پل ارتباطیِ بین ورزش و هنر

رفتار همه جانداران مبتنی بر هدف است و انسان بیش از هر موجود زنده دیگر هدف جو و هدف گر است؛ هدف ها یا خودآگاه یا ناخودآگاهند. هدف های ناخودآگاه بیشتر جنبه غریزی و فطری دارند و برای حفظ یا بقای موجود زنده تحقق می یابند، اما هدف های خود آگاه بیشتر مخصوص نوع انسان اند و بر اساس پیش بینی ها و توجه به امکانات و راههای پیشرفت در قالب برنامه طرح و اجرا می شوند. از طرف دیگر واژه مهارت بر تکلیفی دلالت می کند که دارای هدف خاصی است؛ "نواختن پیانو"، "نقاشی"، "انجام فعالیت های ورزشی " جزو مهارت های حرکتی محسوب می شوند، زیرا نیاز به حرکت ارادی بدن و یا اندام دارند. ویژگی های مشترکی در مهارت های حرکتی قابل توجه است؛ در اغلب این مهارت ها هدفی برای دستیابی وجود دارد، بدین معنی که مهارت های حرکتی دارای قصد و هدف هستند، به صورت ارادی اجرا می شوند و در این مهارت ها دستیابی موفقیت آمیز شخص به اهداف مورد نظر، مستلزم یادگیری است. مهارت ها بر اساس اندازه گروه های عضلانی مورد نظر برای انجام دادن اعمال به دو گروه مهارت های حرکتی درشت و ظریف طبقه بندی شده اند.

 افراد برای نیل به اهداف مهارت های حرکتی درشت و انجام این اعمال به استفاده از یک دستگاه بزرگ نیاز دارند. این مهارت ها نسبت به مهارت های حرکتی ظریف، دقت حرکتی کمتری را می طلبند. محققین مهارت های حرکتی بنیادی مانند راه رفتن، پریدن، پرتاب کردن، جهیدن و غیره را جزو مهارت های حرکتی درشت طبقه بندی می کنند. مهارت های حرکتی ظریف مستلزم کنترل بیشتر عضلات کوچک خصوصاً عضلات درگیر در هماهنگی دست با چشم است و به دقت زیاد در حرکت دست و انگشت نیاز دارد. نوشتن با دست، نقاشی کردن، خیاطی و نواختن پیانو نمونه هایی از مهارت های حرکتی ظریف هستند، البته باید توجه داشت که ممکن است عضلات بزرگ در عمل یک مهارت حرکتی ظریف درگیر شوند. با توجه به این طبقه بندی وجود ارتباط بین ورزش و هنر دور از تصور نیست.

هنر عمری به قدمت حیات انسان دارد و از بسیاری پدیده های اجتماعی دیگر مانند سخنگویی، علم و خط قدیمی تر است. زمانی که انسان دریافت زندگی دسته جمعی بهتر از زندگی فردیست، فعالیت جمعی راه گشای پیشرفت و زندگی بهتر شد و در این میان، هنر یکی از پیچیده ترین و عمیق ترین مفاهیم و پدیده های جمعی زندگی انسان است. به این ترتیب امکان تلفیق هنر و ورزش برای رسیدن به قله های انسانیت خیلی دور از ذهن نیست.

انسان به طور طبیعی موجودی اجتماعی است و خواهان برقراری ارتباط متقابل با دیگران است. با کمک ورزش می توان این غریزه اجتماعی را برآورده ساخت؛ همچنین در این عرصه امکان دستیابی به ارزش های اجتماعی دیگری مانند فعالیت گروهی، وفاداری جمعی و روحیه ورزشکاری نیز فراهم است. از سوی دیگر ورزش، یک وسیله تفاهم غیر زبانی است که خویشتن حقیقی انسان در آن تجلی می یابد. ورزش، هنر پرورش روح است، علم و عملی است که در ظاهر باعث زیبایی جسم و آراستگی تن آدمی می گردد اما ثمره و نتیجه آن متعالی شدن روح و بیکرانی اندیشه است. فعالیت های ورزشی در کنار پرورش جسم، در ابعاد روح انسان نیز کاوش می کنند و این خود اصل اساسی و تفکیک ناپذیر رابطه انسان با هنر است. ورزش به فرد کمک می کند به تا به تعادل برسد و با هدیه کردن شادی های عمیق و نجات جسم انسان، روح او را رهایی می بخشد. محیط صمیمانه و مطلوب ورزشی اغلب فرصتی مناسب برای ایجاد روابط انسانی و پرورش روحیه همکاری است. ورزشکار و هنرمند باید طبیعت را فعالانه و در هماهنگی با حرکت ببینند و تنها به این ترتیب است که می توان ورزش را به سوی ایجاد یک فرهنگ جدید، فرهنگی که در هیچ سکوتی حل نمی شود، هدایت نمود.

در ورزش زیبایی جستجو می شود و هنر خود زیبایی است.

یک قابلیت ورزشی مانند پرش فقط ما را برای استفاده از روش های مناسب برای پرش و اجتناب از موانع یا گذشتن از رودخانه ها خوشحال و راضی نمی کند بلکه آن ما را به خاطر توانایی، مهارت و سبکی که نشان داده می شود خوشحال و شاد می کند. در ورزش، فردیت انسان متحرک می شود و هنر خالق تحرک است که این تحرک می تواند شخصی یا اجتماعی باشد. عشق به طبیعت، عالی ترین انگیزه یک هنرمند است. او عوامل طبیعت را می کاود و عناصر زیبایی در این مسیر او را یاری می کنند؛ مگر نه این است که انسان ورزشکار نیز می خواهد طبیعت را در لحظاتی از حرکت فعالش برای خود ضبط کند؛ در واقع عشق به طبیعت هنگامی در یک قایقران، کوهنورد و اسکی باز و یا حتی شکارچی انگیزه ورزش می شود که او بتواند رابطه روحی بین خود و طبیعت ایجاد کند.
اغلب هنرمندان تا پیش از دهه هشتاد قرن گذشته به ورزش به عنوان محلی مناسب برای بیان هنری توجه نداشتند، اما به تدریج حركات تكنیكی ورزشی، حاشیه ها و حضور تماشاگران به سوژه خوبی برای گونه ای از بیان هنری بدل شد. امروزه در مسابقات جهانی و المپیک مقوله ورزش و هنر بخصوص هنر عکاسی به هم آمیخته است. هنرمندان نمادهای بسیار ارزشمندی را برای تجلی هنر ایجاد کرده اند که بتوانند فعالیت های ورزشی را با ذوق هنری خودشان و آثار مختلف هنری به عرصه ظهور بکشانند و به عنوان خاطرات به یاد ماندنی المپیک ها برای تاریخ ورزش دنیا باقی بگذارند.
ورزش توانایی انجام کاری به نحو شایسته است. در ورزش، تعادل، توازن، ریتم، هماهنگی و قدرت باید به نحوی تلفیق شوند تا نتیجه کار به پیروزی برسد. احساس ورزشکار در زمان مصرف نیرو در واقع ارتباط با عنصر طبیعی و نوعی یگانگی عمیق میان جسم و روان است بنابراین ورزش و هنر هر دو بیان خویشتن است و عنصر زیبایی در هر دو جاری است.
ورزشکار و هنرمند در جوشش خلقت شرکت می کنند و تپش دل آنها و جهان هماهنگ می شود.

منابع:
شفیع زاده، علی، فلسفه اصول و مبانی تربیت بدنی و ورزش، 1386.
مگیل،ریچارد ای، ترجمه محمد کاظم واعظ موسوی و معصومه شجاعی، یادگیری حرکتی، مفاهیم و کاربردها ،1380.
و …


مارینا دانغیان
کارشناس ارشد تربیت بدنی و علوم ورزشی

1,032 total views, 2 views today

Share

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *