حق مالکيت فکري با کيست؟

images/20060504/003.jpg

يکي از معضلات پيش روي مخترعان در ايران ، مساله حق ثبت اختراع و موضوع مالکيت هاي فکري و معنوي است که متاسفانه تا به حال در ايران به صورت جدي و سازماندهي شده فکري به حال آن نشده بود.
به هر حال خلائ چنين چيزي احساس شد و متخصصان کشورمان به اين فکر افتادند تا نخستين کارگاه آموزشي جايگاه حق ثبت اختراع در عرصه زيست فناوري را برگزار کنند. اين کارگاه با هدف آشنايي هر چه بيشتر متخصصان ، پژوهشگران و محققان کشورمان با چگونگي ثبت اختراع به همت شوراي عالي زيست فناوري و با همکاري دفتر همکاري هاي فناوري رياست جمهوري ، انستيتو پاستور ايران و موسسه اطلاع رساني توسعه فناوري زيستي در محل انستيتو پاستور ايران برگزار شد.

گزارش زير، مختصري از موضوعاتي است که در اين کارگاه آموزشي مطرح شد. در حالي که منابع طبيعي کشورها رو به اتمامند اين نوآوري ها هستند که راه حلي براي چرخاندن اجتماع خواهند بود.
اين شرکتها با در اختيار گرفتن نوآوري هاي مخترعان ، آنها را به محصول تبديل کرده و براي مصارف داخلي يا خارجي استفاده مي کنند. در اين ميان چيزي که ارزش بسيار زيادي دارد و بايد در حفظ آن کوشيد، موضوع مالکيت فکري يا به اختصار (IP (Intelectual Property است.
زيبا افشار، خانمي ايراني است که چند سالي در دانشگاه سايمون فريزر کانادا با کمک حقوقدانان خلاصه طرح (پتنت) مخترعان را ثبت مي کند و پا به پاي استاد و مخترع در مديريت طرحش همراهي مي کند تا اين که در نهايت به جايي برسند که بفهمند آيا اين خلاصه طرح قابليت دارد که يک شرکت بزنند يا خير.
به گفته خودش کار او شناسايي فني است که قابل پول درآوردن باشد، چون هر فني در نهايت نه تنها بايد به دانش يک جامعه بيفزايد بلکه بايد بازدهي هم داشته باشد و چند برابر آنچه برايش هزينه شده است درآمد هم داشته باشد.
اجتماع ما اجتماع علم و دانش است و بدون شک اقتصاد مملکت ها روي معلوماتشان خواهد چرخيد و طبيعي است که فناوري خيلي مهم است و فناوري سوخت رشد اقتصادي است و مالکيت فکري هم در نتيجه مهمترين دارايي هاي يک اقتصاد است.
به گفته زيبا افشار، يکي از مهمترين منابع نوآوري و فناوري دانشگاه ها هستند، چون اکنون دنيا به اين سمت رفته است که دولتها خودشان را از علم و نوآوري تا حدي کنار بکشند و آنها را در اختيار دانشگاه ها گذاشته و مجهزشان کرده اند تا به کار نوآوري بپردازند؛ البته موضوعي که در اين ميان مطرح مي شود اين است که حق مالکيت ، مالکيت هاي فکري به وجود آمده در دانشگاه ها با کيست.
افشار در پاسخ به اين پرسش مي گويد که مالکيت با خود مخترع است ، اما اگر درآمد اين نوآوري از حدي بيشتر باشد مخترع موظف است درصدي از آن را به دانشگاه بدهد؛ اگر اين مخترعان تصميم گرفتند براي ثبت اختراعشان از دانشگاه کمک بگيرند آن وقت قراردادي با آنها بسته مي شود که حق مالکيت به دانشگاه منتقل مي شود. گرچه در هر صورت اسم مخترع در پتنت مي آيد، اما مالکيت آن با دانشگاه است.
اولين نکته اي که هر مخترع براي به ثبت رساندن اختراعش بايد به آن توجه کند، پاسخ دادن به چند پرسش اساسي است. چرا و چه چيزي را مي خواهيد ثبت کنيد و اين نوآوري را در کدام کشور يا کشورها مي خواهيد به ثبت برسانيد تا در نهايت از آن حفاظت شود؟
چيز ديگري که بايد به آن توجه داشت اين است که آيا محصول حاصل از نوآوري يک مخترع مي تواند با محصولات ديگر مقابله کند يا خير، چون در نهايت هدف از حفاظت علم اين است که بتوان يک محصول را از آن بيرون آورد؛ بنابر اين مهم است که بدانيد آيا اين محصول مي تواند با ديگر محصولات موجود در محيط رقابت کند يا خير و حتي اين سوال را بايد يک قدم هم جلوتر برد و پرسيد که آيا محصولي که مي خواهيد از اين فناوري درآوريد مي تواند با محصولات چند سال ديگر هم رقابت کند؟
چون قرار نيست اين فناوري همين امروز وارد بازار شود و بسته به نوعش 10تا 15سال طول مي کشد تا به محصول تبديل شود.

پتنت چيست؟
يک پتنت در واقع قراردادي است که بين مخترع آن کشور و دولت آن کشور بسته مي شود. پس بين کشورها در قوانين مربوط به پتنت تفاوت وجود دارد.
پتنت يک حق امتياز است که براي مدتي کوتاه به مخترع داده مي شود تا افراد را تشويق کند نوآوري هاي مفيد را افشا کنند.به گفته زيبا افشار يکي از اهداف دادن حق امتياز اين است که مردم به صنعت روي آورند و نوآوري کنند.
به عنوان مثال وقتي براي کشف يک داروي خاص ميليون ها دلار پول صرف مي شود، اگر دولت فقط به شخصي که آن را کشف کرده است اجازه ندهد از آن پول درآورد و هر کسي بتواند از آن استفاده کند، ديگر کسي به نوآوري و کشف روي نمي آورد؛ چون هر کسي مي تواند منتظر بماند تا داروي شما موفق شود و بعد از آن تقليد کند.
بنابراين دولت بايد حفاظتي را براي آدمهايي که پيشقدم شده و ريسک را قبول کرده اند قائل شود که به آن پتنت مي گويند.

اصول پتنت
طبيعي است که نوآوري بايد نو باشد و چيز واضحي نباشد و علاوه بر اين بايد مصرف هم داشته باشد. علم تنها را نمي توان به ثبت رساند.
يک پتنت بايد طوري نوشته شود که افراد ماهر آن رشته بتوانند از آن استفاده کنند. مثلا انواع داروهاي آنتي باکتريال توسط شرکتهاي مختلف توليد مي شوند و به نام خود آنها به ثبت رسيده است ؛ اما همه اين شرکتها در واقع از کار اولين مخترع توانسته اند اين داروها را بسازند.
توجه داشته باشيد که اين حق ثبت خود به خود ايجاد نمي شود و بايد مخترع براي ثبت آن اقدام کند پتنت براي يک مدت محدود است و بعد به دست عموم مي افتد و هر کسي مي تواند از آن استفاده کند. کما اين که الان داروهايي هستند که 20سال از ثبت آنها گذشته و شرکتهايي ديگر با قيمتي نازلتر آنها را توليد مي کنند.

جام جم – فريبا فرهاديان

674 total views, 3 views today

Share

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *