شايعه اينست…

گاهي اوقات خبري پخش مي‌شود مبني بر اين که سازمان فلان مبلغ پاداش را در بهمان تاريخ به حساب كاركنان واريز مي‌كند. حال اگر از ناقل اين خبر بپرسيم که علت صحت اين خبر چيست، پاسخ مى‌دهد« چون همه مى‌گويند پس صحت دارد ». شنونده نيز براى پذيرش آن مطلب کمتر به دنبال دليل و مدرک واقعى است، بلکه به شيوع و تواتر آن بسنده مى‌‌کند.
اينگونه خبرها ويژگيهايي از اين قبيل دارند: منبع نامشخص، مخاطبان ناهمگون و پراکنده، مجراهاي انتقال رسمي و غير رسمي، شبکه هاي پخش ناپايدار وزودگذر، سرعت شگفت انگيز، محتواي تازه و به روز، بده بستان جمعي، هزينه اندک، قابليت پذيرش بسيار، ناموثق ترين نوع خبر، ابزاري براي مقابله با محروميت، قابليت کنترل بسيار دشوار، نوعي فرافکني، توليد ساده، بازتاب غيرقابل پيش بيني، مبارزه با آن پيچيده است، بدون هرگونه احساس گناه.
اينست كه هرگاه مساله‌‌اى مهم در جامعه باشد و يا بروز کند، اما نسبت به آنها ابهام و پوشيدگى ايجاد شود و اخبار آن به درستى و صادقانه مطرح نشود، فرصتى ايجاد مى‌شود تا فرصت‌طلبان و عنادورزان از بى‌اطلاعى عامه مردم نسبت وقايع ملموس سوء استفاده كرده و به شايعه روي آورند.

آلپورت و پستمن ( Allport and postman ) مي‌گويند: كه شايعه محصول دو عامل است: علاقه مردم به موضوع ( اهميت داشتن شايعه هم براي گوينده و هم براي شنونده ) وميزان ابهام موضوع ( احتمال وجود چند تعبير از يك موضوع ).

 شايعه گزارش تأييد نشده‌اي از وقايع است كه به تعريف و تبيين وضعيتهاي مهمي كه به صورت دو پهلو ظاهر مي‌شود كمك مي‌كند . در حقيقت شايعه پيامي است كه در ميان مردم رواج مي‌يابد، ولي واقعيتها آن را تأييد نمي‌كند . شايعه در موقعيتهايي رواج مي‌يابد كه مردم مشتاق خبر باشند ولي نتوانند آن را از منابع موثق دريافت كنند. پديده شايعه فرايندي است كه از طريق آن، اخباري پخش و اغلب دگرگون مي‌شود، بدون آنكه از مجراهاي رايج گذشته باشد .

انتقال يك شايعه فرايندي اجتماعي است كه يك ‌يك افراد مي‌توانند نقش هاي متعددي در آن داشته باشند . عده‌اي از افراد پيام‌آورند و برشایعه تكيه كرده‌ و آن را معتبر مي‌دانند و منتقل مي‌كنند. كساني كه شايعه را منتقل مي‌كنند، تمايل دارند برخي جزئيات را حذف و بر بعضي تأكيد كنند . معمولاً تغييراتي كه در جزئيات داده مي‌شود ، منعكس كنندة ترسها ، تعصبها ، اميدها ، ديگر احساسات مردمي است كه شايعه را منتقل مي‌سازند. حتي مردمي که به شايعه اعتقاد ندارند نيز آنرا بازگو مي‌کنند زيرا بدين وسيله، امکاني براي بروز هيجانات خود که در غير اين صورت بايد سرکوب شود پيدا مي‌کنند.
عدة ديگر در نقش افراد شكاك ظاهر مي شوند و دربارة آنچه مي‌شنوند . ترديد مي‌كنند همچنين، عده‌اي ممكن است به تعبير و تفسير روي بياورند و مترصد اين باشند كه چه رخ مي‌دهد؟ ودر نهایت، احتمالاً عده‌اي هستند كه براساس شايعه‌ها تصميم‌گيري مي‌كنند و همين كه شايعه‌اي پخش شد ، به اقدامات خاصي دست مي‌زنند .
در گذشته‌هاي دور عواملي همچون وجود يک رخداد مهم در جامعه و عدم وجود اخبار موثق در مورد يک حادثه مهم به شايعات دامن مي‌زدند. امپراتورهاي رم باستان، چنان دچار بلاي شايعه شده بودند که عده‌اي را به عنوان مخبرين و پيش قراولان شايعه به کار گمارده بودند. وظيفه اين افراد رفتن به ميان مردم و گزارش شنيده هاي خود به امپراتور بود. ماجراهاي روزمره اي که به اين صورت به قصر مي رسيد محک خوبي براي سنجش افکار عمومي بود.

در يونان باستان"توسيديد" ضمن نقل واقعه طاعون آتن به ذکر رواج شايعات مي‌پردازد. از جمله اينکه شايعه شده بود چاهها به سم آلوده شده اند." ويرژيل" شاعر رومي يک قرن قبل از ميلاد مسيح اين واقعه را به صورت دراماتيک وصف کرده است:« شايعه پيام آور اشتباه و شر و تيزپاترين بلاهاست که در دلها وحشت افکنده و در حين انتشار قدرت مي‌گيرد. »

پديده شايعه كه در گذشته به هنگام بحرانهاي عمومي از قبيل جنگ، قحطي و حوادث طبيعي و بروز بيماريهاي واگير رواج مي يافت؛ با وقوع انقلاب صنعتي در اروپا بيشتر به قلمرو سياسي، اجتماعي، و اقتصادي گام نهاد و به طور مستقيم به امور روزمره و عيني حيات اجتماعي پيوند خورد.
مثلاً شايعه‌اى در شهرها و روستاهاى دور افتاده هند رواج يافت که : “باندهاى خاصى براى ربودن بچه‌ها از خيابانها به وجود آمده است که منظور از اين اقدام، فروش بچه‌ها به بانکهاى خون يا فروش اعضاى بدن آنها و به کارگيرى آنها در باندهاى دزدى و گدايى است.”. در پى رواج اين شايعه در دل پدران و مادران ترس عجيبى مستولى شد، تا آنجا که على‌رغم انکار رسمى موضوع از سوى مسئولان، اولياء از اعزام فرزندان خود به مدارس اجتناب ورزيدند.
در آمريکا نيز شايعاتى پيرامون توليدات رستورانهاى مک دونالد شكل گرفت که " اين رستورانها به محتواى ساندويچ‌هاى خود کرمهايى اضافه مى‌کند تا پروتئين آنها افزايش يابد". در پى انتشار اين شايعه تعداد زيادى از مردم به علت سلامتى خود از خريد اين توليدات خوددارى کردند و مديريت اين رستورانها براي سيطره بر اين شايعه ويرانگر مجبور به صرف هزاران دلار شد.
برخي از جامعه شناسان معتقدند كه بحران اقتصادي سال 1929 در آمريكا ناشي از شايعه‌اي مبني بر ورشكستگي بانكهاي آمريكا بود. مردم با شنيدن شايعه فوق براي دريافت سرمايه خود به بانكها مراجعه كردند و در نتيجه بانكها از پول و سرمايه در گردش خالي شده و به ورشكستگي كشيده شدند. بدين ترتيب پيامد نهايي شايعه مذكور ركود عظيم اقتصادي در آمريكا بود.
با شروع بحران مالي جهاني، بازار شايعات در مورد بانكها سراسر دنيا داغ شده و افرادي از طريق پخش شايعات در خصوص مسائل مالي و اقتصادي به سيستم بانکي و مالي كشورها ضربه مي‌زنند. مثلاً تقويت شايعه اعلام ورشكستگي بانك سرمايه‌گذاري LEHMAN BROTHERS در آمريكا و خبر تصاحب بانك MERRILL LYNCH& CO به عنوان يكي از بزرگترين كارگزاري‌هاي جهان توسط بانك آمريكا (BANK OF AMERICA) ارزش دلار آمريكا را به شدت كاهش داد و نرخ آن را در مقابل ين ژاپن و يورو با افت كم‌نظيري مواجه كرد .
اخيراً نيز پليس هنگ‌کنگ اعلام كرد فردي را دستگير نموده که با پخش پيامهاي الکترونيکي در خصوص ورشکستگي قريب الوقوع بانک آسياي شرقي باعث هجوم سپرده‌گذاران و خروج سپرده‌هاي آنان از اين بانک گرديده است.
در جريان انتخابات كشورهاي غربي نيز معمولاً از اين تاكتيك استفاده مي شود و شايعاتي مبني بر پيروزي شخص يا جريان خاصي در ميان مردم پخش مي‌گردد. از آنجايي كه مردم دوست ندارند به جريانهايي كه احتمال شكست آنها زياد است بپيوندند، وادر به راي دادن آنها شده و بدين ترتيب بار ديگر "شايعه"اي به واقعيت مبدل مي گردد.
شايعه کسي را قانع نمي کند، بلكه چيزي را به زبان مي‌آورد که عموم مردم حاضرند آن را باور کنند.


منصور اسدي  mansour.asadi@gmail.com

 alireza_77@yahoo.com

725 total views, 2 views today

Share

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *