بایگانی دسته: تريز(مديريت خلاق)

تاثير دانش مهندسي خلاقيت ‏TRIZ‏ در فناوری اطلاعات‏

چکيده :‏
‎ ‎‏ ‏TRIZ‏ (نظريه حل خلاقانه مساله ) یکی از موثرترین روشهای توسعه نوآوری است . این روش شناسی ‏قدرتمند نياز به سازش و ايجاد تعادل ناشي از تضاد بين مقياسهاي مختلف عملکرد را ازبين مي برد. ضمنا ‏TRIZ‏ ‏ازشناسايي تضادها به عنوان موقعيتهايي براي بهبود و تصحيح فرآيند طراحي استقبال مي کند‏

ادامه خواندن تاثير دانش مهندسي خلاقيت ‏TRIZ‏ در فناوری اطلاعات‏
Share

تحقيق, توسعه و فناوری اطلاعات با بکارگيری دانش خلاقيت ‏TRIZ

چکيده :‏
يکي از حوزه هاي فعاليت هاي بشر در جهت توسعه ، حوزه تحقيقات مي باشد . هدف فعاليت ها در اين ‏حوزه كشف حقايق و شناخت قانون مندي ها و روابط حاكم بر پديده هاست. انسان با تفكر در مورد واقعيت هاي ‏موجود كه به صورت اطلاعات در اختيار دارد و بررسي و پردازش آنها، حقايق جديد را كشف و برپايه آن تجربه مي ‏كند، با بررسي نتايج تجربه و تعميق شناخت، مدلي اجرائي را طراحي و به اجرا در مي آورد. يکي از اين روشها که ‏از و اقعيتهاي موجود استفاده مي کند و باعث کشفيات جديد مي شود ، نظريه حل خلاقانه مساله (‏TRIZ‏ ) نام ‏دارد. اين نظريه با ارائه راه حل هاي دسته بندي شده که از کشفيات گذشته به دست آمده است ، ذهن نوآوران را ‏سمت وسويي خاص بخشيده و آشفتگي هاي ذهني و رواني را به طوفاني از ايده هاي جديد تبديل مي کند. اين ‏مقاله بيان مي نمايد که چگونه ‏TRIZبا استفاده از تجزيه و تحليل اطلاعات باعث سمت وسو دادن به تکنولوژي ‏هاي جديد در علوم مختلف مي شود.‏

ادامه خواندن تحقيق, توسعه و فناوری اطلاعات با بکارگيری دانش خلاقيت ‏TRIZ
Share

استفاده از دانش خلاقيت شناسي ‏TRIZ‏ در روش تحقيق ‏

چکيده :‏

‏ در گذشته محققان به طور شفاف از هر نوع خلاقيت در تحقيقاتشان پرهيز مي نمودند زيرا که معتقد ‏بودند راه حل هاي خلاق حل مساله ريسک خرابي براي موفقيت آميز بودن تحقيق را افزايش مي دهد ‏‏,بنابراين از بکاربردن خلاقيت خوداري مي نمودند ,در حاليکه هدف فعاليت ها در زمينه تحقيقات كشف ‏حقايق و شناخت قانون مندي ها و روابط حاكم بر پديده هاست. اما در اين امر براي انسانها مقدور نيست که ‏واقعيات وحقايق امور را به طور مستقيم و از طريق وحي, الهام , کشف شهود و اشراق , کشف کنند , بلکه ‏بايد از روشهاي نواورانه هدايت شده استفاده نمايند. اکثر افراد در مواجه شدن با تناقضات موجود در ‏تحقيقات به طور ناخواسته گمراه گشته و آن را غير ممکن مي پندارند و به دنبال کشف حقيقت نيستند در ‏حالي که آن تناقض ممکن است حقيقتي باشد که تاکنون کشف نگرديده است .انسان با تفكر در مورد واقعيت ‏هاي موجود كه به صورت اطلاعات در اختيار دارد و بررسي و پردازش آنها، حقايق جديد را كشف و برپايه ‏آن تجربه مي كند . يکي از روشهايي که از و اقعيتهاي موجود استفاده مي کند و باعث کشفيات جديد مي ‏شود ، نظريه حل خلاقانه مساله (‏TRIZ‏ ) نام دارد. اين نظريه با ارائه راه حل هاي دسته بندي شده که از ‏کشفيات گذشته به دست آمده است ، ذهن نوآوران را سمت وسويي خاص بخشيده و آشفتگي هاي ذهني و ‏رواني را به طوفاني از ايده هاي جديد تبديل مي کند. اين مقاله به بيان کاربرد ‏TRIZ‏ در روش تحقيق مي ‏پردازد و بيان مي کند که چگونه ‏TRIZبا تجزيه و تحليل مسايل , شناسايي تضادهاي موجود در مساله و ‏حل آنها با استفاده از اصول اساسي , باعث سمت وسو دادن به تکنولوژي هاي و اختراعات جديد در علوم ‏مختلف مي گردد.‏

ادامه خواندن استفاده از دانش خلاقيت شناسي ‏TRIZ‏ در روش تحقيق ‏
Share

بررسی ارتباط میان مدیریت تحول ، تکنولوژی اطلاعات و کسب وکار‏

چکيده
شايد مهم ترين و مشکل ترين فرايند در هر سازمان ايجاد تحول و تغيير در سازمان باشد چرا که در محيط ‏متغير امروزي سازمان ها بايستي با توجه به تغييرات محيط متحول شده و از خود واکنش نشان دهند در غير ‏اين صورت در ورطه نابودي قرار مي گيرند. با توجه به اهميت تغيير در تحول سازمان به ويژه در زمينه کسب و ‏کار در مقاله حاضر تلاش مي شود تا به بررسي تاثير مديريت تحول بر فناوري اطلاعات و کسب وکار پرداخته ‏شود و بدين منظور ابتدا مديريت تغيير و تحول تعريف شده ،مدل هاي مربوطه ارائه گرديده و علل مقاومت در ‏مقابل تغيير و تحول بررسي مي گردد و در پايان رابطه بين مديريت تحول و کسب و کار و فناوري اطلاعات ‏با ارائه يک مدل توضيح داده شده است.‏

ادامه خواندن بررسی ارتباط میان مدیریت تحول ، تکنولوژی اطلاعات و کسب وکار‏
Share

نقش مديريت دانش ضمني در خلاقيت و نوآوري

چكيده

عصر حاضر، عصر تحولات و تغييرات شگرف درفناوريهاست. عصري كه ساختار فكري آن آكنده از عمق بخشيدن به اطلاعات و توجه به مشاركت نيروي انســـاني خلاق و دانش گرا به جاي نيروي انساني عملكردي است. از اين رو، مديريت هوشيار بر آن است تا هرچه بيشتر و بهتر درجهت استفاده از ابزاري به نام دانش براي رويارويي و مقابله با عوامل عدم اطمينان، حفظ موقعيت و ايجاد خلاقيت و نوآوري جهت گسترش عرصه رقابتي خود برآيد، اين امر مستلزم اين است كه سازمان با ارج نهادن به مديريت دانش و متقابلا مديريت خلاقيت و نوآوري، آن را به عنوان يك نياز استراتژيك و ضروري جهت پيشگامي در عرصه رقابت پذيري، در زمره برنامه هاي اولويت دارخود قرار دهد. م ديريت نوآوري در واقع فرايندي است كه از طريق تركيب و يكپارچگي اجزاي مختلف دانش به پديدآوردن بديهيات مي پردازد. در اين راستا به کارگيري دانش ضمني به عنوان محركي اساسي در موفقيت فرايند نوآوري، تاثير قابل ملاحظه اي در کارايي شركتها خواهد داشت. مقاله حاضر در آغاز دلايل اهميت دانش ضمني در فرايند خلاقيت، نقش دانش ضمني را در مديريت نوآوري شناسايي كرده و مواردي از موانع و مشكلات ايجاد وتسهيم آنرا ذكر مي كند. سپس بر اساس آخرين پژوهشهاي انجام گرفته در اين حوزه، مدل يكپارچه اي براي تشريح تاثير دانش ضمني بر مديريت موفقيت آميز نوآوري تشريح و ارائه مي گردد، در پايان اهرمهاي كليدي مديريت دانش ضمني شناسايي شده و تاثير مثبت آن بر موفقيت نوآوري مورد تجزيه و تحليل قرار مي گيرد.

ادامه خواندن نقش مديريت دانش ضمني در خلاقيت و نوآوري
Share