تحقيقات علوم اعصاب در ايران: از موفقيت تا فرار مغزها

اگر بتوان روزهای مهم علمی در ايران را به شماره درآورد محققان علوم اعصاب در ايران صاحب يکی از آن روزهای انگشت شمار هستند: برای آن ها هيچ روزی مانند بيست و ششم ژوئيه سال 2006 نبوده است.
سه هفته پيش و با انتشار مقاله ای کليدی در زمينه علوم اعصاب در نشريه معتبر "نيچر" ده سال تلاش گروهی از پژوهشگران ايرانی به ثمر رسيد و همراه با آن برای اولين بار بخشی از کارکردهای مغز در چگونگی تشخيص تصوير انسان از ساير اشياء معرفی شد.
در سال 1996 بيست دانشجوی علوم اعصاب در يک جمع کوچک دانشگاهی با خود عهد بسته بودند که عليرغم بودجه محدود تحقيقاتی در زمينه علوم اعصاب در ايران و تحريم تجاری ايران توسط ايالات متحده آمريکا، مطالعات در حوزه مغز و علوم اعصاب را گسترش دهند.
حسين استکی عضوی از اين جمع کوچک که به نوشته نيچر نامش را در آن عهدنامه با خون امضا کرده بود پس از پايان دوره دکترای خود در ايالات متحده و گذراندن دوره هايی تحقيقاتی در ژاپن به ايران بازگشته بود.

مقاله ای که اکنون به قلم حسين استکی و دو پژوهشگر ديگر ايرانی، سيد رضا افراز و روزبه کيانی، در نيچر به چاپ رسيده حاصل پژوهشی مشترک در سه زمينه علوم اعصاب، رياضيات و فيزيک نظری است و نکته حائز اهميت در آن نحوه پردازش تصاوير در مغز است.

تاکنون به نظر می رسيد که تصوير نهايی که در مغز پستانداران ايجاد می شود حاصل بازخوانی چند باره تصاوير در يکی از بخش های کناری قشر مغز است که به نام آی تی شناخته می شود.

چگونگی تشخيص

اما برای ساليان طولانی موضوع تفاوت در تشخيص تصوير چهره انسان از ساير تصاوير نامشخص بود. سؤال اصلی در اين سال ها اين بود که چگونه مغز تفاوت ميان يک گل و چهره انسان را درمی يابد؟

تحقيق جديد پژوهشگران ايرانی که بر روی يک نمونه ميمون انجام شده است نشان می دهد که هر گاه سلول های عصبی بخش کناری قشر مغز ميمون تحريک شوند ميمون مي تواند در ميان چندين تصوير مختلف تصوير چهره انسان را از تصاوير ديگر تشخيص دهد.

کاربردهای متفاوت چنين يافته ای می توانند هيجان انگيز باشند، به عنوان مثال شايد با استفاده از چنين تحقيقی بتوان به اين دو سؤال پاسخ داد که آيا داروهای روانگردان با تأثير بر قشر مغز تشخيص چهره انسان را از ساير اشياء دشوار می سازند؟ و آيا چنين تأثيری زمينه ساز بروز حوادث و بزهکاری ها می شود؟

اکنون پس از سه هفته از انتشار آن مقاله يکی از دبيران ارشد نشريه نيچر در جديدترين شماره اين نشريه در دهم اوت با دکتر حسين استکی گفتگويی انجام داده است و از او پرسيده که مهمترين مانع در انجام اين تحقيق چه بوده است؟

حسين استکی به او گفته که تنها يک سال و نيم از زمان او صرف شده تا بتواند آزمايشگاه خود را برای انجام چنين تحقيقی تجهيز کند.

"بايد بگويم خيلی خوش شانس بوديم که وسايلی که از ايالات متحده خريده بوديم شامل تحريم تجاری نبودند و عاقبت به دستمان رسيدند".

مشکل سفر به آمريکا

وسايل و تجهيزات از ايالات متحده آمده بودند اما چگونه تيم تحقيقاتی توانسته بود از پژوهش های جديدی که در همين رشته در آمريکا صورت می گرفته مطلع باشد؟

پاسخ استکی را همه کسانی که از ايران راهی ايالات متحده می شوند بارها تجربه کرده اند.

او می گويد: "من بعد از فارغ التحصيل شدنم بارها به ايالات متحده دعوت شدم اما هر بار بايد به دوبی می رفتم تا در آن جا تقاضای ويزای سفر به آمريکا را به کنسولگری اين کشور تحويل بدهم چون سفارت ايالات متحده در ايران وجود ندارد. به بسياری از دانشجويان من حتی ويزای شرکت در کنفرانس های علمی در آمريکا هم داده نمی شد".

استکی مي گويد به خاطر خانواده اش بوده که به ايران بازگشته است و در پاسخ به اين پرسش که اکنون که در ايران است و درگيری های خاورميانه را مي بيند آيا احساس نمی کند که تحقيقات او و ساير پژوهشگران ايرانی تحت تأثير اين وقايع قرار می گيرند.

وی می گويد در حال حاضر در ايران خبری نيست و با همه اتفاقاتی که در خاورميانه می افتد آن ها در حال نتيجه گرفتن از تحقيقاتشان هستند و اين خبر خوبی است: "پانزده سال پيش ايرانی ها هر سال 300 يا 400 مقاله در نشريات علمی جهان منتشر می کردند، اما سال گذشته ما چهار هزار مقاله منتشر کرديم ولی هنوز راهی طولانی تا اوج داريم".

لزوم افزايش درک عمومی

استکی می گويد در روزهای گذشته هر روز در برنامه های راديويی و تلويزيونی بوده و درباره تحقيق جديدشان برای مردم توضيح می داده است.

"اگر قرار باشد علم در ايران پيشرفت کند بايد درک عمومی از علم افزايش پيدا کند، بايد از راه علم بتوانيم استانداردهای زندگی در ايران را بالاتر ببريم".

گفتگو کننده نشريه نيچر از استکی درباره دانشجويانش و آن هايی که با او اين مقاله را منتشر کرده اند می پرسد و پاسخ می شنود که بسياری از آن هايی که در ده سال گذشته برای راه اندازی تحقيقات علوم اعصاب تلاش کردند اکنون از ايران رفته اند، بسياری از آن ها در ايالات متحده هستند.

"سيد رضا افراز که نام او به عنوان اولين نفر در مقاله ذکر شده در حال حاضر دانشجوی دوره دکترا در دانشگاه هاروارد است".

اکنون نام و نشانی بسياری از آن دانشجويان را میي توان در ميان نام و نشانی های دانشگاه های معتبر ايالات متحده ديد و اين همان است که دکتر حسين استکي خود می گويد: "فرار مغزها اتفاق ناخوشايندی است که همه جا دارد رخ می دهد".

منبع :BBC

Share

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *