مهم ترین ابزار خوشبختی از نگاه علم نقطه تعادل

یالطیف

مهم ترین ابزار خوشبختی از نگاه علم نقطه تعادل

بر اساس آنالیز و طبقه بندی کتاب آئین زندگی "نوشته دیل کارنگی"

شاید همین الان که این مقاله را میخوانید , خود را بدبخت ترین , انسان بدانید. ولی آیا میدانید که همین احساس بدبختی , گریبان پدر علم موفقیت را هم گرفته است ؟! کسی که از ثروتمندان جهان بوده و کتابش , قریب به یک قرن , رکورد پرفروش ترین کتاب های دنیا را داشته است ؟!

چرا که دیل کارنگی در مقدمه کتاب آئین زندگی , میگوید:

35 سال پیش , یکی از بدبخت ترین آدمهای نیویورک بودم. برای امرار معاش , ماشین میفروختم.در حالی که اصلا نمی دانستم ماشین چطور راه میرود. از شغلم نفرت داشتم. از اینکه در اتاق محقری زندگی کنم و صبح تا شب با سوسکها سر و کله بزنم حالم به هم میخورد. یادم نمی رود که همیشه چندتا کراوات به میخ دیوار آویزان بود و هر وقت که میخواستم کراوات جدیدی بردارم , سوسکهای زیادی پراکنده می شدند. از اینکه در رستورانهای کثیف و ارزان , که آنجا هم پر از سوسک بود غذا بخورم , متنفر بودم.

هرشب , با سردرد بیمار گونه ای که ناشی از ناامیدی و نگرانی بود , از سرکار , به اتاق محقرم برمیگشتم.عصبانی بودم. چون , همه آرزوهائی را که در زمان دانشگاه در سر داشتم , برباد رفته بود. و حالا کابوسی بیش نبود. آیا این بود آینده ی درخشان من که یک عمر منتظرش بودم ؟ این بود سرنوشت من ؟ که شغلی داشته باشم که از آن متنفر بوده و باسوسکها , همدم باشم ؟ غذای فاسد و مانده بخورم و هیچ امیدی به آینده نداشته باشم ؟ دلم پر میزد برای لحظاتی که فراغتی پیدا کنم و کتابی بخوانم و چیزهائی را که در زمان دانشگاه , آرزوی نوشتنشان را داشتم , بنویسم.

دیل کارنگی , در بخش دیگری از کتاب خود مینویسد:

همان طور که قبلا تعریف کردم , من در مزرعه ی میسوری متولد و بزرگ شده ام. پدر و مادرم , مثل بسیاری از کشاورزان , زندگی پر فراز و نشیبی داشتند.مادرم , معلم مدرسه بود و پدرم در مزرعه کار میکرد و ماهی 20 دلار درآمد داشت . مادرم , هم لباسهایم را میدوخت و هم برای شستن لباسها , صابون درست میکرد. کم پیش می آمد که پول نقد داشته باشیم. مگر سالی یک بار که محصولاتمان را میفروختیم. کره و تخم مرغ را به مغازه بقالی میبردیم و آرد , شکر و قهوه میخریدیم. وقی 12 ساله بودم در سال , 50 سنت هم پول توجیبی نداشتم تا هرجور که دلم میخواست خرج کنم. هنوز یادم هست , وقتی برای جشن چهارم ژوئیه , پدرم 10 سنت به من داد , چطور احساس میکردم به بزرگترین آرزوی زندگیم رسیده ام. انگار همه ثروتهای قاره هند را به من داده بودند. هر روز یک مایل پیاده راه میرفتم تا به مدرسه ای که فقط یک کلاس درس داشت , برسم. موقعی که برف سنگینی می آمد و دما سنج در سرمای 28 درجه زیر صفر , میخواست بشکند , پیاده به مدرسه میرفتم. تا 14 سالگی نه چکمه داشتم نه گالش. در آن زمستانهای سرد و طولانی , همیشه پاهایم سرد و خیس بود. بچه بودم و تصورش را هم نمیکردم که پای آدم , باید در زمستان , خشک و گرم باشد.پدر و مادرم مثل برده ها روزی 16 ساعت کار میکردند. با این همه دائم زیر بار قرض بودیم. و از بخت بد در هراس. یکی از اولین خاطراتم مربوط میشود به طغیان رودخانه 102 که می آمد و روی مزارع ذرت و محصولات ما را میگرفت و همه چیز را ویران میکرد. از هر 7سال , 6 سال , طوفان , محصولات ما را از بین میبرد. هر سال خوکهای ما از وبا میمردند و ما مجبور بودیم آنها را بسوزانیم. حتی , الان هم , وقتی چشمهایم را میبندم , بوی زننده گوشت جزغاله ی خوک را حس میکنم.

یک سال طوفان نیامد و ما ذرت خوبی برداشت کردیم. گوسفند و گاو خریدیم و آنها را با ذرت , پروار کردیم. ولی اوضاع فرقی نکرد و درست مثل وقتی که سیل می آمد , کمرمان شکست. چون یکمرتبه , قیمت دام , در بازار شیکاگو , پائین آمد و کل عایدی ما از فروش دام , بعد از آن همه زحمت , 30 دلار شد. 30 دلار برای یک سال کار سخت !!؟

هرکار که میکردیم , جز ضرر , چیزی نصیبمان نمیشد. یادم هست پدرم چندتا قاطر خرید. آنها را 3 سال پروارکردیم. بعد , پدرم چند نفری را استخدام کرد تا آنها را , رام کنند. 3سال گذشت . قاطرها را با کشتی , به ممفیس تنسی بردیم و عجیب آنکه , آنها را به قیمتی کمتر از 3سال پیش , که خریده بودیم , فروختیم.!!؟پس از 10 سال بردگی , هم بی پول بودیم و هم قرض زیادی داشتیم. مزرعه ی ما , گرو بانک بود. هرچقدر هم که کار میکردیم , نمی توانستیم , حتی بهره پولی را که قرض کرده بودیم بدهیم.بانکی که مزرعه را گرو برداشته بود , مدام به پدرم توهین میکرد و میگفت : مزرعه ی او را ضبط خواهد کرد . در آن زمان , پدرم 47 سال داشت و بیش از 30 سال , یکنفس جان کنده بود. و حالا نیز , جز بدهی و حقارت چیز دیگری نداشت. واقعا طاقتش تاق شده بود و از شدت نگرانی , مرگ در کمینش بود. سلامتش به خطرافتاد. و با اینکه تمام روز را به سختی در مزرعه کار میکرد , اشتهائی به غذا نداشت و برای اینکه اشتهایش برگردد , مجبور بود دارو بخورد. شده بود پوست و استخوان. دکتر به مادرم گفته بود که پدرم , 6ماه دیگر هم , دوام نمی آورد و می میرد.او آنقدر نگران بود که نمیخواست زنده بماند.مادرم میگفت : اغلب , موقعی که پدرم به طویله میرفت تا به اسبها علف بدهد و گاوها را بدوشد , اگر کمی دیر میکرد , با دلهره به آنجا میدویدم و در تمام مدت , نگران بودم که مبادا خودش را در طویله , دار زده باشد. یک روز , موقعی که رئیس بانک مری ویل , پدرم را تهدید کرده بود که املاکش را ضبط خواهدکرد , با ارابه اش از آنجا برمیگشت , وقتی روی پل 102 ایستاد , تصمیم گرفت , خودش را در آب بیندازد.اما سالها بعد , پدر به من گفت تنها علتی که خودش را توی آب نینداخت , ایمان عمیق و شادمانه مادر بود که خدا را عاشقانه میپرستید و اعتقاد داشت همه وعده های الهی , عملی خواهد شد. حق با مادر بود . بالاخره همه کارها روبراه شد و پدرم 42 سال دیگر هم زندگی کرد. و به سن 89 سالگی نیز رسید.شاید این سوال نیز در ذهن شما هم باشد که چطور , دیل و خانواده اش از شر آن همه بدبختی , بدهی و ناکامی خلاص شدند.؟!

دیل کارنگی در کتاب آئین زندگی, بخشی از خاطرات خود را به همراه تجربیاتش در قالب فرمولهای کاربردی , تحریر کرده , که برای همگان مفید خواهد بود. و نکته مهم آنکه : کتابی با عنوان " بهترین راه غلبه بر نگرانى ها و نا امیدى ها " که توسط استاد ارجمند جناب آقای جعفر امامی بر مبنای کتاب آئین زندگی بازنویسی شده است , بازاء هر فرمول کتاب آئین زندگی , یک حدیث و آیه به جهت تائید توصیه های مندرج در کتاب ارائه شده است. و جالب تر اینکه , آیت الله مکارم شیرازی که خود نیز از دانشمندان نامی و از مراجع بزرگ شیعه هستند در مقدمه این کتاب نوشته اند :

باور نمیکنیم , شخصی این کتاب را بخواند و به آن عمل کند و برنگرانی پیروز نشود !؟

خانم دوروتی همسر دیل کارنگی , پدر علم موفقیت , در مقدمه کتاب مینویسد:

" اگر چه , کتاب آئین زندگی از تاریخ اولین نشر خود , همواره جزء پرفروش ترین کتابهای جهان بوده , اما ممکن است این سوال , در ذهن شما مطرح شود , چرا کتابی که این همه تاثیر عمیق روی انسانها داشته , باز هم , نیاز به تجدیدنظر دارد؟ لذا درپاسخ باید گفت که , دیل کارنگی در طول عمر خود, پیوسته به شکل خستگی ناپذیر , کتابهایش را بازخوانی و اصلاح میکرد. چرا که معتقد بود , میبایست به تناسب روز , مطلب نوشت.و نسبت به تغییرات زمانه بسیار حساس بود. او پیوسته شیوه تدریس خود را تغییر میداد و به روز میکرد. اگر او زنده بود , قطعا کتاب آئین زندگی را نیز با توجه به تغییرات زمانه , اصلاح میکرد تا اثر بیشتری روی خواننده داشته باشد. زیرا این کتاب , در سال 1930 نوشته شده است."

حال با توجه به این مقدمه , کاملا روشن است که چرا ما هم, قصد داریم بر اساس علم نقطه تعادل, فرمولهای کتاب آئین زندگی را طبقه بندی و به روز کنیم. فقط به این علت که قابل فهم تر و عملی تر شود. حال برای اینکه جایگاه دیل کارنگی و کتاب آئین زندگی را بهتر بشناسیم , ببینید آنتونی رابینز که اسطوره جاودانه علمNLP و جزء 10 مرد اثرگذار در هزاره سوم است چه میگوید. او گفته : دیل کارنگی پیشکسوت من است.!؟ و دکتر احمد حلت , صاحب امتیاز مجله موفقیت و پایه گذار موفقیت در ایران نیز , وی را پدر علم موفقیت میداند .و علم نقطه تعادل نیز بارها و بارها این کتاب را آنالیز کرده و آن را به عنوان بهترین و کامل ترین کتاب , برای موفقیت , زندگی و خوشبختی یافته است.چون فرمول های بدست آمده در کتاب آئین زندگی , همچون علم نقطه تعادل , حاصل تجربیات همه فرزندان زمین بوده و منطبق بر فطرت همه انسانهاست , که میتواند , به سوال همه انسانها نیز جواب درست بدهد . و همانطور که میدانیم , ما انسانها همواره دارای فطرت , بوده و هستیم. به همین دلیل , چون تمام ادیان الهی نیز فطری هستند , توصیه های کتاب آئین زندگی را هم تائید میکنند. و به همین دلیل این کتاب , پیوسته از انجیل میگوید. و در کتاب استاد جعفر امامی که برگرفته از کتاب آئین زندگی است , بازاء هر توصیه , سندی از احادیث و آیات قرآنی نیز آمده است. چرا که آن , ترکیبی است از همه تکنیکهای مردمان عصر قدیم و جدید. لذا در صورتی که شما تمایل دارید علم زندگی و یا خوشبختی را مطالعه و در زندگی خود جاری کنید , الزامی است, ابتدا این کتاب را به عنوان ریشه بدانید و آنگاه ,تجربیات دیگر را به آن , پیوند زنید.

لذا می توانیم پس از تهیه کتاب آئین زندگی , طبق فهرست مندرج در ذیل این مقاله , به تناسب نگرانی های خود از آن بهره ببریم. با این روش که : همواره یک قلم و کاغذ , با خود داشته باشیم تا اگر دچار استرس و نگرانی شدیم بلافاصله نگرانی خود را بطور خلاصه نوشته و آن را تجزیه و تحلیل کنیم. و بعد به سراغ فهرست رفته و از فرمولهای کتاب , کمک بگیریم. زیرا , با حلاجی درست مشکلات , حداقل نیمی از نگرانی ها , برطرف میشوند.و البته فراموشمان نشود که در زمانهای متفاوت , نگرانی های ما نیز با یکدیگر فرق میکنند . لذا باید به توصیه ها , چون دارو نگاه کنیم . و اصلا نیازی نیست که از همان ابتدا , تمام کتاب را بخوانیم. تنها کافی است, فصلی را مطالعه کنیم که به نگرانی فعلی ما پرداخته است. تا به یاری خدای بزرگ و مهربان , بهترین جواب را بگیریم.

و یادمان باشد , برای خوشبختی پایدار , باید در تمام عمر , با این کتاب زندگی کنیم

فهرست کتاب آئین زندگی برپایه علم نقطه تعادل

اگرفکر میکنید بدبخت ترین , انسان هستید. این قسمتها را بخوانید پیشگفتار+ فصل19

کسانی که نمی دانند چگونه با نگرانی بجنگند , جوانمرگ میشوند……………… فصل 3

اگر سررشته زندگی و کارتان را از دست داده اید , تجزیه و تحلیل کنید…..فصل 2 – 4- 5

اگر بین گذشته و آینده سرگردانید از فرمول "فقط امروز" کمک بگیرید……………..فصل یک

برای غیر ممکن ها و شیر ریخته شده , شیون نکنید…………………………فصل 9– 11

آیا میدانید, افکار ما , زندگی ما را میسازند ؟………………………………………فصل 12

گذشت کنیم . آنهائی را که دوست نداریم در حافظه خود جای ندهیم……………فصل 13

توقع سپاس از هیچکس نداشته باشید…………………………………………….فصل 14

نعمتهای خود را بشمارید,نه مشکلات خود را "شکر نعمت , نعمتت افزون کند"….فصل 15

اتفاقات پیش پا افتاده را فراموش کنید. ………………………………………………..فصل 7

آیا میدانید طبق قانون میانگین , بسیاری از نگرانی ها اتفاق نمی افتد؟………….فصل 8

آیا میدانید کارنگی و خانواده اش چگونه از شر بدختی نجات یافتند؟ "دعا"………..فصل19

تقلید نکن . خودت باش " مردمان تقلیدشان بر باد داد "…………………………….فصل 16

اگر روزگار , به شما یک لیموی ترش داد , با آن شربت درست کنید………………..فصل 17

اگر کسی با انتقاد آزارتان داد یادتان باشد ,کسی به سگ مرده لگد نمی زند…..فصل 20

اگر کسی با انتقاد آزارتان داد : تلاش خود را بکنید .بعد , هرچه بادا , باد ………. فصل 21

اگر احساس حقارت کرده و دائما کارهای احمقانه میکنید این فصل را بخوانید…….فصل 22

اگرکلافه اید , چرا با تمام کردن کارهای نیمه تمام , سرخود را گرم نمی کنید؟…… فصل 6

نظم , اولین قانون خدائی است. کارها را به ترتیب اهمیت انجام دهید……………. فصل26

کار کسالت آور , نگرانی و خستگی می آورد………………………………………… فصل27

کار مورد علاقه خود را پیدا کنید. زیرا یک عمر با شماست………… پیشگفتار + فصل 29

جلو ضرر را از هر کجا که بگیرید منفعت است. قانون ضرر بس……………………….فصل 10

اگر مشکل مالی دارید این فصل را بخوانید………………………………………………فصل30

با شاد کردن دیگران خود را شاد کنید."خدمت به خلق" ………………………….. فصل 18

چرا با یک فرد مطمئن درد دل نمی کنید؟…………………………………………….. فصل 25

شاید نگرانی فعلی شما از خستگی باشد . چرا استراحت نمیکنید ؟……..فصل 23 – 24

اگر نگران بی خوابی خود هستید این فصل را بخوانید………………………………. فصل 28

داستانهای واقعی افرادی که بر نگرانی پیروز شده اند…………………آخر کتاب – بخش 10

توجه: اکنون کتاب آئین زندگی(خوشبختی) از نگاه علم نقطه تعادل در دست تحریر است که بزودی منتشر خواهد شد. برای اطلاعات بیشتر , میتوانید واژه "علم نقطه تعادل" را از طریق موتورهای جستجوگر اینترنت , مثل ( گوگل و یاهو ) جستجو فرمائید.

با تشکر

مجید پوراحمدی

رئیس هیئت مدیره و مدیر عامل موسسه بهره وری همه فرزندان زمین

پایه گذار علم نقطه تعادل

1,597 total views, 3 views today

Share

1 فکر می‌کنند “مهم ترین ابزار خوشبختی از نگاه علم نقطه تعادل”

  1. سایت خوبی است. در این روزگار که خوشبختی مثل آب حیات دست نیافتنی است با خواندن سرگذشت بزرگان و افراد موفق بارقه ای از امید در دلها زنده می شود. با سپاس فراوان. باقی بقایتان

    [پاسخ]

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *