كنترل نمودن متدولوژي شش سيگما با استفاده از تئوري حل ايداعانه مساله (TRIZ )

مقدمه :
اين يك جمله معرف است كه مي گويد ‹‹ كيفيت جذب كننده مشتري است و اختراع متمايز كننده شما در يك جامعه رقابتي مي باشد.›› شش سيگما يك متدولوژي ساختار يافته بهبود كيفيت و TRIZ يك ابتكار است. با بكارگيري هردوي آنها با يكديگر ابزار حل ابداعانه مساله مي تواند براي بهبود كيفيت استفاده شوند و بالاترين درجه كيفيت مي تواند با متدولوژي بهبود ابداعانه كيفيت به دست آيد. اين مقاله بيان مي نمايد كه چطور ابزار مختلف TRIZ ميتواند در فازهاي مختلف شش سيگما استفاده شود و آن را بهبود دهد.

1- شش سيگما چيست؟
شش سيگما يك متدولوژي ساختار يافته است كه براي هر فرآيند تكراري، روش و دستورالعمل و يا كنترل نمودن استفاده مي شود. آمار نشان مي دهد كه اين متدولوژي درسال 1980 درMotorola توسعه يافته است. مقدمه (فرضيه) اوليه شش سيگما آن است كه يك هزينه (ارزش) پايين كيفيت وجود دارد زيرا كيفيت پايين سبب از دست دادن فروشندگان و فرصتهاي كسب و كار مي شود. بهبود كيفيت به واسطه كاهش عيوب ما را به سمت رضايت بيشتر مشتري سوق مي دهد. كاهش عيوب سبب كاهش هزينه ها و افزايش رضايتمندي مشتري باعث افزايش عايدي مي گردد. بنابراين هدف اصلي شش سيگما بهبود رضايت مشتري و به موجب آن سود بيشتر با استفاده از كاهش عيوب و افزايش درجه كيفيت مي باشد. درجه كيفيت مي تواند از يك يا بيشتر نتايج بحراني ( انتقادي ) از فرآيند كسب و كار اندازه گيري شود؛ هر چيزي را كه مصرف كننده به آن تمايل دارد به عنوان يك محصول توليد گردد. نقص در محصول در حقيقت با بررسي رضايت مشتري آشكار مي شود و مصرف كننده هميشه كيفيت بالاي محصول، مينيمم هزينه و غيره را مي خواهد. به عبارت ديگر هر فرآيند، رويه يا محصول يك فرصت براي درست عمل نمودن دارند كه اگر در اين فرصت خوب عمل نكند و نتواند احتياجات مصرف كننده را برآورده كند اين نتيجه به عنوان يك عيب ناميده مي شود.

2- عامل موفقيت متدولوژي شش سيگما چه مي باشد ؟
براي افزايش درجه كيفيت، يك اندازه گيري خاص مورد نياز است. يك جنبه كليدي در موفقيت متدولوژي شش سيگما استفاده از اندازه گير سيگما به عنوان اندازه گير كيفيت براي مصرف كننده و كارايي فرآيند مي باشد. اصطلاح سيگما به اندازه گرفتن نوسان اشاره دارد. مخصوصا"، سيگما يك واحد آماري براي اندازه گرفتن توانايي فرايند، رويه جهت دستيابي به احتياجات مصرف كننده است. شكل 1 اختلاف سطوح سيگما را مطابق با نقصهاي اتفاق افتاده نشان مي دهد. آن بايد توجه شود كه رضايت مشتري

درصد كالا

سطح سيگما

%99966/99 6
%98/99 5
% 4.99 4
%3.99 3
% 1.69 2
% 31 1

شكل (1)

موفقيت شش سيگما به واسطه سه نكته زيرميباشد :
• تعهد و درگيري زياد و كم سازمان
• امتحان كردن متدولوژي با ابزار مبني بر TQM
• كار با داده ها با استفاده از تكنيكهاي آماري

3- برنامه كاري شش سيگما :

برنامه كاري شش سيگما شامل 5 فاز است : تعريف كردن، اندازه گيري كردن، تجزيه و تحليل، بهبود و كنترل
• تعريف كردن : فاز تعريف كردن مرتبط مي شود با تعريف اهداف پروژه و مشخص كردن فرضياتي كه نياز است از آنها براي دستيابي به سطح سيگما بالاتر كمك گرفته شود.
• اندازه گيري كردن : هدف فاز اندازه گيري استراتژي شش سيگما اطلاعات بيشتر درباره وضعيت جاري، بدست آوردن خط مبناي داده بر روي عملكرد فرآيند جاري ومشخص نمودن نواحي مساله مي باشد.
• تجزيه وتحليل كردن : هدف فاز تجزيه و تحليل مشخص كردن ريشه علتهاي مسائل كيفي و پافشاري كردن برروي آن دلايل جهت استفاده مناسب از ابزار تحليلي داده ميباشد.
• بهبود : هدف از فاز بهبود انجام دادن راه حلي كه در شناسايي مشكلات (ريشه هاي مشكلات) در طول فرآيند قبلي (تجزيه و تحليل كردن) كمك مي كند، مي باشد.
• كنترل : هدف فاز كنترل، ارزيابي و كنترل نمودن نتايج فاز (بهبود) مي باشد.
سطوح پايينتر هريك از فازهاي فوق به سوالات زير پاسخ مي دهند :
• تعريف كردن : چه چيزي براي مصرف كننده مهم است؟ يا اشكالات ما چه هستند؟
• اندازه گيري كردن : عملكرد جاري ما در برابر آنچه كه براي مصرف كننده مهم است چگونه است؟
• تجزيه وتحليل : علت انحرافات (نوسانات) از هدف براي مصرف كننده چيست؟
• بهبود دادن : چه بهبودي براي هدف ما با حداقل كردن نوسانات اتفاق خواهد افتاد؟
• كنترل كردن : چه روش كنترلي ما را در موقعيت مان حفظ مي نمايد؟
هريك از اين فازها با ابزار اداره و كنترل مي شوند كه جزئيات بيشتر آن در زير آمده است.
1-3- فاز تعريف :
اولين فاز شش سيگما شامل تعريف چندين عنصر كليدي است : حالت مساله، متغيرهاي بحراني كيفيت (CTQ) و نقصهاي كه به وسيله مصرف كننده مشاهده گرديدند. در فاز تعريف ابتدا بايد CTQ مشخص گردد. CTQ اهداف رضايتمندي مشتري است كه بيان مصرف كننده را نشان مي دهد و پروژه (مسئله) را تعريف مي كند. پس مساله بايد به چندين زير مساله تبديل گردد از قبيل زمان سيكل، كاهش هزينه، كاهش عيب. بعد از اين عيب فرآيند براي هر زير مساله تعريف خواهد شد. بنابراين ما CTQ را شناسايي مي كنيم و مسايلي كه اغلب دلايلي براي شروع پرژه شش سيگما هستند را تعريف مي نمائيم. فاز تعريف خيلي مهم است زيرا كه در اين فاز شش سيگما مستقيما" خود را از ساير برنامه هاي بهبود دهنده كيفيت متمايز مي نمايد.
اما اغلب تعريف نمودن مساله يك كار مشكلي است و هميشه اين كار يك امر بديهي نيست. در حقيقت در بعضي از فرايند مساله كه به CTQ وابسته است ممكن است تعريف مساله نتواند به خوبي انجام شود و يا اين كار به سختي صورت گيرد بنابراين مساله و وضعيتش نمي تواند به درستي تعريف و تجزيه گردد. همچنين براي تعريف عيوب و براي معين نمودن ارتباطات داخلي توابع، يك نياز قوي براي شيوه سختگيرانه تر و منظبط تر براي جزء به جزء كردن وضعيت جاري فرايند وجود دارد.
مساله TRIZ ابزاري را تعريف مي كند كه اين ابزار براي برآورده كردن اين نياز مناسب است. وقتي كه مسائل پيچيده با ابزار تحليل ARIZ شبيه ISQ ، فرموله كردن مساله، تجزيه و تحليل تابع حل شود و نتايج نهايي ايده  آل (IFR) مي تواند براي تعريف درست مسائل و تجزيه كردن آن به تعدادي زيرمساله در فرمت مساله كوچك استفاده شود.
مسائل كوچك از حالت مساله با استفاده از معرفي محدوديت بدست آورده مي شوند: هر چيزي درسيستم (فرآيند) تغيير نكرده باقي بماند يا كمتر پيچيده شوند، همانند يك عمل مورد نياز ( يا خاصيت) آشكار شده يا عمل مضر (يا خاصيت) غيرآشكار شده. اين شيوه در متدولوژي شش سيگما مي تواند استفاده شود. درابتدا يك ISQ خاص بايد براي فرآيند شش سيگما طراحي شود تا وضعيت را تعريف نمايد، و سپس يك تكنيك فرموله كردن شبيه نرم افزار IWB و تجزيه و تحليل توابع استفاده مي شود تا همه فرآيند و ارتباطات ميان آنها را تعريف نمايد و بفهماند. با اين شيوه مساله مي تواند به درستي تعريف گردد و به تعدادي زيرمساله تجزيه گردد و سپس IFR براي هريك از آنها تعريف مي گردد.
از طرف ديگر متدولوژي شش سيگما هميشه برروي يك يا دو CTQ كه اثرات بيشتري برروي بيان مصرف كننده دارند ولي مي توانند موجب رضايت بهتر مشتري از غيره گردد را متمركز مي شود. همچنين بكارگيري تكنيك حل تناقض گويي بر روي بيشتر از دو CTQ متمركز مي شود تا همه آنها را در يك زمان مشابه كه مي تواند امكان پذير باشد بهبود بخشد.
2-3- فاز اندازه گيري :
دومين فاز شامل بررسي اطلاعات و دريافت داده ها جهت اندازه گيري نمودن آنكه تا چه حد سيستم خوب كار مي كند، مي باشد در اين فاز كمي نمودن فرآيند جاري مورد هدف است. خروجي فرآيند y ناميده مي شود. اندازه وY نشان مي دهد كه چه چيز براي مصرف كننده مهم است. بنابراين Y وابسته به يك مجموعه از متغيرهاي ورودي مستقل است هر ورودي به عنوان متغير x ناميده مي شود و در حالت ايده آل ارتباط ميان x و y بايد به صورت زير تعريف گردد.

Y=f ( x ,x ,x , ….x )

بنابراين ما مي بينيم كه در فاز اندازه گيري كمي كردن هرفاكتور كه CTQ به آن حساس است خيلي مهم مي باشد، به عبارت ديگر اگر ما بخواهيم يك فاكتور را بهبود دهيم ما بايد قادر باشيم تا آن را اندازه گيري نمائيم. Master Black Belt به سرعت مي آموزد كه اگر شما نتوانيد به درستي فاكتورها را اندازه گيري نمائيد، آنگاه شما نمي توانيد آن را بهبود بخشيد. اين است يكي از اصلهاي كليدي شش سيگما.
اما در هر فرآيند بعضي فاكتورها نمي توانند اندازه گيري شوند يا اندازه گيري صحيح و دقيق آنها خيلي سخت و پرهزينه است. بنابراين به تعدادي از راه حل هاي ابتكاري كه كمك مي كند به اندازه گيري اين فاكتورها به نحوه آسان و با هزينه و زمان كم كمك مي كنند نياز مي باشد. در اين مورد كلاس چهارم از راه حل براي ايجاد سيستم جديد اندازه گيري يا بهبود سيستم اندازه گيري موجود ما مي تواند استفاده شوند از نظر ما استانداردهاي زير مي تواند از بقيه راه حل  استاندارد مفيدتر باشد كه عبارتند از :
ü استاندارد 40102 : اندازه گيري از كپي يا تصوير جسم
ü استاندارد 40103 : استفاده از دو كشف بجاي اندازه گيري هاي مستمر
ü استاندارد 40202 : اندازه گيري يك افزودني وارد شده
ü استاندارد 40502 : سمت و سوي تحولات سيستم اندازه گيري
2-3- فاز تجزيه و تحليل :
فاز سوم شامل تجزيه و تحليل آماري داده ها براي درك ارتباطات درون متغيرها و چگونه آنها بر روي كيفيت اثر مي گذارند مي باشد. هدف تجزيه و تحليل پيدا نمودن ارتباط ميان متغيرها و در نتيجه پيدا نمودن رابطه اي مناسب بين x و y كه متغير x بتواند به درستي متغير y را پاسخ دهد مي باشد. در حقيقت ما مي توانيم بگوييم كه فاز تجزيه و تحليل سعي دارد كه به سوالات زير پاسخ دهد :
ü آيا دسته بندي متغيرها بر روي y اثر مي گذارد؟
ü اگر ما ورودي x را تغيير دهيم، آيا خروجي (y ) واقعا" تغيير مي كند؟
ü اگر ما يك ورودي a x را تغيبر دهيم، آيا هيچ اثري بر روي ديگر xs دارد ؟
ü چه مقدار ما مي توانيم xa را مطابق ساير xs تغيير دهيم؟
بعد از تجزيه و تحليل متغيرهايي كه CTQ نسبت به آن حساس است، ما خواهيم ديد كه تغيير بعضي از آنها بدون توجه به ساير متغيرها امكان پذير است، به دليل ارتباط داخلي متغيرها، در اين حالت بعضي از Master Black Belt سعي مي كند اين مساله را با استفاده از تكنيكهاي آماري و بهينه سازي شبيه مدل هاي رياضي و برنامه ريزي خطي و غيرخطي حل نمايند اما استفاده از ابزار TRIZ براي فرموله كردن اين زيرمساله ها با استفاده از مدل تناقض گويي و پيدانمودن منطقه تضاد در هر مرحله از فرآيند و سپس متمركز شدن بر روي آنها و حل ريشه اي اين تناقض ها بجاي اينكه با آنها كنار آيد، بهتر است در اين حالت همه مسايل فرآيند بايد به تناقض ها با استفاده از سيستم تكنيكي پارامترها، برگردانده شوند، استفاده از ماتريس جديد 2003 با پارامترهاي جديد كه تناقضها را ايجاد مي كند مي تواند خيلي مفيد واقع گردد، از نقطه نظر ما براي پيدا نمودن فرآيند تناقض گويي بهتر است كه آن ابتدا برروي پارامترهاي زرد متمركز شود ( پارامترهاي مرتبط با كارايي) و سپس خاكستري (پارامترهاي كاهش هزينه / ساخت) ، آبي ( پارامترهاي با دوام، عدم دوام)، زرد كمرنگ ( پارامترهاي اندازه گيري ) و سبز ( پارامترهاي فيزيكي ) اگر پارامترهاي تناقض گويي نتواند از ميان اين 50 پارامتر پيدا گردد، در نظر گرفتن شباهت مي تواند مفيد باشد براي مثال : وزن يا نيرو ممكن است تغيير كردن مقاومت را نشان دهد. و در انتها اگر پارامتر هاي تناقض گويي باز هم آشكار نشدن، همه 40 اصل اختراع بايد بطور رندوم انتخاب گردد.

مطابق تناقض گويي فيزيكي

1- تجزيه در زمان : آيا فاكتور A يا ضد A درهر زماني درطول فرآيند لازم است؟
2- تجزيه در مكان : آيا فاكتور A يا ضد A در هر جايي در طول فرآيند لازم است؟

مقدم بر ديگر حالتهاست.

4-3- فاز بهبود :
در فاز چهارم ما سعي مي كنيم بهترين راه جهت دستيابي به كيفيت پيدا نمائيم. تكنيكهاي شناخته شده جهت دستيابي به اين هدف انجام آزمايشات و طوفان مغزي مي باشد.
مخصوصا" تركيبات مختلف تنظيم براي متغيرهاي x انتخاب شده خروجي y مربوط به هر تركيب را نشان مي دهد. بنابراين ما متوجه مي شويم كه گام بهبود شش سيگما اغلب محدود به طراحي آزمايش يا طوفان مغزي است اگرچه هر دو آنها فقدان شيوه سيستماتيك هستند. شش سيگما اغلب بطور گسترده بر روي فرايند متمركز است و ممكن است پهنه ديدش نسبت به سيستم را از دست بدهد. براي دستيابي به نتايج بهتر بعضي ابزار سيستماتيك TRIZ همانند 9 جداكننده و قانون تكامل تدريجي سيستم بايد هرگام از فرآيند جهت بهبود آنها به سمت نتيجه ايده آل از آنها استفاده كند. آن بايد توجه شود كه تمام فرآيند از تعدادي سيستم ساخته شده است ( هرگام از فرآيند را به عنوان يك سيستم در نظر بگيريد ) از نقطه نظر ما قوانين زير اثر بيشتري بر روي فرآيند مي گذارند :
ü تكامل تدريجي به سمت افزايش بكارگيري منابع
ü تكامل تدريجي به سمت افزايش پويايي و كنترل پذيري
ü تكامل تدريجي با هماهنگي و عدم هماهنگي اجزاء
ü تكامل تدريجي به سمت كاهش منابع انساني
آن ممكن است بهتر باشد كه بعضي از زيرمسائل ما در اين فاز براساس (مطابق) راه حل هاي ديگر زيرمسائل در فاز تجزيه و تحليل و قوانين تكامل  تدريجي سيستم تعريف مجدد گردند با اين شيوه ما مي توانيم بهترين تنظيم براي متغيرهاي x بدست آوريم.

5-3- فاز كنترل :
پنجمين فاز در مكان كنترل حفظ (تثبيت) كيفيت در هر وضعيتي قرار داده مي شود. در اين فاز ما سعي مي كنيم به اين سئوال پاسخ دهيم. چه چيزي بايد در اين مكان باشد تا فرآيند كاري حتي وقتي عوامل تغيير مي كند بطور صحيح كار كند؟
بنابراين ما مي بينيم كه نياز است به توانا شدن در پيش بيني همه راههاي ممكن رد فرآيند اصلاح شده. ما بايد ريشه  اين مشكلات را پيدا كنيم و حل نمائيم.
مطابق متدولوژي TRIZ، پيش بيني خرابي معين (AFD ) يك روش كامل براي تجزيه و تحليل و جلوگيري از طراحي شيوه هاي خرابي است. با استفاده اين روش ما قادر خواهيم شد :
ü مكانيزم خرابي را بطور كامل تجزيه و تحليل نمائيم
ü بدست آوردن يك مجموعه جامع از خرابي بالقوه (سناريو)
ü توسعه ابداعانه راه حل هاي پيشگيري، خنثي سازي يا مينيمم كردن تاثير سناريوهاي خرابي
4-نتايج :
5 روش براي تزريق متدولوژي TRIZ در انجام فرآيند شش سيگما وجود دارد :
ü اولين تزريق متدولوژي TRIZ كه مي تواند در كل فرآيند شش سيگما استفاده شود فاز تعريف بعنوان يك ابزار كمكي در جهت مشخص نمودن مشخصه بحراني كيفيت (CTQ ) و تعريف دقيق مساله اي كه شش سيگما بايد از آن استفاده نمايد، مي باشد.
ü دومين تزريق متدولوژي TRIZ مي تواند درفاز اندازه گيري به عنوان يك ابزار كمكي در ايجاد يا بهبود سيستم اندازه گيري باشد.
ü سومين تزريق متدولوژي TRIZ مي تواند در فاز تجزيه و تحليل به عنوان ابزار كمكي در تعريف و حل تناقض گويي بين متغيرها كه CTQ نسبت به آن حساس است باشد.
ü چهارمين تزريق متدولوژي TRIZ مي تواند در فاز بهبود به عنوان يك ابزار كمكي در بهبود هر مرحله از فرآيند بطور سيستماتيك در جهت ايده آل كردن باشد.
ü پنجمين تزريق متدولوژي TRIZ مي تواند در فاز كنترل بعنوان يك ابزار كمكي در پيش بيني روش اشتباه و حل ريشه اي آن باشد.


صادق شهبازي- گروه خلاقيت و نوآوري
 

1,230 total views, 1 views today

Share

1 فکر می‌کنند “كنترل نمودن متدولوژي شش سيگما با استفاده از تئوري حل ايداعانه مساله (TRIZ )”

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *