبه به نقطه صفر برمیگشتم . یه دوره دو ساله دیگه یک دکتر دیگه رفتم . یک سال یوگا کار کردم دو ماه هم هست طب سوزنی و سنتی ولی بازم این مشکل ادامه داره واقعا خسته شدم بیشتر به صورت حمله میمونه که مثل هر هشت ماه یا نه ماه یک بار به ادم دست میده و بعد کلن ناپدید میشه تا هشت ماه بعد .لطفا راهنمایی ام کنین چیکار کنم بدجوری به ادم احساس افسردگی دست میده که دوباره شکست خوردی و هنوز بیماری

    [پاسخ]

  • معصومه طاهری می‌گه:

    سلام خانمی هستم 44ساله که 10سال دچارافسردگی هستم و وسواس به شست وشوی خود دارم لطفا مراراهنمایی کنید.

    [پاسخ]

    مدير سايت پاسخ:

    بهترين كار مراجعه به يك مشاور خوب مي باشد. و اما چند توصيه ساده : سعي كنيد از ظروف چيني به رنگ سفيد بيشتر استفاده كنيد و فقط يكبار انها را بشوييد. شستن ظروفي را كه در شما وسواس ايجاد مي كنند را به ديگران ( مثلا همسرتان بسپاريد). قبل از هر دوباره كاري اي نظر ديگران را بپرسيد (مثلا اين ظرف تميز است) و اگر گفتند آري، به نظرشان احترام بگذاريد و فكر كنيد كه اگر مجددا اينكار را انجام دهيد به انها بي احترامي كرده ايد. براي درمان افسردگي به توصيه هاي گفته شده در بخش كلوبهاي همفكران – قسمت روانشناسي مراجعه كنيد. اين مشكل هم درمان غذايي دارد و هم تمرين ذهني . مشكل افسردگي بسيار رايج است – پس نگران نباشيد – با كمي همت مشكلتان حل مي شود. موفق باشيد

    [پاسخ]

  • فاطمه می‌گه:

    سلام و وقتتون بخیر من مادرم 55 سالشه و جدیدا یائسه شده ولی الان به شدت دچار وسواس شده به طوری که وقتی شک میکنه فورا دچار استرس و ترس و گرگرفتگی و سردرد میشه، خیلی سعی میکنه که بش فکر نکنه ولی نمیتونه. به نظر شما آیا این از علائم یائسگیه یا نیاز به روانپزشک داره؟ اگر آدرس یه دکتر خوب در این زمینه رو برام میل کنید ممنون میشم. با تشکر

    [پاسخ]

    مهدي پاسخ:

    سلام.به نظرمنكه دانشجوي ارشدروانشناسي باليني هستم اين يك وضعيت نرمالي هستش كه براي هرخانم دراين سنين ميتواند اتفاق بيفته ولي بازم براي كنار اومدن مادر ودرست عكس العمل نشان دادن به عمل مادر نياز هست به يك روانشناس ياروانپزشك مراجعه مراجعه گردد.

    [پاسخ]

  • آرش ارجمند می‌گه:

    با سلام مدت زیادی است که در کارهای روزمره دچار نوعی وسواس فکری شده ام کارهامو تقریبا 2 الی 3 بار چک میکنم همش فکر میکنم یه جای کارم میلنگه همش در حال چک کردن میباشم زمانی که میخوام از خونه بیام بیرون 10 باز گازو یخچالو ….. چک میکنم لطفا مرا راهنمایی کنید ممنون

    [پاسخ]

    مدير سايت پاسخ:

    دوست گرامی در متن مقاله در اینباره توضیح داده ایم.یک راه ساده برای خلاصی از چند بار چک کردن کارها ، نوشتن صورت آنها بر روی کاغذ و تیک زدن آنها بعد از انجام می باشد. بدین ترتیب نیازی نیست که دوباره آن کار را چک کنید. پیروز و سربلند باشید

    [پاسخ]

  • مریم افضلی می‌گه:

    سلام دوستان . می خواستم مرکز مشاورهای که در گیشا هست رو به شما معرفی کنم.اگر مایلید از ساعت 3 تا 8 می تونید با شماره های 88289518 و 88289519 تماس بگیرید و برای حل مسایلی که نیاز به مشاوره دارید وقت بگیرید

    [پاسخ]

  • رمضاني می‌گه:

    شوهرم وسواس دارد دست خيس به چيزي نبايد بزنم از حموم كه ميام بايد پاهام رو خشك كنم دستام بايد خشك كنم بعد به جايي بزنم لباسها رو بايد اب بكشم حتي اگه نجس هم نباشه پيش اون هيچ كاري نمي تونم بكنم نه ميتونم ظرف بشورم نه غذا درست كنم نه گرد گيري كنم بااين مشكل چيكار كنم پيش روانپزشك هم نمياد

    [پاسخ]

  • نگین می‌گه:

    روزه ماه شعبان وسواس فکر و پریشانی های جان را شفا می دهد. امام علی (ع)

    [پاسخ]

  • سجاد می‌گه:

    ادامه.من یه توهم دارم که اولا نمیذاشتم بهم نزدیک بشه بامرور زمان دیگه اون توهم کاری کرده که به همه چیزها فکر کنم.بعضی وقتها فکر میکنم من یه کاغرم زندگیم نابود داره میشه دانشجوی رشته برق هستم رو جلسه امتحان توهم ولم نکرد و تاضایع شدم.الان به هرچیز فکر میکنم ناخواسته اون روانقدر تکرار میکنم که برام عادی بشه اگه بد باشه.نمیتونم فکر نکنم میخوام درس بخونم یه جمله بدمیاد توذهنم که دیگه ولم نمیکنه.الان همدرب وداغونم.توضیح بدید باتشکر

    [پاسخ]

  • سجاد می‌گه:

    باسلام.من سجاد17سال دارم یه سالیه که وسواس فکری دارم.اصلا درمورد هیچ چیز نمیتونم تصمیم بگیرم.بعضی وقت ها خودزنی میکنم .بیشتر اوقاتبه فکر میرم .درباره چیزهایی فکر می کنم که اصلا نباید بشون فکر کنم.شبها تاصبح به چیزهایی فکر میکنم که نکنه اتفاقی بیفته.فکرهای وتصورات خیلی بدی میکنم بعد ربطش میدم به اشنایان. درموردهمه چیز احساس ضعف دارم.خواهش میکنم بگید چه کار کنم؟توروخدا کامل توضیح بدید

    [پاسخ]

  • طاهره می‌گه:

    مدت یک سال است که به بیماری وسواس گرفتار شده ام البت بیماری من عامل داشت که عامل آن عروسکی بود که وقتی ن را خریدم موقع استفاده متوجه شدم که بو می دهد و داخل ماشین پر شداز بوی آن عروسک که ناگه به ذهنم گذشت که ممکن است آن عروسک آوده به مواد شیمیائی ویا میکروبی وهسته ای باشد و تصمیم گرفتم آن را به مرکز بهداشت برده و مورد آزمایش قراردهیم که اینکا کردم و آزمایشی صورت نگرفت و تصمیم گرفتم هر چه که در این مسافرت به همراه داشتیم را بشویمکه اول برایم عادی وراحت شستشو می کردم ولی کم کم اضطراب به سراسراغم آمد که ممکن است چیز ها دیگری هم توسط همان بو آلوده شده باشد و من آن را نشسته باشم بعد از کلی شستشو ومراجعه به متخصص مغز واعصاب بیماری برطرف نشد تا اینکه یکی از آشنا هایم مرا به پزشکی در تهران معرفی کرد و بحمدالله خوب شدم و رفتار های وسواس گونه وترسو اضطراب و استرسم تمام شدم ولی دوباه حس می کنم بیماریم دارد عود می کند که با مشورت پزشکم دوباره آن را با دارو کنترل کردم و من با توجه ب اینکه فرزند شیرخوار دارم ودر موقه مصرف دارو نمی توانم شیر بدهم و اینکه به محض رو به رو شدن با آن عروسک که متاسفانه آلان در بازار زیاد شده است وبوی بدی هم دارم مواجه می شوم بدون دارو دچار استرس واضتراب می شود و دیگر نمی خواهم دارو مصرف کنم البته به مشاوره هم قبلا رفتم و تا حدودی به من کمک کرد وتنها راه برطرف کردن آن را مواجه با آن عروسک می بود که من ترس آن را دارم و از رفتن به بازار دلهره دارم لذا خواهش می کنم مرا راهنمائی کنید

    [پاسخ]

  • نادر می‌گه:

    با سلام لطفا در صورت امکان نشانی مطب دکتر آخوندزاده را برای من بفرستید در غیر این صورت نشانی یک دکتر اعصاب روان خوب را ارسال کنید با تشکر

    [پاسخ]

  • مهدیس می‌گه:

    سلام.خواهرم دچار وسواس شدیده.همش درگیر اینه که لباساش تمیز هستن یا نه.حتی موقع نماز چندین بار نمازشو میشکنه و نگران اینه که الله اکبر درست گفته یا نه.اینقد بچه 3 ساله رو میشوره که طفلکی میترسه با مادرش دستشویی یا حموم بره.اعتماد به نفسشو از دست داده.تنها بیرون نمیره همش باید یکی باهاش باشه فکر میکنه وقتی تنها بیرون میره همه یه جوری نگاش میکنن.حتی دوست نداره این مشکلشو با یه پزشک در میون بزاره.خواهش میکنم جواب منو بدین که چیکارش کنیم.

    [پاسخ]

  • تینا می‌گه:

    سلام من مدتی طولانیست که دچار وسواس فکری شدم از کودکی و دوران بلوغ شروع شد اوایل کم بود ولی حالا که 20 سالم شده خیلی زیاد شده واقعا دیگه خسته شدم همش فکر میکنم اگه دست به کاری بزنم مثلا برای یکی از اعضای خانوادم اتفاقی میفته برای انجام کارهای روزمره و حتی درس خوندنم مشکل پیدا کردم و باعث ضعیف شدن درسام شده خواستم بپرسم راهکار درمانی من چیه ایا میتونم خودم درمانش کنم

    [پاسخ]

    مدير سايت پاسخ:

    توصیه ما مراجعه به متخصص مغز و اعصاب و مشاوره است. اما اگر خودتان اصرار به خود درمانی دارید باید عرض کنم خیلی از دوستانی که اینگونه بوده اند با تکرار این جمله که :حالا اگه بی خیال شم چی میشه و تلقین بی خیالی به خودشان بهبود پیدا کرده اند. شما هم مطمئن باشید اگر بی خیال شوید و موضوعات را جدی نگیرید مشکلتان حل می شود. موفق باشید

    [پاسخ]

  • بیتا می‌گه:

    با سلام و خسته نباشید. 33 ساله .مذکر .ديپلمه.مدت زمان بیماری حدود 15 سال البته اوایل خیلی کم بود فقط در حد دست شستن بود کم کم به صورتی شروع شد که نمیگذاشت حتی اتاقش را جارو کنیم یا وارد شویم. بعد از مدتی یعنی حدود 2-3 سال به این حالت گذشت که ما به خانه ای دیگر منتقل شدیم از زمان اسباب کشی خیلی نگران بود که نکنه وسایلمان بشکند یا از بین برود کم کم نمیگذاشت حتی کسی یا مهمانی وارد خانه شود با او صحبت میکردیم که این کارها برای چیست ؟میگفت نمیخوام کسی خونمون بیاد .به هر حال روزها همینطور میگذشت هر چه بهش میگفتیم بیا بریم دکتر میگفت مگه من چمه؟الان به جایی رسیده که از خانه بیرون نمیاد با هیچ کس معاشرت نمیکنه وحتی اگه بفهمه که کسی میخواد بیا منزلمان درگیری شدید با مهمهنم که چرا مهمان دعوت کردی؟دادو بیداد میکنه.هرجا قرار میگذاریم برویم نمیاد اگه هم مجبورش کنیم و با منطق صحبت کنیم قبول میکنه ولی میگه منو صبح زود بیدار کنید تا کارهامو انجام دهم.حدود 3ساعت در دستشویی فقط جلوی ایینه میایستد و صورتش را نگاه میکند سپس میاید لباس تن میکند و حدود نیم ساعت دستاش که سفیدک زده کرم میزند بعد از آن از همه بدتر درها و پنجره و تلویزیون و رسیور و گاز و در یخچال و…را نگاه میکند هر کدام را شاید حدود 10-15 دقیقه تا بتواند یک روز از منزل خارج شود و آنقدر دیر میشود که یا به آنجا نمیرویم یا خیلی دیر میرسیم من و مامانم و بابام دیگه عاجز شدیم هر دعا و ثنایی کردیم که اثر نداشته دیگه از همه چیز بدم میاد گاهی اگر کسی بگه دعا کن میگم بسه بابا مردیم همش بی اثره .نمیدانیم که چه کنیم .بعضی ها میگویند شاید بستنش میگن برین دعا بگیرید طلسمش باز شه که متاسفانه یا خوشبختانه اصلا اعتقاد به این چیزها نداریم.خدا اگه خدا بود خودش کمک میکرد.حتی به مامانم میگم شاید حکمتی بوده که این چند سال نباید کار میکرد شاید بدتر از این میشد در این اجتماع کثیف .خواهشمندم واستدعا دارم اگر کاری از دستتان بر میاید کوتاهی نفرمایید .ایمیل ادرس مرا هم که دارید یا شمارهای دهید که بتوانم با شما صحبت کنم.متشکرم

    در ادامه گفته هایم او سه روز در هفته البته در خانه ورزش هم میکند .شبها تا ساعت 6 صبح بیدار است و تا ساعت 2 بعدازظهر میخوابد موقع بلند شدن هم میگوید چرا سروصدا کردید نگذاشتید بخوابم 3 ساعت کامل دستشویی ساعت 5 -5.30 نهار میخوره سر هر چیز هم دادو بیداد که چرا دستاتو نمیشوری یا چرا همش عطسه میکنی واقعا نگرانیم براش این همه جوونیش صرف چه کارهایی میشود که اصلا ارزشی ندارد همش تو فکرشیم مامانم و بابام خیلی غصه میخورند نگران آنها هم هستم آخه این چه زندگییه؟هر شب براش گریه میکنم.کمک کنید آ

    [پاسخ]

    مدير سايت پاسخ:

    كاربر گرامي مشكل فردي كه از آن صحبت كرديد كاملا جدي است. شما دو راه حل داريد يا او را به يك اسايشگاه منتقل كنيد تا تحت درمان قرار گيرد و يا با يك متخصص مشاوره نموده و از او بخواهيد كه به منزلتان بياد و او را معاينه كند. به هرحال اين موضوع چيزي نيست كه با دعا و گريه يا نصحيت و صحبت حل شود. قطعا نياز به دارو و مراقبتهاي ويژه دارد. اميدوارم كه مشكل تان هرچه سريعتر حل گردد.

    [پاسخ]

    حدیث پاسخ:

    با عرض سلام و خسته نباشید اینجانب مجرد و 31 سال سن دارم از سن 20 سالگی دچار استرس و افسردگی شدم تا 25 سالگی که از 25 سالگی به بعد به مدت 2سال بهتر شدم ولی الان حدود 3 سه سال است که علاوه بر استرس وسواس فکری اضافه شده است از همه چیز ترس و واهمه دارم از سوار شدن ماشین احساس می کنم که تصادف می شه و دعوا رخ می ده. 2- قبل از سفر هنگامی که بخواهیم با اتوبوس مسافرت کنیم احساس می کنم که تصادف می کنیم و فوت می کنم. 3- در غسل کردن و پاک کردن لاک شک می کنم .4- احساس می کنم که یکی از اعضای خانواده ام را می خواهم از دست بدهم کلا از همه چیز می ترسم از سگ – سوسک – گربه از سوسک انقدر می ترسم که دستشویی نمی روم می ترسم بروم. از مرگ هم به شدت می ترسم . استرس باهامه ولی خونه اصلا بروز نمی دهم چون بروز نمی دهم کسی از وضیعتم باخبر نیست و من را پیش روان پزشک نمی برد البته من رفته ام پیش روان پزشک بهم قرص تجویز کرده ولی متاسفانه از خوردن قرص ارام بخش هم ترس و واهمه دارم نمی دانم چیکار کنم اصلا هم خونه نمی مونم همش بیرون از خانه هستم پیاده روی و ورزش هم می کنم ولی نمی دونم این استرس کی می خواهد دست از سر من بردارد تکرر ادرار و یبوست و ای بی اس دارم ایا نیاز به دارو درمانی دارم یا می توانم با خواندن کتاب درمان کنم . در ضمن تنها جایی هم که دوست دارم مزار شهدا بهشت زهرا است هر از چند گاهی می روم خیلی بهم ارامش می دهند. با تشکر میشه جواب را به ایملیم بفرستید با تشکر.

    [پاسخ]

  • بیتا می‌گه:

    d;یک آدم وسواسی هست که ساعتها وقت میبره کارش را انجام بده و در آن موقع مطب دکتر ها بسته میشود .او حدود چند سال به این بیماری مبتلاست نمیدانیم چه بکنیم ساعتها بیدار برای چک کردن درو÷نجره . ساعتها در دستشویی .حدود یک ماه از خانه بیرون نرفته هر چه بهش میگیم میگه نمیرسم کارام زیاده .دستاش سفیدک زده هیچ دکتری نمیرسه بره برای کارهای طولانیش .چقدر دعا براش کردیم رازو نیازی نمانده که انجام نداده باشیم .تو رو خدا دعاش کنید الان که مینویسم دارم براش گریه میکنم چون نمیتونیم دیگه کاری کنیم کمک کنید هر چی بگویید یا دوستان بگویند انجام میدهیم .امروز از گل گاوزبان خواندم برای بهبودیش میرم میخرم .خدایااااااااااااااااا دعای مارا جواب نمیدی.؟

    [پاسخ]

    مدير سايت پاسخ:

    دوست گرامي لطفا مشخصاتي كاملتر شامل جنسيت، سن، سطح سواد، مدت زمان ابتلا به بيماري، چگونگي شروع بيماري و هرچه كه لازم مي دانيد را اعلام نماييد. با تشكر

    [پاسخ]

  • معصومه می‌گه:

    سلام، من 29 سال دارم و مجرد هستم. چند ماهي است كه در خانه يك گربه داريم و من با وجود او به وسواس دچار شده ام، دائما نگرانم كه مويي از آن وارد غذا و خورده شودو باعث بيماري باشد، از اينكه موهايش به لباسم بچسبد بسيار عصبي مي شوم. دائما فكرهاي عجيب ميكنم، با ترس ميخوابم، ساعتها از اتاقم بيرون نميام حتي شايد كل روز. لطفا كمكم كنيد. آيا موي گربه واقعاباعث بيماري و نازايي است؟ لطفا كمكم كنيد تا از اين بحران روحي بيام بيرون

    [پاسخ]

    مدير سايت پاسخ:

    انگل‌ خونی‌ توكسوپلاسموز‌ در اكثر گربه‌های‌ ولگرد مشاهده‌ می ‌شود و در صورت‌ خارج‌ شدن‌ گربه ی‌ خانگی‌ از منزل‌ و معاشرت‌ با گربه‌های‌ ولگرد احتمال‌ آلوده‌ شدن‌ آن‌ بسیار است‌. چنین‌ گربه‌ ای‌ باید به‌ صورت‌ دوره‌ای‌ تحت‌ درمان‌ باشد. اگر چه‌ در انسان‌ عوارض‌ آن‌ خفیف‌ است‌، ولی‌ در خانم‌های باردار می ‌تواند منجر به‌ سقط‌ جنین‌ شود. این بیمار از طریق موی گربه الوده هم انتقال پیدا میکند موی گربه ایجاد حساسیت هم میکند و ایجاد اسم هم میکند من در سه مرحله گربه ام را واکسینه کردم که خوشبختانه تا بحال هیچ نوع بیماری در بر نداشته اما در فضای داخل منزل نگهداری حیوانات بسیار سخت هست و باید خیلی مراعات بهداشت را داشته باشید به خصوص در مورد مدفوع گربه و ادرارش که بسیار بد بو میباشد و باید حتما در خارج از فضای داخلی منزل باشد همچنین گربه ها در مراحل مختلف ریزش موی شدید دارند که باید جای استراحت انها مرتب نظافت شود

    [پاسخ]

  • ساره می‌گه:

    با سلام.من دختر20ساله ام .ازجند ماه پیش دچارافسردگی شدم.به طوری که از هیج جیزی لذت نمیبردم.تا اینکه افسردگیم تو ماه گذشته توامتحانای دانشگاه تشدید شد.سر دردای شدید داشتم.دست وپام موقع خواب میلرزید.فکرای عجیب وغریب توذهنم میومد مثل فکر خودکشی.تو ماشین که مینشستم تمام بدنم میلرزید طوری که انگار دارم می میرم وقلبم داره از جاش در میاد.فکر کردم عقلمو از دست دادم.لو امتحانا تمام بدنم میلرزید.رفتم پیش متخصص مغزواعصاب.من دجار بیماری پانیک ووسواس فکری شده بودم.دکتر به من فلووکسامین”ایمی پرامین”زاناکس”پروپرانولول داد.من تاقبل از این همیشه فکر میکردم از همه برترم واونایی که تحصیلات بالایی نداشتند زیاد برام اهمیتی نداشتند.مامان خیلی حساس.همیشه شکاک.خواهش میکنم راهنماییم کنید ایا من خوب میشم؟همیشه احساس گناه میکنم.افسردگیم بادارو رفع میشه؟در ضمن من وسواس به کندن مزه وابروهام دارم وهمیشه نگرانم نکنه گاز باز باشه وهمه چیز اتیش بگیره.

    [پاسخ]

    مدير سايت پاسخ:

    با سلام بهترين راه حل هماني است كه انجام داده ايد . يعني مراجعه به پزشك متخصص. اما نگران نباشيد؛ مشكل شما گذاراست . عامل آن براي ما مشخص نيست ولي توصيه مي كنيم سعي كنيد كمي به خود استراحت بدهيد – از نوشيدني هاي آرامش بخش استفاده كنيد و ورزش را از ياد نبريد. شنا از جمله ورزشهايي است كه مي تواند به شما بسيار كمك كند. موفق باشيد

    [پاسخ]

  • نسیم می‌گه:

    سلام. من حدود 6 ماهه که وسواس فکری دارم و این وسواس باعث افت درسی من شده . چون که موقع درس خواندن تمرکز ندارم و نگران این ام که مطالب توی حافظه ام می رود یا نه. و این فکرها وقت و انرژی زیادی رو از من می گیره. دیگه خسته شدم. سال سوم ریاضی ام و باید برای امتحانات نهایی آماده باشم. اما این بیماری نمی گذاره تمرکز کنم. نمی دونم آیا مراجعه به روانشناس مشکل رو حل می کنه؟ درمان وسواس چقدر طول می کشه؟

    [پاسخ]

  • sima می‌گه:

    سلام من دختري 21 ساله هستم و وسواس فكري دارم آيا فكرهاي وسواسي واقعيت دارند يا حتي اگر هم واقعيت دارند ميشه رهاشون كرد من تصميم دارم با اراده ي خودم از شر وسواس خلاص شم. دعام كنيد.

    [پاسخ]

    علیشاهی پاسخ:

    امیدوارم که شما خوب و سلامت بشین در حرم حضرت معصومه(س) رایت دعا می کنم

    [پاسخ]

  • کرمانی می‌گه:

    من چند سال پیش در سن 22سالگیم بد جوری افسردگی داشتم هیچ داروی ضد افسردگی و ضد وسواسی برام جواب نداد مگه پرا پرانول 10میلی گرمی یعنی منی که یک زمان از اذان صبح تا دم افتاب زدن فقط سر گفتن الله اکبر نمازم وسواس داشتم رو بدون هیچ روان در مانی به جایی رسوند که با یکی الله اکبرهم بعدا ها نماز میخوندم و خوب شدم در حالی که سه سال قبلش افسردگیم منو تا مرز جنون و خود کشی برده بود و شدیدا وسواس فکری ضد اعتقادات مذهبی داشتم را هم پرا پرانول در مان کرد

    [پاسخ]

  • محمدرضارنجبر می‌گه:

    سلام همسرم مدت 6سال است که همه چیز رانجس میداند بخصوص نسبت به چیزهای خیس ودستشویی رفتن خیلی حساس است چندسال هم زیرنظرپزشک ومشاور بوده اند که بهبودی نسبی به وجودآمدولی مجددا به حالت سابق برگشته اند ووضع بدی دارنددرحال حاضر حامله هستند لطفا یاری کنید

    [پاسخ]

  • sara می‌گه:

    سلام. من از زمان بلوغم به شدت دچار افسردگي شدم. از جنسيتم بدم ميآيد. از خودم متنفرم. احساس بي عرضگي بدبختي و تنهايي مي‌كنم و اينكه هيچ كس دوستم ندارد. جامعه مرا فردي غيرنرمال مي‌داند و مدام اعتقاداتم كمرنگتر مي‌شود. حوصله هيچ كاري ندارم و دلم مي‌خواهد خودم را بكشم. اميدي به آينده ام ندارم و احساس پوچي شديد فلسفي مي‌كنم و نمي دانم چرا خلق شده‌ام. مدام گريه مي‌كنم و اكثر ايام هفته دلم گرفته و غمگينم و تمايلي به دوستي با كسي ندارم. خواهش مي‌كنم كمكم كنيد.

    [پاسخ]

    محمدجانی پاسخ:

    سلام عزیزم حتما به یک روانپزشک خوب مراجعه کن !سلامتی ات را بازخواهی یافت !البته باهمکاری خانواده! یادت نره خداوند مهربان مارو در مشکلات زنگی به صبر و نماز تشویق کرده!

    [پاسخ]

  • ali_a می‌گه:

    با سلام و عرض خسته نباشید جهت انتخاب همسر دچار مشکل هستم . اکثر چهره های دختر ها به دلم نمی نشیند . شاید از هر 20 چهره 1 چهره . البته به دنبال چهره خیلی زیبا و آنچنانی نیستم . فقط با لحاظ شرایط اعتقادی و اخلاقی و خانوادگی کسی را می خواهم که در خواستگاری چهره اش به دلم بنشیند . البته چند موردی را هم پسندیدم اما به خاطر مشکل مسکن مستقل یا شغلم آنها جواب منفی دادند . به یک روانپزشک مراجعه کردم گفت وسواس فکری داری . نمی دانم از دست این سخت گیری چکار کنم . سنم هم دارد بالا می رود . اکثر همسالانم یک یا دو بچه دارند . می ترسم اگر با کسی که نتوانم بپسندمش ازدواج کنم نتوانم در زندگی دوستش داشته و زندگیش را تباه کنم .

    [پاسخ]

  • شیوا می‌گه:

    سلام.من از تابستون دچار افسردگی شدم.البته اول فقط ناراحت بودم و زیاد گریه می کردم.اما یهویی یه وسواس فکری هم به اون اضافه شد.من وقتی گرسنه می شم فکر می کنم که حالت تهوع دارم و از غذا خوردن سر باز میزنم.البته این اولین وسواس فکری نیست که تا حالا من مبتلا شدم ولی نمیدونم چرا نمی تونم به سادگی بقیه از اون بگذرم.همین وسواس باعث اضطراب شدید من شده و زندگی رو واسه من سخت کرده.من حتی خواب راحت هم ندارم چون مدام در این فکر هستم.افسردگی من هم از وقتی شروع شد که با پسر خالم که قبلا خیلی دوستش داشتم نامزدی کردم.لطفا به من راهکار ارائه دهید.

    [پاسخ]

  • سجاد می‌گه:

    من داشتم از دانشگاه برمیگشتم با سه نفر روبرو شدم که از رانندگان اتوبوس بودند یکی از انها بچه بود که فکر کنم بچه همان راننده بود حدود 12 الی 13 هوا هم گرم بود و من به یکی از بچه های دانشگاه که همرام بود گفتم با شخصی بریم بهتره کولر داره و اذیت نمیشیم بعد بچه راننده به مسخره گفت سوار اتبوس ما شو تا برات بخاری را بزنم و اون دوتای دیگه خندیدند ومرا مسخره کردند در همان لحظه من زیاد موضوع را جدی نگرفتم که جوابی بدهم و از خود دفاع کنم ولی بعدش ذهنم شروع کرد به این که تو ضعیف و بیعرضه و…. هستی . حالا ذهنم قانون ساخته که تو هیچ کاری نمیتونی بکنی و… حالا این موضوع مثل یک عکس در ذهنم قرار گرفته و بدبختم کرده که در تمام زندگیم اثر گذاشته ونمی تونم فراموشش کنم

    [پاسخ]

  • محسن می‌گه:

    این دارو ريلوزول را داروخانه بدون نسخه پزشک هم می دهد

    [پاسخ]

  • melika می‌گه:

    Salam.Mikhastam beporsam ke age kasi ekhtelale OCD dast mitune az golgavzabun estefade kone?age mitune chejuri va chemeghdar?

    [پاسخ]

  • sara sadeghi می‌گه:

    خواهشمند است آدرس و تلفن مطب اقایان آخوندزاده و علی زاده و همینطور در صورت امکان آقای انگاره چی را جهت گرفتن وقت ویزیت برایم ایمیل کنید . قبلاٌ صمیمانه تشکر می کنم . سارا صادقی [email protected]

    [پاسخ]

    mohamad.sadeghi پاسخ:

    سلام ساراامیدوارم حالت ازروزی که این ایمیل رو نوشتی بهتر شده باشه دیدم فامیلت شبیه فامیل منه گفتم واست یه ایمیل بفرستم منم از2سال پیش به وسواس مبتلا شدم اول خیلی کم بود فقط تو غسل کردن شک داشتم من طبس زندگی میکنم ام اما الان دانشجو یزدم از 4ماه پبش وسواسم خیلی شدت گرفت که روزی 7هشت بار میرفتم حموم وهمش خودموکثیف میدونستم خیلی تو درسم تاثیر گذاشته بودسرکلاس نمیرفتم هرروزجزوه هاموعوض میکردم دیگه حوصله درس نداشتم اولا درسام خیلی بود با خودم میگقتم 4 ترم کاردانی رو میگرم به خاطر همین کارام ازدرسام عقب اقتادم ولی با همه سختی دارم تمومش میکنم یکی از همشریهم هم این مریضی رو گرفته بود اون میگفت 2سال طول کشیده تا خوب شده ازش پرسیدم چه طوری خوب شدی گفت یه روز نشستم فکر کردم باخودم گفتم کسی که از وسواس نمرده میگفت اون روزواسه آخرین بار رفتم حموم بعدش که اومدم بیرون2رکعت نماز خوندم بعدش گفتم خدایاازامروز همه چیزو میخوام پاک بدونم واین جوری دوست دارم پس کمکم کن میگفت ازاون روزخودشوبه بی خیالی زده میگقت بعدازاون روزهرموقع شک میکردم نام خدارو میبردم وسریع خودموبه یه کاری مشغول میکردم کم کم وسواسم کمتر شد تا اینکه یه 4ماهی هست که مثل همه دارم زندگی میکنم وحالم خیلی خوب شده وخدارو همیشه شکرمیکنم منم یه 2ماهی هست خودمو به بی خیالی زدم باخودم گفتم اگه من همه چیزوکثیف بدونم به سختی زندگیم میگذره از2ماه پیش راه دوستم رو پیش گرفتم همش با خودم میگم فرداهامو خوب بسازم از اون روز که تصمیم گرفتم وسواسم خیلی کم شده یه پیام واست دارم خوب فکر کن بعذ تصمیم آینده تو بگیر.{هرروزصبح در آفریقاآهویی ازخواب بیدارمیشودوآهویی که میداند بایدازشیرتندتربدودوگرنه طمعه ی او خواهد شد وشیری که میداندبایدازآهوتندتربدودوگرنه گرسنه خواهد ماندمهم نیست شیر باشد یامهم اینه هرروزصبح باطلوع خورشیدشروع به زندگی کنی .انشالله هرکسی این مریضی رودداره سریعترخوب بشه

    [پاسخ]

  • ارسال درخواست /مطلب تكميلي

    دوست عزيز: اگر درخواست مقاله، پروژه، كتاب، جزوه و... داريد به بخش نيازمنديهاي علمي (كليك كنيد) مراجعه نماييد؛ چون در اينجا ثبت نخواهد شد.اما اگر مطلبي داريد كه به هرچه تكميلتر شدن مطلب بالا كمك مي كند يا سوالي در همين رابطه داريد، فرم زير را پر كنيد.





    راهنمای تدوین طرح کسب و کار (BP)

    برای دوره های 72 ساعته کارآفرینی موسسه کار و تامین اجتماعی و سازمان همیاری اشتغال فارغ التحصیلان

    یکی از الزامات مورد نیاز برای راه اندازی بنگاه های زود بازده و اخذ تسهیلات مورد نظر داشتن گواهی مربوط به آموزش دوره کارآفرینی که از سوی موسسه کار و تامین اجتماعی برگزار می شود، می باشد.

    ادامه

    دوست عزيز: مطلب شما پس از تاييد مدير سايت قابل ديدن براي عموم است.