بایگانی دسته: نجوم

آپوفيس

سياركى كه زمين را تهديد مى كند
ترجمه: فرشيد كريمى

اين سيارك كه عرض آن ۳۹۰ متر است آپوفيس (Apophis) نام دارد و ممكن است طى ۳۱ سال آينده به زمين برخورد كند. دانشمندان اجراى طرحى براى تغيير مسير اين سيارك را ضرورى مى دانند. در اسطوره هاى باستانى مصر آپوفيس روح پليدى و نابودى بود، شيطانى كه مصمم بود جهان را در تاريكى ابدى فرو برد. اختر شناسان استدلال مى كنند اين اسم مناسب تهديدى است كه اكنون از فضاى خارج به سوى زمين در حال حركت است. دانشمندان پيشروى اين سيارك ۳۹۰ مترى را كه سال گذشته كشف شد، تحت نظر دارند. اين سيارك به طور بالقوه در مسير برخورد به زمين است. اين دانشمندان از دولت ها درخواست مى كنند كه بر روى يك استراتژى براى مقابله با اين سيارك تصميم گيرى كنند. سازمان هوانوردى و فضانوردى آمريكا (ناسا) برآورد كرده است برخورد آپوفيس كه احتمال دارد در سال ۲۰۳۶ اتفاق بيفتد، صد هزار برابر انفجار اتمى در هيروشيما انرژى آزاد خواهد كرد. هزاران متر مربع به طور مستقيم از اين انفجار متاثر مى شوند، اما تمام كره زمين تحت تاثير گرد و غبارى كه به درون جو پرتاب مى شود قرار خواهد گرفت. دانشمندان همچنين اصرار دارند كه در واقع زمان كمى براى تصميم گيرى باقى مانده است. طى جلسه متخصصان «اجسام نزديك به زمين» در لندن، دانشمندان گفتند كه سال ها طول خواهد كشيد تا فناورى لازم براى منحرف كردن اين سيارك طراحى، آزمايش و ايجاد شود. مونيكا گرادى متخصص شهابسنگ ها از اوپن يونيورسيتى گفت: «موضوع« زمان» برخورد يك جسم به كره زمين است، نه اينكه آيا جسم به كره زمين اصابت مى كند يا نه. بسيارى از اجسام كوچك در زمان رسيدن به جو زمين متلاشى مى شوند و تاثيرى ندارند. اما هر چند هزار سال يك بار يك جسم نزديك به كره زمين با بيش از يك كيلومتر پهنا به زمين برخورد مى كند. هرچندصد ميليون سال هم يك جسم نزديك به زمين كه اندازه آن بزرگ تر از ۶ كيلومتر است و مى تواند انقراض كلى را به دنبال داشته باشد، به كره ما برخورد مى كند. موعد برخورد يك جسم بزرگ ديركرد داشته است.»

ادامه خواندن آپوفيس

Share

نگاهى به آينده گردشگرى فضايى

يك هفته در مدار


ديويد لوى
ترجمه: منصور شمسا


خريد بليت
امروزه سرمايه گذارى طرح هاى اين گردشگرى هاى فضايى تماماً خصوصى است، هر شركت بهاى بليت خود را تعيين مى كند ولى در آغاز همه آنها گران هستند. با كاهش هزينه عمليات امكان دارد بهاى بليت پائين آيد، چنان كه بهاى بليت هواپيما نيز سرانجام چنين شد. با وجود اين كسانى كه شور سفر زودتر به فضا را دارند بايد پس انداز كنند، هم اكنون نيز بعضى سپرده گذارى مى كنند. در زيربهاى كنونى بليت ها و تاريخ پيش بينى شده شروع پرواز ذكر مى شود:
• پروازهاى زيرمدارى
*وى اس اس انترپرايز: ۲۰۰ هزار دلار كه ممكن است سرانجام به ۳۰ هزار دلار كاهش يابد. تاريخ پيش بينى شده شروع: ۱۳۸۷.
*پيكان كانادا: ۲۵۰ هزار دلار. تاريخ پيش بينى شده شروع: ۱۳۸۶.
*بالارو: صدهزار دلار كه امكان دارد در ۱۰ سال به ده هزار دلار كاهش يابد. تاريخ پيش بينى شده شروع: ۱۳۹۰.
• يك هفته در مدار
*نپتون: مديرعامل شركت سازنده براى هفت روز سفر مدارى بهاى «با تخفيف» ۲۵۰ هزار دلار براى هر يك از ۱۰ بليت اول عرضه مى كند، با بازپرداخت كامل، دو سال پس از پرواز. پس از فروش اين بليت ها، قيمت دو ميليون دلار خواهد بود. تاريخ پيش بينى شده شروع: ۱۳۸۷.


ادامه خواندن نگاهى به آينده گردشگرى فضايى

Share

دنباله دار خبر از تغيير ايام مى دهد

كشف يك دنباله دار جديد به وسيله يك منجم آماتور جوان ايرانى

هاشم سيماب

null

دنباله دار ها از جمله اجرامى هستند كه در طول تاريخ چندان محبوب نبوده اند. در واقع در فرهنگ بسيارى از ملت ها آن را پديده اى شوم و نفرت انگيز مى دانستند، اعتقادى كه هنوز هم طرفدارانى دارد. به نظر بسيارى از منجمان آماتور «دنباله دارها خيلى زيبا هستند. آنها فقط مدت كمى ميهمان آسمانند با اين حال، ديدن آنها بسيار هيجان انگيز است.» اما نظر شكسپير در مورد آنها چندان شبيه اين گفته ها نيست: «دنباله دار خبر از تغيير ايام و دولت ها مى دهد.»تا مدت ها دنباله دارها پيام هايى از سوى خدايان به حساب مى آمدند. پيام هايى كه حاوى خشم و غضب آنان بر زمينيان گناهكار بود. به هر روى ظهور دنباله دارها در طول تاريخ تاثيرى شگرف بر زندگى آدميان داشته. كودكانى را قربانى كرده و باعث برافتادن حكومت ها شده است.كم كم اين پيام هاى غضبناك آسمانى جاى خود را به عقايد جديدتر دادند. نظراتى مبنى بر اينكه دنباله دارها پديده هايى مربوط به جو هستند و در داخل اتمسفر زمين ايجاد مى شوند. اگرچه آنها عجيب تر از رعد و برق و توفان ها به نظر مى رسيدند اما به همان ميزان _ و بلكه بيشتر- ترسناك و مخاطره آميز بودند.سال ها طول كشيد تا سرانجام در قرن هفدهم تلاش هاى ادموند هالى نشان داد دنباله دارها اجرامى سماوى اند. اگرچه آنها با سيارات و ستارگان بسيار متفاوت بودند، اما همچون سيارات در مدارهايى به دور خورشيد مى گردند. مدارهايى كه معمولاً بيضوى، سهموى يا هذلولى هستند. اين نوع مدار باعث مى شود تا فاصله دنباله دار از خورشيد در نقطه اوج مدارى اش بسيار دور شود.هالى براى نخستين بار موفق شد تا مدار يك دنباله دار را محاسبه كند و از روى آن بازگشت دوباره دنباله دار را به درستى پيش بينى كند. امروزه مى دانيم كه دنباله دار هالى تقريباً هر ۷۶ سال يك بار ظهور مى كند. آخرين بارى كه اين دنباله دار به نزديكى خورشيد آمد به سال ۱۳۶۴ خورشيدى بازمى گردد و ديگر بار در سال ۱۴۴۰ (۲۰۶۱ ميلادى) ديده خواهد شد. دنباله دارى كه در طول تاريخ با هربار ظهور خود، موجى از وحشت و هيجان و البته گاه تغييراتى در سرنوشت فرمانروايانى چون نرون به وجود آورده است. كشف دنباله دارها تاثير بسيار زيادى بر روى علوم مختلف و به خصوص ستاره شناسى گذاشت. محاسبه دقيق مدار دنباله دارها بهانه اى مناسب براى كشف روش هاى نوين رياضى بود. همچنين به بهانه يافتن دنباله دارهاى جديد نقشه هاى دقيقى از آسمان تهيه شد. فهرست اجرام غيرستاره اى كه مشهورترين آنها مسيه نام دارد و متعلق به ستاره شناسى فرانسوى است نيز به سبب اشتباه نگرفتن اين اجرام با دنباله دارهاى تازه پديد آمده است.كشف سيارات جديد نيز از الطاف حاشيه اى دنباله دارها است. هرشل تا مدت ها سياره اورانوس نخستين سياره در دوران جديد را دنباله دارى نوظهور فرض مى كرد. به هر جهت، دنباله دارها برخلاف تاثيرى كه از لحاظ خرافات برروى زندگى زمينيان گذاشتند، عامل تحولى شگرف در علم نوين بوده اند.كشف دنباله دار اما كار ساده اى نبوده است. به جز روزگاران قديم كه اغلب دنباله دارهاى پرنور مورد توجه قرار مى گرفت، يافتن اجرامى كه در ابتداى ورودشان به آسمان شب بسيار كم نور، محو و مه آلود هستند، كار بس دشوارى است. در دوران جديد براى يافتن يك دنباله دار، بايد رصدگر بسيار ماهرى باشيد، تمامى آسمان را به خوبى بشناسيد و كمترين تغييرى را ناديده نگيريد. ديدن يك جرم بسيار كم نور و شبح گون در ميان خيل عظيم ستارگان آسمان كار راحتى نيست. با اين وجود ما نسل به نسبت خوش شانسى بوده ايم كه در طول زندگى مان چند دنباله دار پرنور وجود داشته است. مشهورترين آنها دنباله دار هيل- باپ است كه توسط آلن هيل و زوج رصدگرش باپ رويت شد. هيل _ باپ در نوروز سال ۷۶ به راحتى با چشم غيرمسلح در غرب آسمان ديده مى شد. از دنباله دارهاى مشهور ديگر عصر ما دنباله دار شوميكر- لوى ۹ بود كه در هنگامه جام جهانى ۹۴ تكه تكه شد و در نيمه شبى به وقت ايران به سياره مشترى برخورد. يا دنباله دار هياكوتاكه كه در اسفند ۷۶ به اوج روشنايى رسيد و در آسمان غوغايى به پا كرد. اما داستان كشف دنباله دار ها به پايان نرسيده است. اگر رصد گر دقيقى باشيد، اين احتمال وجود دارد كه شما هم روزى موفق به كشف يك دنباله دار شويد. يكى از رصدگران جوان ايرانى كه به تازگى دنباله دارى را كشف كرده است على كوهپايى است. على كوهپايى دانش آموز پانزده ساله اى است كه در سال دوم دبيرستان مشغول تحصيل است. نخستين بارى كه نام او در جامعه نجوم ايران مطرح شد، به ماراتن مسيه سال ۸۰ بازمى گردد. (در آخرين ماه هر سال، وضعيت آسمان به گونه اى است كه در طول يك شب مى توان تمامى اجرام فهرستى را كه شارل مسيه تهيه كرده است، ديد. در آن هنگام، در بسيارى از مناطق جهان منجمان آماتور باسابقه گرد هم مى آيند و مسابقه اى براى ديدن تمامى اين اجرام برگزار مى شود كه به ماراتن مسيه مشهور است.) كوهپايى كه كوچكترين عضو آن گردهمايى بود_ اين گردهمايى اكنون تبديل به مهم ترين گردهمايى رصدى منجمان رصدگر ايران شده است _ با تسلط خوب خود بر اجرام كم نور آسمان باعث حيرت بسيارى شد.با اين وجود، ماجراى كشف على كوهپايى از جنس ديگرى است. گرچه او تسلط بسيارى به آسمان شب دارد، اما براى كشف خود از آن تسلط استفاده چندانى نكرده است. عصر جديد و دنياى نويى كه در آن زندگى مى كنيم، ماهيت بسيارى از چيزها را متحول كرده است. تنها راه كشف دنباله دار ها نيز آن راه سخت و دشوار و رصدهاى بسيار، منظم، دقيق و… نيست. هرچند بسيارى _ از جمله على – لذت و ارزش آن نوع از دنباله دارها را بسيار زياد مى دانند. • اما به راستى دنباله دار چيست دنباله دارها صخره هاى يخى كوچك و بسيار دورى هستند كه دورتادور منظومه خورشيدى را احاطه كرده اند. شايد نام گلوله هاى برفى كثيف تعبير مناسبى براى اجرامى باشد كه از توده اى يخ _ يخ آب، دى اكسيد كربن، متان و…- و گرد و غبار تشكيل شده اند. اين صخره ها هر از گاهى به دليلى مانند برخورد با يكديگر به خاطر تفاوت سرعت چرخش در مدار، تاثير گرانش سيارات غول پيكر منظومه مانند مشترى و زحل و حتى تحولات ستاره اى خارج از محدوده خورشيد، به نرمى به درون منظومه خورشيدى مى غلتند. بدين ترتيب سفرى دور و دراز به دور خورشيد آغاز مى شود. با نزديكى به خورشيد يخ هاى اين صخره ها بر اثر باد خورشيدى و گرماى مناطق داخلى به گاز تبديل مى شود و همچون دنباله اى به طول گاه هزاران كيلومتر در پشت هسته دنباله دار ظاهر مى گردد.هرچه دنباله دار به خورشيد نزديك تر شود، دنباله بزرگ تر و واضح ترى پديدار مى گردد. هرچند كه در ابتداى ظهور و به هنگامى كه دنباله دار كشف مى شود، جرم بسيار كم نور و مه آلودى است… با اين وجود اين كه دنباله دار دقيقاً چه شكلى خواهد شد، به عوامل زيادى بستگى دارد. • دنباله دارهايى متفاوت در سال ۱۹۹۵ ميلادى ماهواره اى بين المللى براى مطالعه خورشيد به فضا پرتاب شد. «سوهو محصولى مشترك از دو آژانس فضايى ناسا و اسا است. اين ماهواره كه در نقطه لاگرانژى زمين و در فاصله يك و نيم ميليون كيلومترى از ما قرار گرفته مجموعه اى از ابزارهاى متنوع براى مطالعه خورشيد با خود به همراه دارد. در واقع اصلى ترين وظيفه اين ماهواره بررسى خورشيد و مطالعه بر روى تحولات و فعاليت هاى آن است. از جمله كارهايى كه سوهو انجام مى دهد مطالعه بر روى مغناطيس نقاط داغ، تپش خورشيد، ميزان لكه ها و… است.» به يمن وجود همين ماهواره است كه چند سالى است حتى در ايران نيز هر از گاهى خبر از افزايش فعاليت خورشيد و در نتيجه اخلال در سيستم هاى مخابراتى و موبايل ها را از رسانه ها مى شنويد. به گفته على كوهپايى «از مجموع ابزارهاى متنوعى كه سوهو با خود دارد، ابزارى به نام LASCO براى نسل جديد كاشفان دنباله دار اهميت قابل توجهى دارد. سوهو با استفاده از لاسكو از خورشيد در سه طول موج تصويربردارى و تاج نگارى مى كند.» در كنارLASCO ابزار ديگرى به نام SWAN نيز وجود دارد كه در آن هم مى توان دنباله دار كشف كرد هرچند از ابتداى كار فضاپيماى سوهو تا به حال فقط ۵ دنباله دار در اين تصاوير كشف شده است.اما مطالعه خورشيد و ديدن تصاوير تاج خورشيدى نيست كه كاشفان دنباله دار را مجذوب تصاوير سوهو مى كند. آنها در اين تصاوير به دنبال اجرام كوچكى مى گردند كه حالا ديگر به دنباله دارهاى سوهو معروف هستند.«اين دنباله دارها بسيار كم نور هستند. به همين دليل نمى توانيم آنها را از روى زمين ببينيم. آنها خيلى كوچكند و براى درخشان شدن بايد خيلى به خورشيد نزديك شوند.» در اين حالت نيز نور شديد خورشيد مانع از ديده شدن آنها در آسمان مى شود. پس كار على كوهپايى و علاقه مندانى كه دنباله دارهاى سوهو را كشف مى كنند، بررسى تصاوير سوهو براى يافتن اين خرده سنگ هاى كوچك است. «ما منتظر مى مانيم تا آنها به خورشيد نزديك شوند و LASCO از آنها عكس بردارى كند. بعد با بررسى تصاوير LASCO دنباله دارها را كشف مى كنيم.»دنباله دارها به صورت نقطه اى نورانى در اين تصاوير ديده مى شوند. نقاطى كه در عكس هاى متوالى بعدى جاى خود را تغيير داده اند به نظر چندان دشوار نيست. اما ماجرا به همين جا ختم نمى شود.«بزرگترين مسئله براى كشف اين نوع از دنباله دارها، اختلالات و خطاهايى است كه در اين تصاوير وجود دارد. به خصوص نقاط نورانى اى كه مربوط به تابش كيهانى است. شما براى كشف يك دنباله دار بايد به سرعت موقعيت آن را گزارش كنيد. در اين ميان دشمن اصلى شما تابش هاى كيهانى اى است كه گاه بسيار شبيه به يك دنباله دار رفتار مى كند.»على كوهپايى مى گويد: «گروه هاى دنباله دارى. اين سنگ ها همين طور نمى آيند. اگرچه دليل اين نوع رفتار هنوز به طور دقيق مشخص نيست. شايد هم دليل خاصى وجود نداشته باشد. (حداقل اين اطلاعات تا به حال انتشار نيافته اند) به هر حال از روى رصدهايى كه انجام شد (اين موضوع از قبل پيش بينى نشده بود) و از بررسى تصاوير دنباله دارهايى كه از سال ۱۹۹۸ وارد محدوده ديد سوهو شده بودند، به نظر مى رسيد بسيارى از اين دنباله دارها مسير خاصى را طى مى كنند. اين اطلاعات از روى داده هاى آمارى به دست آمد. بيشترين دنباله دارهايى كه در سوهو ظاهر مى شوند جزء گروه Kreutz هستند. متاسفانه مدار اين دنباله دار ها اغلب به گونه اى است كه به خورشيد منتهى مى شوند. اما در واقع آنها به خورشيد نمى خورند بلكه بسيار پيشتر از آنكه به خورشيد برسند تبخير مى شوند و از بين مى روند.»null و ادامه مى دهد: « اغلب دنباله دارهايى كه كشف مى شوند از همين نوع است. اما گروه هاى ديگرى هم داريم كه دنباله دارهايشان از پشت خورشيد عبور مى كند _ خورشيد را دور مى زنند- گروه هايى مانند Meyer و Marsden و Kratch از اين نوع هستند.» تفاوت اين گروه ها بستگى به نحوه ورود اين اجرام به محدوده تصوير سوهو دارد. نوع حركت آنها نيز در تصاوير متوالى مهم است. با اين وجود دنباله دارهايى هم وجود دارند كه به هيچكدام از اين گروه ها متعلق نيستند. اين دنباله دارها كه به آنها nongroup مى گويند، رفتار خاصى ندارند. اگرچه ممكن است بتوان در ميان آنها نيز رفتارهاى مشابه و بنابراين گروه جديدى يافت.به ندرت پيش مى آيد كه بتوانيد اين دنباله دارها را در آسمان شب هم ببينيد. «بيشترشان وقتى كه به خورشيد نزديك مى شوند، هسته خود را از دست مى دهند. هسته خرد شده و تبخير مى شود.» علاوه بر اين وقتى كه اين دنباله دار ها از خطر خورشيد رهايى يافتند، به سرعت روشنايى خود را از دست مى دهند و تاريك مى شوند.مجموعه اين دنباله دارها بسيار به خورشيد نزديك هستند و در واقع مربوط به ناحيه درونى منظومه ما مى شوند. اما دنباله دارهايى نيز از اين تصاوير مى گذرند كه هيچ ربطى به مابقى ندارند. در مهرماه سال ۲۰۰۲ دنباله دار لينير (۲۰۰۳K4 C/) به خاطر موقعيت خود سر از تصاوير سوهو در آورد. اما اين دنباله دار حتى از زمين هم دورتر بود و فقط به دليل ميدان ديد سوهو در آن زمان ديده مى شد. •ماجرا از كجا شروع شد به گفته على كوهپايى اين روش جديد براى كشف دنباله دارها از سال ۹۸ شروع شد: «ميشائيل اوآتز جزء اولين افراد است. او كه جزء تيم تحقيقاتى سوهو هم بوده، بر روى اولين تصاوير دريافتى از سوهو كار كرد. اگرچه آن زمان نحوه كار به شكل امروزى نبود. كم كم كه تعداد دنباله دارها بيشتر شد با مرور زمان و آشنايى بيشتر با اين اجرام اين كار همه گير شد. پيشرفت تكنولوژى اينترنت هم به كمك آن آمد. اگرچه اوآتز اين كار را مثل گذشته انجام نمى دهد، اما حالا كه بيشتر از هزار دنباله دار كشف شده، منجمان زيادى درگير اين كار هستند.» او مى افزايد« حالا بيشترين كسانى كه بر روى اين پروژه كار مى كنند، چينى ها و ژاپنى ها هستند. آنها به دليل نوع اينترنتى كه دارند مى توانند خبر كشف ها را خيلى سريع تر گزارش كنند، چرا كه تصاوير را به سرعت دريافت مى كنند. بنابراين آنها دنباله دارهاى بيشترى كشف مى كنند. حالا حدود پانزده كشور در اين پروژه فعاليت مى كنند، فرانسوى ها و آلمانى ها در رتبه هاى بعدى قرار دارند. بعد از آنها هم چند آمريكايى فعاليت مى كنند.» نام ايران هم به همت على كوهپايى و پوريا ناظمى از اوايل سال ۸۴ وارد اين ليست شده است. «اواسط فروردين بود كه نام ايران هم آورده شد. در حال حاضر از ايران من و پوريا در اين پروژه فعاليت مى كنيم.» اينكه چطور او به اين كار روى آورد هم ماجراى جالبى دارد: «در اواخر سال ۲۰۰۴ دنباله دارى به نام SWAN C/2004 V13 در آسمان پديدار شد. (SWAN نام يكى از ابزارهاى سوهو است) مدتى بود كه بر روى دنباله دارها كار مى كردم. سايتى به نام aerith.net وجود دارد كه دنباله دارهاى پرنور هر شب دلخواه را گزارش مى كند. معمولا وقتى دنباله دار تازه اى در آسمان پديدار مى شود، مدتى طول مى كشد تا پرنور شود و از پايين فهرست اين سايت به رده هاى بالايى برسد. اما اين دنباله دار ناگهان در رده اول قرار گرفته بود. به سراغش رفتم تا جزئيات بيشترى در مورد آن بدانم. اين دنباله دار از راه رصد به تلسكوپ هاى زمينى كشف نشده بود بلكه با استفاده از تصاوير سوهو آن را يافته بودند. حدود بهمن ۸۳ بود كه اين ماجرا اتفاق افتاد. دو ماه طول كشيد تا با طرح سوهو آشنا شدم و ارتباط هاى لازم را ايجاد كردم. اوايل به تنهايى كار مى كردم و گزارش مى فرستادم. »و چطور يك دنباله دار ايرانى كشف شد: «آن زمان ها من ۳ دنباله دار كشف كردم كه هر سه را رد كردند. اگرچه دوستان ديگرم در سوهو صحت كشف هاى مرا تاييد كرده بودند. هنگامى كه گزارشى مى خواهد بررسى شود تعدادى از باتجربه ترين رصدگران سوهو با هم آن را تاييد مى كنند. سرانجام در ۲۶ آوريل ۲۰۰۵ ناگهان در تصوير شش و شش دقيقه جرمى ديدم كه بعد از دو تصوير گزارش را نوشتم. گزارشم كمى تاخير داشت. گزارش هاى اول را ژو و پاول ارسال كرده بودند. اما تاخير من آنقدر نبود كه معناى تقلب بدهد. بعد از بررسى گزارش ها سوهو دنباله دار را تاييد كرد، اما اسم من و نفر دوم را در ليست تاييد نگذاشت. تجربه هاى قبلى باعث شد تا در مورد اين دنباله دار هم دلسرد شوم. با BBA تماس گرفتم. براى تاييد كشف يك دنباله دار دو مرجع بايد آن را تاييد كنند. يكى BBA كه مربوط به سوهو است و ديگرى هم بخشى در IAU كه انجمن بين المللى نجوم است. من ابتدا با آقاى شالكين در BBA تماس گرفتم و ماجرا را تعريف كردم. او يك هفته بعد و پس از بررسى مجدد، گزارشم را تاييد و اعلام كرد كه به دليل تاخير كمى كه در گزارش ارسالى من بوده، اين گزارش تاييد مى شود. حدود ۳ ماه پيش بود. ليست BBA تغيير كرد اما IAU هنوز تاييد نكرده بود. روش IAU براى تعيين اسم علمى يك دنباله دار بدين صورت است كه آنها تنها زمانى دنباله دارى را نامگذارى مى كنند كه هيچ مشكلى وجود نداشته باشد و اعتراض من مانع از آن مى شد. ما دنباله دار را اوايل تيرماه كشف كرده بوديم اما هنوز در ليست IAU وجود نداشت.»بالاخره چندى پيش اين دنباله دار در انجمن بين المللى نجوم نيز ثبت شد. نام يكى از كاشفان آن هم على كوهپايى از ايران بود. حالا دنباله دار۹۴۸ SOHO يا اسم علمى اش C/2005H8 دنباله دارى ايرانى است.

ادامه خواندن دنباله دار خبر از تغيير ايام مى دهد

Share

نگاهى به زندگى ستارگان در دنياى ما

شراگيم امينى

null

كوتوله سياه مرده، سياه چاله و يا تپ اَختر. اينها سرنوشت پايانى يك ستاره است. ستارگان نيز همچون تمامى مخلوقات عالم متولد مى شوند، تكامل پيدا مى كنند و در آخر عمر خود پير و فرسوده، تغيير شكل مى دهند. مرگ ستارگان آن قدرها هم غمناك و تاسف بار نيست. در حقيقت ستارگان هرگز نمى ميرند بلكه از شكلى به شكل ديگرى تغيير پيدا مى كنند، منتها ميزان انرژى در مراحل مختلف زندگى آنها متفاوت است و كم و زياد مى شود. صحبت كردن درباره هر آنچه از ستارگان مى دانيم كار آسانى نيست، زيرا كه علم شناخت ستارگان داراى موضوعات بسيارى است كه بيان تمامى آنها در اين مقاله ممكن نخواهد بود. بيش از ده ها كتاب درباره ساختار ستارگان توسط ستاره شناسان و دانشمندان دنيا نوشته شده كه تعدادى از آنها در كشورمان به چاپ رسيده است. كتاب ساختار «ستارگان و كهكشان ها» نوشته «پاول هاچ» از جمله كتاب هايى در اين زمينه است كه به طور كامل در كشورمان به چاپ رسيده است. در اين مقاله سعى داريم با نگاهى گذرا به چگونگى پيدايش، تكامل و مرگ ستارگان شما را با زندگى ميلياردها ميليارد جرم درخشانى كه در دنياى ما وجود دارند آشنا كنيم. ••• • پيدايش ستاره (Star) كره اى از گازهاى بسيار سوزان و پرانرژى است كه در مغز چگال(چگال نسبت به محيط اطراف) ابرهاى مولكولى متولد مى شود. ابرهاى مولكولى محل زايش و هسته اوليه تشكيل ستارگان هستند. ستاره ها هنگامى تشكيل مى شوند كه نواحى پرتراكم گاز هاى «ميان ستاره اى» دچار رمبش گرانشى و از يك موج تكانشى متاثر شوند. فضاى خالى بين ستارگان را گازهاى ميان ستاره اى پر كرده اند كه از هيدروژن تشكيل شده اند. ستارگان جديد در ميان همين گازهاى ميان ستاره اى متولد مى شوند. ميلياردها سال پيش توده هاى عظيم ماده عالم اوليه بر اثر گرانش بسيار بالاى خود در هم رمبيدند و كهكشان ها را به وجود آوردند. در درون كهكشان ها ميليون ها ستاره وجود دارد كه اندازه تعدادى از آنها ده ها بار بزرگ تر از خورشيد است. بيشتر كهكشان ها در خوشه هاى همبسته با گرانش متشكل از ۳ تا ۳ هزار كهكشان مجتمع شده اند. ستارگان مى توانند به صورت خوشه هاى كروى و خوشه هاى باز نيز در محيطى گردهم آيند و در آن جا رشد و نمو كنند. پيشتر گمان بر اين بود كه فضاى ميان كهكشان ها خلاء كامل است اما امروزه دانشمندان با توجه به مشاهدات جديد رصدى به اين نتيجه رسيده اند كه اين فضاى ميا ن كهكشانى خالى نيست و اجرام بسيارى در فضاى ميان كهكشان ها وجود دارد. بزرگ ترين كهكشان ها داراى يك تريليون و كوچك ترين كهكشان ها داراى ۱۰ميليون ستاره هستند. ستارگان مى توانند در نزديكى «سياه چاله ها» نيز تشكيل شوند. «سياه چاله ها» كه روزگارى خود ستاره اى بودند، نقاطى هستند كه تمام انرژى موجود در اطراف را به سوى خود جذب مى كنند و حتى نورهايى كه از اطراف آن نيز مى گذرند، در جاذبه شديد اين نقاط قرار مى گيرند. سياه چاله ها به دليل جذب نور از خود نورى باقى نمى گذارند و بنابراين تاريك و بدون نور هستند. به همين دليل تاكنون سياه چاله اى با تلسكوپ رصد نشده است. اما ستارگان بسيار بزرگ مى توانند در نزديكى سياه چاله هاى پرجرم به وجود آيند. ستارگانى كه جرمشان ۵۰ برابر خورشيد است مى توانند پيرامون سياه چاله ها تشكيل بشوند. به طور كلى ستارگان در محيط هاى ميان ستاره اى (Intersteller Space)، سحابى ها (Nebula) و در كنار گرانش يك جرم بزرگ تر تشكيل مى شوند. اكنون سير زندگى ستارگان را از تولد تا مرگ بررسى مى كنيم. • زندگى ستارگان پس از ميلياردها سال پس از تولد خود كه با نور تقريباً ثابتى مى درخشند آرام آرام همچون بادكنكى باد شده بزرگ و بزرگ تر مى شوند تا اين كه در سير زندگى خود تبديل به «غول سرخ» (Red Gaint) مى شوند. غول سرخ ستاره باد شده بزرگى است كه ده ها بار بزرگ تر از حالت اوليه ستاره است و با نور قرمز مايل به نارنجى مى تابد. غول سرخ داغ و سوزان است و مدام در حال جذب انرژى است. ستاره هاى غول سرخى كه هم اكنون وجود دارند ده ها بار بزرگ تر و پرانرژى تر از خورشيد هستند. ستارگان پس از آن كه تبديل به غول سرخ مى شوند دو راه جداگانه را در پيش مى گيرند. راه اول: ستارگانى كه جرم بالايى دارند و به اصطلاح پرجرم تر از ديگر ستارگان هستند از «غول سرخ» تبديل به «اَبر غول» مى شوند. ابرغول ده ها بار بزرگ تر از غول سرخ است. اما ابرغول طى يك رشته واكنش هايى كه طى ميليون ها سال رخ مى دهد، پس از آن كه به بزرگ ترين حالت خود رسيد به صورت يك «اَبَرنواَختر» (Super Nova) منفجر مى شود و نور بسيار زيادى را كه حاصل آزاد سازى انرژى هاى خود است را به محيط اطراف آزاد مى كند. «نو اَختر» به معنى ستاره جديد و متحول شده اى است كه تغيير حالت داده است. «ابرنواَخترها» مدام دچار انفجار هاى بسيار بزرگى كه ناشى از فعاليت هاى هسته اى است مى شوند. روشنايى حاصل از انفجارهاى ابرنواخترها به ميزان روشنايى ميلياردها ستاره همچون خورشيد است كه در كنار يكديگر قرار دارند. اَبَر نواَختر ها نيز به دو سرنوشت دچار مى شوند. آنها كه چگال تر و انرژى بيشترى دارند تبديل به «سياه چاله» (Black Hole) مى شوند و دسته دوم تبديل به «تَپ اَختر» مى شوند. «تَپ اَختر » ستاره پير و متراكمى است كه تقريباً تمامى سوخت هسته اى خود را مصرف كرده است. اين نوع جديد از ستارگان در سال ۱۹۶۷ براى اولين بار به وسيله راديو تلسكوپ كشف شد. راه دوم: در صورتى كه جرم ستاره اى كه تبديل به «غول سرخ» شده برابر با جرم خورشيد ما باشد گازهاى بيرونى خود را از دست داده و به اصطلاح كم كم «فروريزش» مى كند، يعنى در خود فروريخته و لايه هاى بيرونى خود را از دست مى دهد. اين روند ادامه دارد تا اينكه «غول سرخ» تبديل به «كوتوله سفيد»(White Dwarf) مى شود. كوتوله هاى سفيد اجرام نورانى كوچكى در اندازه هاى زمين هستند كه دما و حرارت بالايى دارند. كوتوله سفيد آن قدر انرژى از خود مى سوزاند تا اين كه پس از ميليارد ها سال تبديل به «كوتوله سياه» (Black Dwarf) مى شود. كوتوله هاى سياه اجرام تقريباً بدون نورى هستند كه نشان دهنده پايان عمر آن ستاره هستند. سرنوشت خورشيد ما نيز در راه دوم قرار دارد. بيش از ۵ ميليارد سال بعد خورشيد در سير توالى زندگى خود تبديل به غول سرخ مى شود. اين اتفاقات به يك باره رخ نمى دهد و طى اين ۵ ميليارد سال خورشيد آرام آرام گرم تر شده و بزرگ تر مى شود. خورشيد باد مى كند و سياره هاى عطارد، زهره و زمين را به سمت خود جذب كرده و به نوعى مى بلعد و تا سياره مريخ پيشروى مى كند. خورشيد ما كه قطر آن ۴/۱ ميليون كيلومتر است ۵ ميليارد سال بعد ده ها ميليون كيلومتر وسعت خواهد داشت. خورشيد پس از آن كه غول سرخ شد آرام آرام گازهاى بيرونى خود را از دست مى دهد و پس از فروريزش طى مراحلى به كوتوله سفيد تبديل مى شود. در اين مرحله خورشيد تقريباً به اندازه زمين است. ميلياردها سال بعد از آن خورشيد به انتهاى عمر خود رسيده و تبديل به كوتوله سياه مرده اى مى شود كه تاريكى در سراسر آن حاكم است. • ستارگان متغير و دوتايى هر يك از ستارگان طى زندگى خود ويژگى هايى دارند. يك جرم آسمانى مى تواند در حقيقت ستاره اى متغير، دوتايى(دوگانه)، دوگانه گرفتى و يا نوترونى باشد. توضيح درباره نوع و فعاليت گونه هاى مختلف ستارگان خود بحث هاى جديد و مفصلى را باز مى كند. بنابراين تنها به خصوصيات ستاره هاى دوتايى(دوگانه) و ستاره هاى متغير اشاره مى كنيم و سپس به سرنوشت انتهايى ستارگان به عنوان آخرين بخش مقاله مى پردازيم. «ستاره متغير» (VariableStar) جرمى است كه درخشندگى ثابتى ندارد و درخشندگى (قدر) آن در زمان هاى مختلف متفاوت است. در حقيقت ستارگان متغير چيزى جدا از ديگر ستارگانى همچون غول هاى سرخ و ديگر انواع ستارگان نيستند. متغير بودن نور يك جرم تنها ويژگى خاص آن جرم است و در سير تكاملى زندگى آن جرم تاثير خاصى ندارد. به طور مثال سحابى «خرچنگ» و غول سرخى در صورت فلكى «جبار» از اجرام متغير هستند. ستارگان «دوتايى»يا مُزدوج (Binary Star) اجرامى هستند كه با هم و به دور هم گردش مى كنند. ستاره شناسان ويژگى هاى ستارگان دوتايى واقعى را كه در حقيقت با يكديگر مزدوج هستند را به وسيله طيف نما بررسى مى كنند. دليل آن اين است كه برخى از ستارگان دوتايى واقعى چنان به يكديگر نزديك هستند كه ممكن است حتى با بزرگ ترين تلسكوپ ها نيز نتوان آنها را از هم تفكيك كرد. هر دو عضو يك ستاره دوتايى به دور مركز ثقل مشترك خود گردش مى كنند. دوتايى هاى «عَناق و سُها»، «اِپسيلون ۱ و ۲ شلياق» و «آلفا ۱ و ۲ جدى» از جمله دوتايى هايى هستند كه با چشم غيرمسلح (بدون ابزار رصدى) ديده مى شوند. اما دوتايى «عَناق» (قدر ظاهرى ۳/۲) و («سُها» ۴) در صورت فلكى خرس بزرگ (دب اكبر) از شناخته شده ترين دوتايى هاى ظاهرى براى منجمان آماتور هستند. اين دوتايى، تنها از ديد ما در كنار هم قرار گرفته و يك دوتايى واقعى نيست. اما ستاره «عَناق» يك همدم واقعى دارد كه «عَناق ۲» ناميده مى شود. با تلسكوپ مى توان دوتايى واقعى عَناق را كه جدايى زاويه اى آنها ۴/۱۴ ثانيه قوسى است، رصد كرد. • سرنوشت نهايى همان گونه كه در ابتداى مقاله گفتيم ستارگان در پايان عمر خود از سه سرنوشت خارج نيستند. كوتوله سياه مرده، سياه چاله يا تپ اَختر. كوتوله سياه عاقبت دسته اى از ستارگان است كه به پايان زندگى خود رسيده اند. كوتوله سياه كه به آن «كوتوله سياه مرده» نيز مى گويند آن قدر تاريك است كه در نور عادى ديده نمى شود. كوتوله سياه پير را تنها مى توان با توجه به تاثير جاذبه آن بر اجرام مجاورش كشف و رصد كرد. دسته ديگرى از ستارگان در پايان عمر خود تبديل به سياه چاله مى شوند كه پيشتر با آن آشنا شديم. اما نكته جالبى كه وجود دارد چگونگى رصد آنها است. سياه چاله را هرگز نمى توان حتى با قوى ترين تلسكوپ ها چه از روى زمين و چه خارج از جو با تلسكوپ هاى فضايى در حال گردش رصد كرد. آنچه (يك ستاره و يا هر جرم و جسمى) كه توسط سياه چاله بلعيده مى شود پيش از آن كه در سياه چاله ناپديد شود از خود پرتوهاى ايكس و گاماى پرانرژى تابش مى كند. ستاره شناسان به وسيله آشكارسازهاى قوى و پيشرفته مى توانند پرتوهاى ايكس و گاماى پرانرژى ساطع شده از سياه چاله ها را دريافت كرده و از وجود يك سياه چاله كه سرنوشت دسته اى از ستارگان است مطلع شوند. در راه دومى كه برخى از ستارگان در زندگى خود پيش مى گيرند: ستاره هايى كه جرم كمى دارند در صورتى كه به صورت يك ابرنواختر منفجر شوند در پايان زندگى خود تبديل به «تپ اَختر» مى شوند. تپ اَختر نوعى ستاره است كه دليل نام گذارى اين گونه از ستارگان ارسال تپ هايى از انرژى و موج به فضا است. تپ اَخترها بسيار تند و سريع به دور خود مى چرخند و گردش آنها به دور خود حتى به بيش از ۶۰۰ دور در ثانيه نيز مى رسد. آنها طى دوران خود پرتوهاى باريكى را از خود روانه فضا مى كنند. تپ هاى (تپش) انرژى تپ اَخترها به صورت نور به زمين مى رسد و ما اين گونه از ستارگان را به صورت اجرام نورانى و درخشنده اى مى بينيم. البته فاصله تپ اَخترها از ما ساكنان زمين بسيار زياد است و تنها به وسيله قوى ترين تلسكوپ ها مى توان آنها را رصد كرد. تپ اختر ها بيشتر توسط تلسكوپ هاى راديويى رصد مى شوند، بدين صورت كه موج اين ستارگان توسط تلسكوپ هاى راديويى بزرگى كه در زمين قرار دارد دريافت شده و پس از پردازش به وسيله كامپيوتر تصوير گنگى از ستاره را به همراه نمودار تعداد تپ هاى ستاره در هر ثانيه به دست مى آورند. ••• تا زمانى كه دنياى ما به گسترش(انبساط) بى پايان خود ادامه مى دهد ستارگان و اجرام بسيار ديگرى در سرتاسر دنيا متولد شده و روزى تغيير شكل مى دهند. آن چه مهم است پى بردن به عظمت و بى كرانگى دنيايى است كه به گفته ستاره شناسان، تاكنون تنها توانسته ايم ۵ درصد از آن را مشاهده كنيم. دنياى بزرگ ما آن قدر وسعت دارد كه علم ما نسبت به آن هيچ گاه كامل نخواهد شد. روزنامه شرق

Share

نحوه كار GPS چگونه است

مرجع : خبرگزاری ايسنا

سيستم محل‌يابي جهاني (Global Positioning Systems) يك سيستم راهبري و مسيريابي ماهواره‌اي است كه از شبكه‌اي با ‌٢٤ ماهواره تشكيل شده.

اين ماهواره‌ها به سفارش وزارت دفاع ايالات متحده ساخته شده و در مدار قرار گرفته اند؛ اين سيستم در ابتدا براي مصارف نظامي تهيه شد ولي از سال ‌١٩٨٠ استفاده عمومي آن آزاد و آغاز شد.

ادامه خواندن نحوه كار GPS چگونه است

Share