تلاش در جهت رشد فکري کودکان

بيگمان گفتگو در اين باب چنان نيست که در قالب يک مقاله قابل طرح باشد اما آنچه که مسلم است دانستن هر بخش از يک موضوع خالي از لطف نبوده و سعي ما در اين مقال تنها آشنايي مخاطب با زمينه است .باقي با شماست. و اما آنچه که ما گزيده ايم :

  • محبت و تکريم

  • از کودکي به فرزندتان بياموزيد…

  • از همين الان شروع کنيد

  • نقش والدين در علاقمند کردن کودک به مطالعه

  • چگونه كودك را به كتاب خواندن علاقه مند كنيم؟

  • كودكان را صبور و خويشتندار بار آوريم

  • بازي


  • محبت و تکريم

تعريف محبت و تکريم :
محبت به معني دوست داشتن کسي و تکريم به معني حب ذات و دوست داشتن خود است؛ بطوريکه اگر محبت از جانب ديگران به فرد ابراز شود موجب احساس رضايت و خشنودي او مي گردد.
ويژگي هاي انسان با کرامت و با محبت : سخي، بخشنده و قدردان محبت هاي ديگران است، به عهد خود وفا مي کند، جواب بدي را با خوبي مي دهد، از ديگران چيزي درخواست نمي کند و ارزش هاي انساني خود را محترم مي شمارد.

اصول تکريم و محبت :
1 – تکريم و محبت به کودک در آغاز ورود به مدرسه بايد به اندازه اي باشد که وابستگي کودک را به مادر قطع و او را به مدرسه علاقمند کند.
2 – تکريم و محبت محدود به افراد خاصي نيست، بنابراين تمامي افرادي که با کودک سرو کار دارند بايد با محبت و کرامت رفتار کنند.
3 – تکريم و محبت بايد منطقي و به دور از تبعيض باشد.
4 – تکريم و محبت بايد قلبي و به دور از تصنع باشد.
5 – علت تحريم و محبت بايد براي کودک قابل فهم باشد.
6 – تکريم و محبت به اندازه اي باشد که مانع تربيت صحيح نشود( کودک بداند که در مقابل رفتار شايسته مورد محبت واقع مي شود)
7 – از آنجا که محبت و تکريم از نيازهاي اساسي انسان است نبايد ابراز آن مشروط باشد (اين کار را انجام بده تا دوستت داشته باشم).
8 – در ابراز محبت و تکريم، سن توانايي و درک کودک را در نظر بگيريم و افراط نکنيم
9 – تکريم و محبت به گونه اي ابراز شود که براي کودکان قابل درک باشد.
10 – تکريم و محبت مختص به کودکان نيست لذا لازم است با توجه به موقعيت و جايگاه افراد (همسر ، خويشان ، بزرگترها و…) آنان را تکريم کنيم.
11 – ابراز محبت به فرزندان به گونه اي باشد که در صورت مواجه شدن با محروميت بتواند مشکل را حل کند.

اجازه دهيم محروميت را در بعضي از مراحل زندگي اش تجربه کند و بداند که :

اثرات تربيتي ابراز محبت و تکريم :
کودکي که از تکريم و محبت والدين بخصوص مادر به اندازه لازم برخوردار شده باشد؛
1 – احساس امنيت مي کند.
2 – رواني شاد و دلي با نشاط دارد (متعادل است).
3 – احساس محروميت نمي کند پيوسته اميدورار است.
4 – خوش بين و خوش قلب است.
5 – خيرخواه و انسان دوست است و به فضايل انساني احترام مي گذارد،
6 – داراي سازگاري و سلامت روان است.
7 – اجتماعي تر و داراي اعتماد به نفس است.
8 – رشد تحصيلي بالاتري دارد.
9 – از هوش عاطفي و خلاقيت بيشتري برخوردار است.
10 – چون طعم شيرين محبت و تکريم را چشيده، قادر است اين آب حيات را به ديگران نيز هديه کند.
11- مشکلات و تغييرات دوران بلوغ را بهتر مي پذيرد و با آنها کنار مي آيد.
12 – در نوجواني فريب هوسبازان و رانده شدگان اجتماعي را نمي خورد، (به حيثيت خانوادگي مقيد است).
13 – در سنين جواني احساس محروميت ، بي پناهي و سردرگمي نمي کند، بنابراين به کانونهاي فساد( اعتياد، ميگساري و … ) پناه نمي برد.

راههاي ابراز محبت و تکريم به فرزندان :
1 – در هفت سالگي اول زندگي همبازي آنها باشيم.
2 – به فرزندانمان سلام کنيم.
3 – به عهد و پيماني که با آنها بسته ايم وفادار باشيم.
4- در مقابل خطاهايشان صبورانه رفتار کنيم.
5 – براي سخنان آنها ارزش قائل شده شنونده خوبي باشيم.
4 – مقابل ديگران (حتي افراد خانواد) به شخصيت آنها احترام بگذاريم.
7 – کودکان را به مجالس و ميهماني ها دعوت کنيم.
8 – از توجه کردن به آنها حتي در موقع غذا خوردن غفلت نکنيم.
9 – به دور از چشم ديگران خطاهاي فرزندان مان را به آنها گوشزد کنيم.
10 – نکات مثبت رفتار آنها را در نزد ديگران بازگو کنيم.
11 – به شخصيت آنها احترام بگذاريم و مانند يک بزرگسال با آنها رفتار کنيم(بزرگي بدهيم تا احساس بزرگي کند).
12 – با فزندانمان به ويژه در دوران نوجواني مشورت کنيم.
13 – نامهاي زيبا و با معنا براي فرزندان انتخاب کنيم تا در بزرگي نزد همسالانشان شرمنده نشوند.
14 – بجاي انتقاد، فرزندانمان را تشويق کنيم.
15 – براي ابراز محبت به کودکان خردسال، آنان را در آغوش بگيريم، ببوسيم و با آنها ارتباط فيزيکي برقرار کنيم.
16 – در حضور آنان تأکيد کنيم که بسيار عزيز و دوست داشتني هستند.
17 – کودکان را تشويق کنيم تا دوستان خود را در صورت امکان به منزل دعوت کنند.
18- هنگامي که عمل ناپسندي از فرزندمان سر مي زند، به جاي سرزنش کودک، عمل او را نکوهش کنيم نه شخصيت او را.
19 – هنگام خواب فرزندانمان را ببوسيم و حتماً به آنها شب بخير بگوييم.
20 – در صورت مخالفت با درخواست نابجاي فرزندان، گفتن «نه» را با پيامي محبت آميز همراه کنيم : (بخاطر علاقه اي که به تو دارم اجازه نمي دهم در خيابان دوچرخه بازي کني، چون ممکن است صدمه ببيني).
21 – با اقوام و دوستاني که به فرزندمان محبت دارند بيشتر معاشرت کنيم.
22 – وقتي فرزندمان کار درستي انجام داد، احساس رضايت و خرسندي خود را با تأييد و تشويق به او نشان دهيم.
23 – گذراندن اوقات والدين با فرزندان مانند رفتن به پارک ، کوه، مسافرت و يا بازي کردن و درس خواندن با آنان نوعي ابراز محبت و تکريم آنهاست.
24 – به مناسبت روز تولد، رسيدن به تکليف، اتمام دوره تحصيلي و قبولي دانشگاه و … با دعوت از دوستان صميمي فرزندمان جشن کوچکي براي او بگيريم و به او هديه بدهيم.
25 – از منحصر به فرد بودن فرزندمان ابراز خوشحالي و خوشبختي کنيم و با بيان جمله هايي مانند «چقدر خوشحال و خوشبخت هستيم که خدا تو را به ما داد» ، احساس محبت و دوست داشتن خود را به او منتقل کنيم.
26 – عکس فرزندمان را در منزل و کيف پول و دفتر کارمان قرار دهيم.

 

از کودکي به فرزندتان بياموزيد…

گفته مي شود که روح يک کودک مثل يک کاغذ سفيد است، اما در حقيقت پيش از آن که نوزاد در سينه مادر جا بگيرد، خصوصيات و ويژگي هاي زيادي را در خود دارد که از طريق ارث به او رسيده است. نوزاد، بعد از تولد امکانات بيشماري براي آموختن دارد. بنابراين او تنها يک کاغذ ساده و سفيد نيست، بلکه کتاب قطوري است که آماده است تا اطلاعات زيادي بر روي صفحات سفيد آن نوشته شود.

مغز يک نوزاد ِ تازه متولد شده چهار برابر بزرگتر از مغز يک انسان بالغ است(در تناسب با ساير اعضاي بدن وي) و در طول دو سال وزن مغز کودک به اندازه سه چهارم وزن مغز يک انسان بالغ مي شود. رشد فکري کودک نيز همين سرعت را دنبال مي کند. محققان عقيده دارند که رشد فکري کودک در چهار سال نخست زندگي اش به اندازه سيزده سال بقيه عمرش است و برخي ديگر عقيده دارند که مفاهيمي که کودکان پيش از پنج سالگي مي آموزند، جزو مشکل ترين مطالب است. مفاهيمي مثل راست و چپ، بالا و پايين، خالي و پُر، و قد و وزن که درک آنها براي ما آسان است، براي يک کودک بسيار مشکل است و علاوه بر اين مفاهيم، کودک ناچار است که چيزهاي بسيار ديگري را نيز بياموزد. حتي عناصر زباني نيز بايد در ذهن و فکر کودک پرورش يابد.

براي بعضي ها زبان «سخت ترين کار فکري است که از يک موجود بشري انتظار مي رود که آن را به کار ببرد.» اگر شما هم هنگام يادگيري يک زبان خارجي با مشکل رو به رو شده باشيد، حتماً با اين سخن موافق خواهيد بود و تازه شما اين فرصت و امتياز را داشته ايد که از قبل يک زبان را بياموزيد، در حالي که براي يک نوزاد چنين امکاني وجود نداشته است. با اين حال کودکاني که در خانواده هاي دو زبانه زندگي مي کنند، پيش از رفتن به دبستان مي توانند دو زبان را هر چند به طور ناقص و دست و پا شکسته، صحبت کنند.

 از مقايسه کردن يک کودک با کودک ديگر به شدت پرهيز کنيد. اگر به کودکتان ياد بدهيد که نقاط مثبت و توانايي ها و استعدادهاي خود را نشان دهد، او هيچ وقت به حال ديگران غبطه نمي خورد و نسبت به موفقيت و توانايي هاي افراد ديگر حسادت نمي کند و برعکس اگر به کودکتان بقبولانيد که از کودک ديگر برتر و بهتر است، حس غرور را در او تقويت کرده ايد.


از همين الان شروع کنيد

مادران و پدراني که به اين مسئله واقف باشند که کودکشان عطش زيادي براي آموختن دارد، انسان هاي عاقل و فهميده اي هستند. نوزادان و خردسالان خيلي خوب همه چيز را مي بينند. آنها سراپا چشم و گوش هستند. چه والدينشان متوجه اين موضوع شوند چه نشوند، ذهن کودک در حال جمع آوري اطلاعات و دسته بندي و کامل کردن و نتيجه گيري کردن از آنهاست و اگر والدين دقت نکنند، ديري نمي گذرد که کودک خردسال ياد مي گيرد چطور با نقش بازي کردن والدينش را وادار به انجام خواسته هاي خود کند. البته نخستين درس هايي که والدين به کودکانشان مي آموزند، درس عشق و محبت همراه با پاکي و صفاي درون است. با اين حال لازم است که والدين در مورد يادگيري کودک کمي سختگير باشند. مثلاً بر اين مسئله تأکيد داشته باشند که کودک کلمه اي را درست ادا و تلفظ کند، يعني به جاي کلمه «بابا» نگويد «آبا». کودکي که تازه زبان باز کرده، شما را با پرسش هاي خود بمباران مي کند: «چرا باران مي آيد؟»، «من از کجا آمده ام؟»، «چه کار مي کني؟» و … اين سؤالات از جمله بهترين ابزاري هستند که کودک براي يادگيري مورد استفاده قرار مي دهد. اگر بچه ها را به سؤال پرسيدن تشويق نکنيد، در حقيقت جلوي رشد فکري آنها را گرفته ايد. سعي کنيد به کودکتان پاسخ هاي ساده و مختصر بدهيد. مثلاً وقتي او مي پرسد که چرا باران مي آيد، انتظار ندارد که يک شرح بلند بالا و طولاني به او ارائه بدهيد. مطمئناً او به پاسخ کوتاهي مثل اين راضي خواهد شد: «ابرهايي که به وسيله آب سنگين شده اند، آبشان به زمين مي افتند.» ذهن کودک مدت زمان اندکي مي تواند بر روي مسئله اي تمرکز کند و درست مثل زماني که به او فقط شير مي دهيد چون بدنش نمي تواند غذاهاي جامد را هضم کند، به همين دليل بايد به کودکتان پاسخ هاي ساده و قابل درک بدهيد. با بزرگتر شدن نوزاد، آموزش او را افزايش دهيد، مثلاً برايش کتاب بخوانيد. براي اين کار بهتر است او را روي زانوي خود بنشانيد و کتاب را جلويش بگيريد و با صداي آرام شروع به خواندن کنيد. به اين ترتيب کودک احساس امنيت و لذت مي کند و مطالعه برايش به صورت يک کار و سرگرمي جالب در مي آيد و کتاب را به چشم يک اسباب بازي نگاه مي کند.

کودکان با يکديگر فرق دارند و هر کودکي شخصيت منحصر به فردي دارد، بايد به او فرصت بدهيم که براساس توانايي ها و مواهب فطري خود رشد و پرورش يابد. اگر بخواهيد به کودکي که توانايي يادگيري او پايين است، مطالب دشواري را آموزش دهيد، پس از مدتي کودک از يادگيري دلسرد مي شود. سعي نکنيد کودکتان را در قالبي جاي بدهيد که از پيش آماده کرده ايد. اما نبايد از آموزش او کاملاً غافل شويد، با اصلاح اشتباهات و خطاهاي کودکتان به او کمک کنيد که از استعدادهاي خود بهترين بهره را بگيرد.

 اگر پدر و مادر به کودکشان بگويند که برتر يا پايين تر از ديگران است، حس خودخواهي و رقابت را در او بيدار کرده اند. اگرچه کودکان از همان سال هاي اول زندگي شان نشانه هايي از خودخواهي و خودپسندي شان را بروز مي دهند، اما مفهوم عباراتي مثل برتري نژادي، طبقاتي و يا ميل به زياده خواهي را نمي دانند. بنابراين از مقايسه کردن يک کودک با کودک ديگر به شدت پرهيز کنيد. اگر به فرزندتان ياد بدهيد که نقاط مثبت و توانايي ها و استعدادهاي خود را نشان دهد، او هيچ وقت به حال ديگران غبطه نمي خورد و نسبت به موفقيت و توانايي هاي افراد ديگر حسادت نمي کند و برعکس اگر به کودکتان بقبولانيد که از کودک ديگر برتر و بهتر است، حس غرور را در او تقويت کرده ايد.

پدر و مادر بايد کودکشان را دوست داشته باشند و او را همانطوري که هست بپذيرند و هرگز او را با کودکان ديگر مقايسه نکنند. تنوع و گوناگوني بسيار چيز خوبي است. همانطور که در يک ارکستر ابزارهاي موسيقي متفاوت باعث نواختن يک آهنگ زيبا و دلنشين مي شوند، وجود شخصيت هاي متفاوت در يک خانواده محيط آنجا را زيباتر و جالب تر خواهد کرد. زمينه و امکانات رشد فرزندتان را فراهم سازيد.

در هر لحظه و ثانيه اي که فرصت داريد، کودکتان را آموزش بدهيد. معمولاً صبح ها به خاطر اين که اعضاي خانواده به سرکار و يا به مدرسه و دانشگاه مي روند، فرصت کمي براي صحبت سر ميز صبحانه وجود دارد و معمولاً اعضاي خانواده با عجله صبحانه مي خورند تا دير نکنند. بنابراين شب ها براي کودکان و نوزادان بهترين زمان است، چرا که والدين و خواهر و برادرهاي بزرگترشان توجه خاصي به آنها مي کنند. بيشتر کودکان دوست دارند قبل از خواب برايشان قصه بگويند، که وسيله خوبي براي آموزش دادن به کودکان است. آنها نيز به اتفاقات و پيشامدهايي که در زندگي واقعي براي شما اتفاق افتاده است علاقه دارند و شما مي توانيد بهترين درس هاي زندگي را در خلال اين خاطرات به کودکانتان بدهيد. شايد تکرار کردن يک داستان و يا يک خاطره کار سختي باشد، اما کودکان عاشق اين هستند که بارها و بارها يک قصه را برايشان تعريف کنيد. شما خيلي زود متوجه مي شويد زماني که شب ها براي کودکتان قصه مي گوييد، بهترين فرصت براي ايجاد يک رابطه صميمي بين خود و فرزندتان است. به روش هاي مختلف مي توانيد به آموزش کودکتان بپردازيد. اين آموزش مي تواند به شکل يک بازي باشد.

به مرور زمان کودک مي آموزد که افکارش را بيان کند، نقاشي کند، برخي از کارها را انجام دهد موسيقي بنوازد. کودک به تشويق و توجه شما نياز دارد. وقتي کودک کاري انجام مي دهد، مثلاً نقاشي مي کشد و يا يک اسباب بازي سر هم مي کند، او را تشويق کنيد. با اين کار کودک بسيار خوشحال مي شود و علاقه اش به ادامه کار دو برابر مي شود. و اگر شما کودک را سرزنش کنيد و عيب هايش را خيلي تند به او گوشزد کنيد، او خيلي زود ناراحت و دلسرد مي شود. شما مي توانيد درباره کارهايش نظر بدهيد و براي بهتر شدن کارش او را راهنمايي کنيد، اما هيچ وقت به او نگوييد که کارش کاملاً بي ارزش است. مثلاً به جاي اين که خودتان برايش نقاشي بکشيد، روي کاغذ ديگر به او نشان بدهيد که چطور مي تواند کارش را بهتر کند. فراموش نکنيد اگر به شدت آنها را مورد انتقاد قرار دهيد، شوق آموختن را در آنها خاموش کرده ايد. يک کودک به تشويق نياز دارد، بخصوص هنگامي که اولين گام ها را براي يادگيري بر مي دارد. اگر کودکتان کارش را درست انجام نداد، او را تشويق کنيد که کارش را دوباره انجام دهد.

 شايد تکرار کردن يک داستان و يا يک خاطره کار سختي باشد، اما کودکان عاشق اين هستند که بارها و بارها يک قصه را برايشان تعريف کنيد. شما خيلي زود متوجه مي شويد زماني که شب ها براي کودکتان قصه مي گوييد، بهترين فرصت براي ايجاد يک رابطه صميمي بين خود و فرزندتان است. به روش هاي مختلف مي توانيد به آموزش کودکتان بپردازيد. اين آموزش مي تواند به شکل يک بازي باشد. 

  • چگونه به سؤالات کودک پاسخ دهيد

شما به سؤالات کودکتان پاسخ مي دهيد و او را تشويق مي کنيد که با شما رابطه برقرار کند. اما روزي مي رسد که کودکتان يک دفعه از شما دوباره مسائل جنسي سؤالاتي مي پرسد. آيا به او پاسخ هاي درست مي دهيد و يا به او دروغ مي گوييد، مثلاً به او مي گوييد برادر و خواهر کوچکترش را از بيمارستان آورده ايد؟ آيا به کودکتان در اين باره اطلاعات درستي مي دهيد و يا مي گذاريد خود کودک اطلاعاتي از دوستان بزرگتر از خودش به دست آورد؟

در واقع برخلاف آنچه که بيشتر والدين فکر مي کنند، توضيح مسائل جنسي به کودک کار زياد سختي نيست. يک کودک خيلي زود اعضاي بدنش را مي شناسد، مثلاً ياد مي گيرد که اين دست، پا، شکم، بيني و … است. وقتي که کودک درباره اعضاي جنسي خود سؤالاتي مي پرسد و يا به آنها اشاراتي مي کند، نبايد آنها را از اين کار منع کنيم و با اخم موضوع صحبت را عوض کنيم. شايد والدين از اين مي ترسند که وقتي کودک شروع مي کند درباره مسائل جنسي صحبت کردن، ناگزيز باشد که مسائل جنسي را کاملاً براي فرزندشان شرح دهند. اما در واقع کودک کم کم و در مراحل مختلف رشدش اين سؤالات را مي پرسد. کافي است که کلمات و عبارات ساده اي را انتخاب کنيم و پرسش او را به طور صحيح اما کوتاه و مختصر پاسخ دهيم.

مثلاً يک روز کودکتان از شما مي پرسد: «بچه ها از کجا مي آيند؟» شما مي توانيد به او بگوييد: «آنها داخل شکم مامانشان رشد مي کنند و بزرگ مي شوند.» ديگر لازم نيست که چيزي به اين توضيح اضافه کنيد. و مدتي بعد ممکن است کودکتان از شما سؤال کند: «چطور يک بچه از شکم مامانش بيرون مي آيد؟» بهترين پاسخي که مي توانيد به او بدهيد اين است: «يک دريچه مخصوص براي اين کار وجود دارد.»

کمي بعد کودک بدون شک سؤال ديگري را مطرح مي کند: «بچه چطور به وجود مي آيد؟» و شما در جواب به او بگوييد: «وقتي يک مامان و بابا بخواهند يک بچه داشته باشند، يک دانه بذر از پدر با يک تخم در شکم مادر يکي مي شوند، و از اين دانه بذر بچه به وجود مي آيد، درست مثل بذر يک گياه و يا گلي که بر روي درخت رشد مي کند و بزرگ مي شود.» به اين ترتيب در هر مرحله پاسخ مناسبي به کودک داده مي شود و حس کنجکاوي او ارضا مي شود.

با به کارگيري اين روش بدون آنکه به کودکتان دروغ گفته باشيد، به کودکتان آموزشي داده ايد. بهتر است که کودکان از طريق پدر و مادرشان با مسائل جنسي آشنا شوند تا به صورت نادرستي اطلاعاتي از دوستان و يا تصاوير کتاب ها و يا ديدن فيلم ها کسب کند.

  • انتقال مهم ترين درس زندگي به کودکان

کودکان در بازي هايشان از بزرگترها تقليد مي کنند و اداي آنها را در مي آورند. و از آنجا که کودکان از اطرافيان خود تقليد مي کنند، رفتار پدر و مادر در يادگيري کودکان بسيار مهم است. کودک شما به محض تولد شروع به آموختن مي کند، نه تنها از حرف هايتان بلکه از رفتارهايتان نکات بسيار زيادي ياد مي گيرد. او نحوه رفتار والدين را با يکديگر و با ديگر افراد خانواده و فاميل مي بيند. درس هايي که او از رفتار و کردار شما مي آموزد بسيار حياتي تر از آموختن مهارت هايي مثل راه رفتن، حساب کردن و خواندن است. اين نکات پايه اصلي شناخت و آگاهي او براي رسيدن به خوشبختي است. شما نمونه و سرمشق خوبي براي کودکتان هستيد تا او بتواند در بزرگسالي به نحو شايسته رفتار کند.

اگر شما آدمي هستيد که عادت کرده ايد با داد و فرياد منظورتان را برسانيد و در محيط خانه شما دائم جر و بحث وجود دارد، اين رفتارها در کودک تأثير بسيار بدي خواهد گذاشت و او را شخصي عصبي و پرخاشگر بار مي آورد. و اما اگر شما در زندگي رفتار خوبي با ديگران داشته باشيد، کودک شما از رفتارتان تقليد خواهد کرد. بنابراين اگر مي خواهيد فرزندتان بهترين اخلاق و کردار را داشته باشد، در زندگي همانطور رفتار کنيد.

والدين نبايد دو نوع اصول را دنبال کنند، اصولي که به کودکشان مي آموزند و اصولي که خود به آن عمل مي کنند. چطور مي توانيد به کودک بگوييد که دروغ نگويد، حال آنکه خودتان دائم دروغ مي گوييد؟ اگر پدر و مادر به يکديگر احترام نگذارند، چطور انتظار دارند که کودکانشان ادب و احترام را رعايت کنند؟ و يا وقتي که پدر يا مادر نسبت به فرزندانشان احساس تعهد و مسئوليت نمي کنند، نبايد از فرزند خود بخواهند که به قول و پيمان هاي خود عمل کند. وقتي پدر و مادر دائم تکرار مي کنند که هميشه حق با آنهاست، کودکشان فکر مي کنند که رفتار پدر و مادرش به بهترين نحو است و آنها اصلاً اشتباه نمي کنند. کودکان خيلي زود عشق و محبت ديگران را درک مي کند. و با ديدن کوچکترين نشانه اي از محبت از طرف ديگران خيلي راحت به اين احساسات محبت آميز پاسخ مي گويند. والدين مي توانند کودکشان را غرق در اسباب بازي بکنند، اما هيچ وقت نمي توانند عشق و محبت را با پول بخرند. عشق و محبت از دل بر مي خيزد نه از کيف پول. کادو و هديه به تنهايي نمي تواند جاي عشق و محبت را بگيرد. پس به جاي خريدن هديه و اسباب بازي هاي رنگارنگ با کودکتان وقت بگذاريد و با او بازي کنيد.

کودکان با دريافت محبت و توجه، عشق و محبت را به ديگران هديه مي دهند. آنها را تشويق کنيد که به ديگران کمک کنند و شادي هايشان را با ديگران قسمت کنند. به آنها بياموزيد که والدين، دوستان و ديگران را در خوشبختي هايشان شريک کنند.

  • ارزش هاي زندگي را به کودکانتان بياموزيد

امروزه بيشتر والدين چيزي از ارزش هاي واقعي زندگي نمي دانند، و کودکان بي آنکه هرگز اين ارزش ها را بشناسند بزرگ مي شوند. برخي از والدين عقيده دارند که خودشان حق شکل دادن به شخصيت کودکشان را دارند. اما اگر خودشان اين کار را نکنند، کودکان ديگر، همسايه ها و فيلم هاي تلويزيوني اين کار را برايشان انجام مي دهند. مسائل بي شماري والدين را مي ترساند: فاصله بين نسل ها، سرکشي جوانان، مواد مخدر، بي بند و باري جنسي و زير پا گذاشتن اخلاقيات. اما واقعيت اين است که شخصيت يک کودک خيلي پيش از برخورد با اين مسائل شکل گرفته است در يک مجله علمي چنين نوشته شده است: «شخصيت يک فرد خيلي پيش از زمان مدرسه رفتن شکل مي گيرد و در او تثبيت مي شود. به همين خاطر کودکان پيش دبستاني حساس هستند و خيلي زود تحت تأثير رفتار و حرکات ديگران قرار مي گيرند و آمادگي يادگيري هر رفتار و کرداري را دارند. و اين رفتارها تا مدت زمان زيادي در آنها تثبيت مي شود.»

خردسالان بايد اصول اوليه زياد بياموزند، مهمترين اصل عبارت است از: شناخت خوب از بد. اگر والدين در شناخت حقيقت و درستي و خوبي هاي زندگي به کودکان دير اقدام کنند، کودک را در مقابل اشتباه و بدي بدون دفاع تنها گذاشته اند. بنابراين سال هاي پيش از دبستان بهترين زمان براي آموختن درس هاي زندگي به کودک است. به اين نکته توجه داشته باشيد که اگر در اين کار تأخير کنيد، جبران آن در سال هاي بعد بسيار سخت خواهد بود. به کودکانتان خوبي ها و ارزش هاي زندگي را بشناسانيد. در اين جهان هيچ چيز ثابت و هميشگي نيست. والدين بايد بدانند که وضعيت زندگي آنها هميشه به يک منوال نيست و مشکلات و سختي هايي در زندگي، انتظار فرزندانشان را مي کشد، پس چه بهتر کودکشان را براي روزهاي سختي آماده کنند و اصول مهم زندگي را به آنها بياموزند.

منبع: مجله موفقيت

نقش والدين در علاقمند کردن کودک به مطالعه

هر قدر کودک در سنين کمتري باشد به قصه اي که والدين يا ديگران براي او تعريف مي کنند علاقه بيشتري دارد. از اين علاقه مي توان براي افزايش مطالعه کودک در آينده استفاده کرد بنابراين بايد کتاب هاي مناسب کودک تهيه شود. نوشتن داستان و تهيه تصاوير براي کودک امري پيچيده و فني است. بنابراين هر کتابي براي کودک شما مناسب نيست. کودکان از تماشاي تصاوير مربوط به جانوران و اشياء مختلف لذت مي برند و اگر کتاب هاي مناسب با کيفيت در اختيار آنها قرار گيرد، اولين و مهمترين سنگ بناي الفت و علاقه به کتاب در آنها گذاشته مي شود. والدين بايد در سنين پيش دبستاني کتاب هاي داستان را براي فرزندان خود بخوانند و نام اشياء و حيواناتي را که در آن است از او بپرسند، در همين حين به او گوشزد کنند: « زماني که به مدرسه رفتي و باسواد شدي مي تواني تمام اين داستان ها را خود به راحتي بخواني». هنگامي که با کودکانتان بيرون مي رويد، از او بخواهيد کتاب ها و مجلاتي را که برايش جالب است انتخاب کند و اگر شما هم کتاب را از نظر کيفي مناسب تشخيص داديد آن را بخريد و اين کتاب ها را در کتابخانه مخصوص او قرار دهيد هنگامي که با کودکانتان بيرون مي رويد ، از او بخواهيد کتاب ها و مجلاتي را که برايش جالب است انتخاب کند و اگر شما هم کتاب را از نظر کيفي مناسب تشخيص داديد آن را بخريد و اين کتاب ها را در کتابخانه مخصوص او قرار دهيد. در فرصت هاي مناسب فرزندانتان تشويق کنيد از روي تصوير کتاب داستان بگويد و صحبت کند. هنگامي که کودک کتابي را دوست دارد و آن را مي نگرد بايد والدين او را تشويق کنند. کودک شما بايد بداند که تلاشش باعث رضايت شماست. استفاده از مدل نقاشي و خواندن شعر، يکي ديگر از راه هاي علاقه مند کردن کودک به کتاب و مطالعه است. شعرها بايد کوتاه و داراي وزن ساده باشند. از نظر موضوعي بهتر است کتاب،خنده دار و در ارتباط با داستان هايي پيرامون حيوانات و اسباب بازي ها و موضوعات ملموس باشد. خواندن و آموزش آيات قرآن براي کودکان امري نيکوست. آيات قرآن که براي اين منظور استفاده مي شود بهتر است کوتاه و داراي وزن باشد، مثل بسياري از سوره هاي جزء سي ام قرآن. خوشبختانه در حال حاضر بسياري از داستان هاي اسلامي و قرآني به صورت کتاب هاي مصور درآمده اند که اگر کودک تصاوير آن را ببيند و والدين داستان آن را بازگو کنند در ذهنش نقش مي بندد. استفاده از کتاب هاي نقاشي و رنگ آميزي نيز باعث رشد توانايي هاي مختلفي در کودک، از جمله افزايش علاقه کار با کتاب و قلم مي شود. يکي از خصايصي که خداوند در وجود انسان به وديعه گذاشته است «تقليد» است. ميل به تقليد در کودک آنچنان چشمگير است که بعضي از علماي تعليم و تربيت از آن به «غريزه تقليد» ياد کرده اند، با توجه به مطلب فوق نتيجه اين است که والدين در تمام مراحل کودکي به عنوان الگوي تربيتي فرزندانشان مي درخشند و خود بايد مظهر عمل باشند نه مظهر حرف. رفتار و نگرش خودتان را نسبت به کتاب و مطالعه تصحيح کنيد. شما چه ديدي نسبت به مطالعه داريد؟ آيا در جمع خانواده به مطالعه مجله و کتاب مي پردازيد يا سال به سال يک خط مطلب نمي خوانيد ؟ اگر اينگونه هستيد نبايد از فرزندتان توقع داشته باشيد، فردي اهل مطالعه شود. شما در عمل به او الگويي براي مطالعه ارائه نداده ايد. حتي شعار دادن هم کافي نيست. در برخود با کودک و آموزش وي بايد صبور و انعطاف پذير بود. راهنماي فرزند خود باشيد و براي پيدا کردن پاسخ پرسش هاي کودک به او کمک کنيد. بگذاريد فرزندتان شما را در فعاليت هاي آموزشي ياور خود بداند و گام به گام با او پيش رويد. تحميل موضوعات مختلف و عجله در آموزش، باعث تنفر کودک از يادگيري و مطالعه مي گردد.

 

چگونه كودك را به كتاب خواندن علاقه مند كنيم؟

زماني خواندن يك كتاب براي كودك خوشايند و لذتبخش است كه موجودات خيالي داستان به پرواز در آيند ، قطارها به صورت واقعي حركت كنند و صدا بدهند و خرگوش ها در زير نورماه به خواب بروند. هنگامي كه براي كودك خود كتاب مي خوانيد فرصت پيدا مي كنيد تا با صداهاي موجودات و شخصيت هاي داستاني سخن بگوييد ، تخيلي رفتار كنيد و حتي مانند يك كودك باشيد . به عبارت ديگر از شخصيت واقعي خود خارج شده و مانند شخصيت هاي داستاني رفتار كنيد . شما تصميم مي گيريد كه چقدر هيجان زده باشيد، شادي كنيد ، يا غمگين و حتي عصباني شويد. چقدر بايد روي يك شخصيت تأكيد كنيد و چه اندازه لازم است كه بر هيجان قصه بيفزاييد، به اين ترتيب نتيجه كار منحصر به فرد خواهد بود.

كودك در سنين خيلي پايين ( شيرخوارگي ) كه دركي از معاني واژه ها ندارد و تفاوت ظريف موجود بين آنها را نمي فهمد، از شنيدن صداهاي متنوع شما و ديدن احساسات و عواطف شما لذت مي برد . اداي عبارت هاي داستان توسط شما حاوي علايم و نشانه هاي محرمانه است كه فقط شما و فرزندتان مفهوم آن ها را درك مي كنيد.

چگونه براي فرزند خود كتاب مي خوانيد؟ با صداي آهسته ، با لحني گرم و دلنشين ، با شور و حرارت يا …؟ به هر شيوه اي  كه براي كودك خود كتاب بخوانيد، مي توانيد بيش از پيش به او نزديك شده و از كنار يكديگر بودن لذت ببريد. وقتي كه كودك از سنين پايين با كتابخواني آشنا شود، همراهي شما به او كمك مي كند كه به تدريج مهارت هاي فردي خود را گسترش داده و تكامل بخشد. ارزشمندترين دستاورد نيز علاقه مند شدن به كتاب است .

  • انتخاب كردن كتاب براي كودكان

به دنبال كتاب هايي بگرديد كه داستان هاي خوب و متنوعي دارند، كتاب ها ي مصور و كتاب هايي كه شما نيز از مطالعه آنها لذت مي بريد و كتاب هايي كه با خلق و خوي كودك شما سازگار است .

براي انتخاب كتاب مرحله زندگي كودك خود را در نظر بگيريد، و ببينيد در چه دوره تكاملي قراردارد. نخستين دوره كودكي ، دوره اي است كه بچه ها مهارت هاي سرگرم كننده متعددي را فرا مي گيرند و با شرايط تازه اي روبه رو مي شوند. براي كودكان مختلف و مناسبت هاي گوناگون ، كتاب هاي متنوعي موجود است ، تقريباً درباره هر موضوعي كتاب وجود دارد.

به دنيا آمدن فرزند دوم، نگهداري از كودك ، دوست يابي ، دوستان واقعي و غيرواقعي ، به مدرسه رفتن ، اخلاق هاي خوب ، اخلاق هاي بد ، عواطف و احساسات ، همكاري كردن ، به دكتر رفتن ، به دندانپزشكي رفتن، تنها بودن با خواهر يا برادر خود، خوابيدن و حتي مراسم مذهبي .

آيا تا به حال پس از خواندن عبارتي از يك كتاب به فكر نيفتاده ايد كه : " اين موضوع همان چيزي است كه مي خواهم با كودكم در ميان بگذارم… "؟  خواندن كتاب كودكان ، به بزرگسالان ( والدين ) كمك مي كند تا بتوانند آنچه در ذهن خود دارند ، بيان كنند . چيزهايي كه گاه والدين نمي توانند براي اداي آن واژه اي بيابند.

  •  كتابي را براي فرزند خود انتخاب كنيد كه :

– هر دو از خواندن آن لذت مي بريد و به موضوع آن علاقه منديد.

–  با خواندن آن ، كودك شما دانستني هايي درباره جهان پيرامون خود مي آموزد.

– به شما كمك مي كند كه آنچه درذهن خود داريد ، بيان كنيد.

-به كودك كمك مي كند تا احساس خوب و مثبتي از خود داشته باشد و به قابليت هاي تازه خود پي ببرد.

– به كودك كمك كند كه بداند در دنياي اطراف او كودكان ديگري هم هستند كه شرايط  و احساسات مشابهي با او دارند.

– به كودك كمك كند تا مفاهيم و معاني ارزش ها، سنت ها ، خانواده ، جامعه و… را درك كند.

  •  در سنين شيرخوارگي ، كودك از خواندن چه نوع كتاب هايي لذت مي برد؟

– كودك از بدو تولد از شنيدن صداي كتاب خواندن شما لذت مي برد، براي او شنيدن صداي گرم و دلنشين شما لذتبخش ترين چيز در دنياست . تا زماني كه كودك با حوصله به سخنان شما گوش مي دهد كتابخواني را ادامه دهيد.

– قبل از خواب ، هنگامي كه كودك با شيئي بازي مي كند و آن را روي زمين مي غلتاند زمان مناسبي براي گوش كردن به كتاب خواني شماست.

– به كودك امكان آشنا شدن با كتاب به شيوه خودش  را بدهيد. در اين سن ،  كودك دوست دارد اشياء را بـِجَود، پاره كند، روي آنها بنشيند يا بايستد . بنابراين از كتابهاي نرم ، پارچه اي و مقاوم استفاده كنيد.

– كتاب هايي كه در هر صفحه ، يك تصوير كامل و مشخص دارند.

– كتاب هايي كه داستان بسيار كوتاه و درباره موضوع هايي آشنا و مملوس با زندگي كودك دارند .

  • در دوره نوپايي ، مناسب ترين كتاب ها براي كودكان كدامند؟

– داستان هاي كوتاه در باره موضوع هاي مختلف و متنوع .

– كتاب هاي كارتي ( هرصفحه از كتاب يك كارت جداگانه است) و داستان هايي كه از زندگي روزمره كودك سرچشمه گرفته اند.

– كتاب هايي كه اشعار موزون دارند و بچه ها مي توانند آنها را تكراركنند.

– كتاب هايي كه مضمون واحدي دارند . به طور مثال درباره شكل هاي هندسي، رنگ ها يا حروف الفبا نوشته شده اند.

  •  كتاب هاي مورد علاقه كودكان پيش دبستاني كدامند؟

– كتاب هايي كه داستان بلند و كمي پيچيده تردارند.

– كتاب هايي كه اشعار موزوني دارند و درباره زندگي روزمره كودكان نوشته شده اند و براي گسترش دنياي آنها و افزايش دانسته هايشان سودمندند.

– لطيفه ، قصه هاي بلند، قصه هاي محلي و سنتي كه ترسناك نباشند.

در پايان ذكر اين نكته ضروري است كه هيچ گاه بيش از حد به مطالعه كتاب اصرار نكنيد. چون اين امر نتيجه ي معكوس دارد و كودك را از كتاب گريزان مي سازد.

كودكان را صبور و خويشتندار بار آوريم

صبر و خويشتندارى يكى از ويژگى هاى مثبت و سازنده اى است كه والدين مى توانند از همان دوران كودكى به فرزندان شان بياموزند. بچه هايى كه از قدرت تحمل و بردبارى بالايى برخوردارند، سعى مى كنند با ناملايمات و دشوارى هاى روزمره با آرامش روبه رو شوند. كودكان خردسال به توجه،  حمايت،  علاقه و صبورى احتياج دارند. همچنين آنها به درجه اى از آزادى براى بيان احساسات و هيجانات درونى شان و دستيابى به تصميم ها و خواسته هاى شان نيز نياز دارند. هر اندازه كه كودك (و يا نوجوان) بتواند ناكامى هاى ساده و متعارف زندگى را صبورانه تحمل كند و مانع از رشد اضطراب ها و هيجانات مخرب و منفى در خود شود، به همان نسبت توانايى بيشترى براى مواجهه و رويارويى با آنها و بروز رفتارهاى مناسب خواهد داشت. منظور از صبورى و خويشتندارى؛
• توانايى احترام گذاشتن به تفاوت هاى بين افراد.
•يافتن نقاط مشترك به منظور ايجاد تفاهم.
•آموختن از ديگران.
•كنترل احساسات و هيجانات تند انسانى.
•پاسخگويى مناسب به محركات تنش هاى محيطى است.
آموزش خويشتندارى به كودك كمك مى كند تا استعدادها و توانايى هايش را بشناسد و بهتر تصميم بگيرد. توجه،  درك و شكيبايى پدر و مادر به كودك كمك مى كند تا براى خود احترام قائل شود و خويشتندارى را بياموزد. زمانى كه بچه ها ارتباط بين افكار و احساسات و رفتار آدمى را درك كنند و دريابند كه عصبانيت، شادى، غم، اندوه و… همگى بازتاب هاى عاطفى بشرى هستند، مسلماً نسبت به واكنش هاى رفتارى خود نيز حساس تر و هوشيارتر از قبل خواهند بود. در اينجا به چند نكته عمده كه والدين و مربيان مى توانند براى پرورش قدرت تحمل و پايدارى در كودكان از آنها استفاده كنند، اشاره مى كنيم؛
• كودكان نوپا (۳ _ ۱ سال)
• پيشگيرى
سعى كنيد قبل از آن كه بدرفتارى كودك شروع شود، جلوى آن را بگيريد. با پيش بينى و حل بسيارى از مشكلات مى توان جلوى بسيارى از مسائل احتمالى را گرفت. براى مثال، با ايمن كردن خانه از موارد آسيب زا و دور نگه داشتن وسايل خطرناك از دسترس كودك، مى توان مانع از صدمه ديدن كودك شد. نسبت به حالات كودك در طول روز حساس و هوشيار باشيد. آيا كودك خسته است، گرسنه است و يا خوابش مى آيد؟ سعى كنيد خلق و خو و عادات كودك تان را خوب بشناسيد. كودك شما نيز از طريق اين تغييرات خلق و خوى شما را خواهد آموخت.
• تشويق
مثبت انديش باشيد. سعى كنيد تلاش هاى كودك را براى رسيدن به هدف هايش مورد حمايت و تشويق خود قرار دهيد. آنها ممكن است كاملاً به هدف نرسيده باشند،  ولى تلاش خودشان را كرده اند. سعى كردن براى رسيدن به هدف،  نياز به مشاركت،  همراهى و حمايت دارد. كودك از اين گونه رفتارهاى والدينش مى فهمد كه آنها او را دوست دارند و مى تواند در انجام كارهاى گوناگون از كمك آنها بهره مند شود.
• تعيين محدوديت ها
براى اين كه كودك تان از خطرات و آسيب هاى احتمالى در امان بماند،  نياز به يكسرى محدوديت و حد و مرزهاى مشخص دارد. دقت داشته باشيد، اين محدوديت ها به گونه اى باشند كه جلوى فعاليت و كنكاش كودك را نگيرند. رعايت بسيارى از قوانين براى كودك شما سخت و دشوار است. ذكر اين محدوديت ها نياز به تكرار دارند. اطمينان حاصل كنيد كه اين قوانين مناسب،  بجا و قابل اجرا باشند. به خاطر داشته باشيد،  كودك خردسال شما قدرت استدلال كردن و بيان كامل منظورش را ندارد. پس علت قانون و مقررات خود را براى او شرح دهيد و در عين حال انتظار نداشته باشيد كه او تمام گفته هاى شما را بفهمد. عدم توانايى او براى دليل آوردن و استدلال كردن ناشى از درك او از شرايط مختلف است. براى مثال، ممكن است شما به كودك تان بگوييد:«… با در كابينت بازى نكن،  انگشت ات لاى در مى ماند.» چند دقيقه بعد متوجه مى شويد كه كودك با در كمدش بازى مى كند و شما مجدداً بايد گفته تان را تكرار كنيد، چون كودك نمى تواند اين دو موقعيت مشابه را به هم تعميم دهد و يك اصل و قانون كلى را رعايت كند (يعنى با در كمد،  كابينت، اتاق و… بازى نكند.)
• جدى ولى مهربان باشيد
زمانى كه انتظار داريد كودك تان قانون و محدوديتى را اجرا كند، آن را با چهره اى جدى و مصمم از او بخواهيد. با تكرار چند بار كلمه «  نه» و يا با حركت دست، سعى كنيد موقعيت را به كودك متذكر شويد. به خاطر داشته باشيد همه كودكان جدى بودن را دوست دارند،  زيرا به آنها امنيت مى دهد. در مورد اجراى برخى محدوديت ها مى توان كمى نرمش به خرج داد. براى مثال، زمانى كه كودك بيمار است و يا در شرايط خاصى قرار دارد، مى توان از اجراى برخى قوانين چشم پوشى كرد و وقتى موقعيت دوباره به حالت عادى برگشت، مجدداً به اجراى قانون پايبند بود.
• ناديده گرفتن
گاهى اوقات بهترين شيوه براى رويارو شدن با برخى رفتارهاى كودك،  ناديده گرفتن آنهاست. ناديده گرفتن به معناى صحبت نكردن در باره آن و يا نگاه نكردن به كودك است. در نظر داشته باشيد، رفتارهاى خطرآفرين و آسيب زا از اين قاعده استثنا هستند.
• برنامه ريزى روزانه
كودك خردسال شما هم نياز به آرامش و سكوت و هم نياز به فعاليت و جست و خيزهاى روزانه دارد. با برنامه ريزى، ساعات روزانه كودك را طورى تقسيم كنيد كه تمامى نيازهاى جسمى _ روانى كودك را برطرف نمايد. اغلب كودكان قادرند تا حدود ۱۵ _ ۱۰ دقيقه هر گونه فعاليتى را دنبال كنند.
• كودكان پيش دبستانى (۵ _ ۳ سال)
• صداقت و راست گويى
با كودك رفتارى صادقانه داشته باشيد و آنچه به او مى گوييد،  حقيقت داشته باشد. به پرسش هاى كودك خوب گوش كنيد و پاسخ هاى درستى به او بدهيد.
• بيان حد و مرزها و محدوديت
قوانين،  حد و مرزها و رفتارهاى قابل قبول را به كودك بياموزيد. براى كودك توضيح دهيد كه چه كارهايى از نظر شما مجاز است و چه كارهايى مجاز نيست. اين نكته را هم بايد براى كودك روشن سازيد كه اگر قوانين را ناديده بگيرد، پيامدهاى آن چه خواهد بود.
كودك پس از مدتى كه با قوانين شما آشنا شد،  ياد مى گيرد كه چگونه مى توان قانون وضع كرد؟ قوانين  مناسب و قابل قبولى مثل سر ساعت خوابيدن، انتخاب وظايف و كارهاى خانگى براى انجام دادن، ساعت بازى با كودكان ديگر، مشخص نمودن جاهايى كه مى تواند برود و نبايد برود و… در نظر داشته باشيد تمامى قوانين بايد متناسب با سن،  توان و درك كودك باشند و سلامتى او را به خطر نيندازند. ابتدا شانس يك مورد را از بين دو مورد به كودك بدهيد. به تدريج كه كودك بزرگ تر شد، شانس انتخاب او را بالا ببريد. ( يك مورد از سه مورد) براى مثال، كودك مى تواند زمان خوابش را خودش از بين دو مورد ۴۵/۷ ،  ۸ شب انتخاب كند (۱۵ دقيقه براى كودك پيش دبستانى زمان زيادى است.)
• داشتن برنامه روزانه
كودكان پيش دبستانى مثل كودكان نوپا، تلاش مى كنند كارهاى روزانه شان را مرتب انجام دهند و از اين كار نيز لذت مى برند. كارهاى مستمر هر روز به كودك كمك مى كنند تا با شيوه اى قابل قبول رفتار كند و خواسته هاى والدينش را خوب انجام دهد. داشتن برنامه اى مشخص براى فعاليت روزانه به كودك امنيت و آرامش مى دهد.
• جدى و مصمم
زمانى كه تقاضا و خواسته اى از كودك داريد،  مصمم و جدى باشيد. با صدايى آرام ولى جدى با كودك صحبت كنيد تا او بفهمد كه تا چه حد از او انتظار اطاعت داريد.
• مقاومت و ايستادگى
پيش دبستانى ها هم مثل نوپايان به مقاومت و ايستادگى احتياج دارند. عدم ثبات در گفتار و رفتار شما موجب ناكامى و سردرگمى كودك مى شود. حتى زمانى كه خسته ايد و حوصله اجراى قوانين تان را نداريد باز هم سعى كنيد در اجراى آنها ثابت قدم و مقاوم باشيد و از كودك انتظار تبعيت از مقررات داشته باشيد. همين كار را براى رعايت نظم و انضباط كودك انجام دهيد. چنانچه لازم دانستيد مى توانيد قانونى را تغيير دهيد،  اما اگر اين كار را انجام داديد،  علتش را حتماً براى كودك پيش دبستانى تان توضيح دهيد.
• تقويت رفتارهاى پسنديده
زمانى كه كودك تان رفتارى شايسته و پسنديده دارد،  او را تشويق كنيد. سعى كنيد قدردانى تان را طورى انجام دهيد كه كودك متوجه نظر و ديدگاه شما درباره نوع رفتارهايش بشود. اين كار موجب تكرار رفتارهاى خوب و شايسته كودك مى شود.
• تصحيح رفتارهاى نامطلوب
شما مى توانيد براى كاهش رفتارهاى نامطلوب كودك و حفظ آرامش،  او را جريمه كنيد. جريمه او مى تواند چند دقيقه ساكت ماندن،  نشستن در گوشه اى،  تنها بازى كردن و… باشد. با انجام اين كار كودك قدرى آرام مى شود و مى تواند رفتار تند خود را تحت كنترل درآورد.
• دور نگه داشتن كودك براى حفظ آرامش
زمانى كه كودك شروع به دعوا، زدن،  گاز گرفتن و آسيب رساندن به كودكان ديگر مى كند،  او را از جمع كودكان جدا كنيد. جدا ماندن از همبازى ها به كودك ياد مى دهد كه براى بودن با آنها به خويشتندارى نياز دارد. زمانى كه كودك مدت زيادى با كودك ديگرى بازى مى كند، ممكن است خسته شود و شروع به بدرفتارى و پرخاشگرى كند. دقت كنيد و ببينيد كدام يك از آنها براى ديگران دردسر درست مى كند. آن گاه زمان بازى او را با كودكان ديگر محدود كنيد و اجازه ندهيد كه چنين صحنه هايى تكرار شود. در نظر داشته باشيد كودكان، بسيارى از رفتارها را از همديگر ياد مى گيرند. اگر مشاهده مى كنيد كه كودكى تاثيرى منفى بر رفتارهاى كودكان ديگر مى گذارد، تا زمانى كه رفتارش را تغيير نداده است، از بازى كردن با كودكان ديگر محرومش كنيد.
• بازخواست كردن از كودك
زمانى كه كودك شروع به دردسرسازى مى كند، او را بازخواست كنيد. بعضى اوقات بازخواست كودك مى تواند ارائه فعاليتى جديد باشد. براى مثال، زمانى كه كودك توى اتاق شروع به توپ بازى مى كند،  از او بخواهيد براى بازى به حياط برود.
• ارائه الگوهاى مثبت و پسنديده
براى آموزش كودك از الگوهاى رفتارى پسنديده و مثبت استفاده كنيد. اين الگوهاى رفتارى مى توانند شيوه هاى سالم برون ريزى احساسات را نيز در بر بگيرند. آنچه را كه مى خواهيد كودك انجام دهد، ابتدا خود انجام دهيد. هيچ گاه از عذرخواهى كردن بابت اشتباهى كه انجام داده ايد، نترسيد. كودك نياز دارد كه بداند هر كسى مى تواند اشتباه كند. عذر خواهى كردن شما،  اين پيام را براى كودك به دنبال دارد كه او مى تواند از اعمالش درس گرفته و مسئوليت انجام آنها را به عهده بگيرد. اين كار همچنين يكى از مهارت هاى اجتماعى  است كه براى زندگى در جمع به تكرار و تمرين آن نياز دارد. كودكان نوپا و پيش دبستانى به آرامش، صبورى، شكيبايى و محبت بدون قيد و شرط شما احتياج دارند. شما بايد او را براى خودش _ و نه كارى كه انجام مى دهد _ دوست داشته باشيد. دوست داشتن مشروط، تركيبى از كودك و رفتارهايش است. اين نوع دوست داشتن او را گيج و سردرگم مى كند و در او حسى از اضطراب،  ناامنى، بى ارزشى و عدم اعتماد به نفس ايجاد مى كند. در حالى كه دوست داشتن بدون قيد و شرط،  كودك را از اعمالش جدا مى سازد. دوست داشته شدن براى كودكان بسيار اهميت دارد. كودكان را دوست بداريد،  حتى اگر از قوانين شما پيروى نكنند و انتظارات تان را برآورده نسازند. خويشتندارى آموختنى است. هر فردى اگر از دوران كودكى شكيبايى و بردبارى را تجربه كرده باشد، مى تواند در شرايط گوناگون با توجه به سن و رشد اجتماعى خود از آن بهره ببرد. قدرت صبر، انعطاف پذيرى و تحمل افراد بستگى به گستردگى نگاه آنان به رويدادهاى روزمره و ديدگاه هاى سايرين دارد. رفتارهاى كودكان شديداً تابع احساسات درونى آنهاست و با كمترين ناكامى و ناملايمتى از كوره در مى روند و در مواردى نيز نسبت به محرك ها و فشارهاى محيطى، عكس العمل هاى تند و خشنى از خود بروز مى دهند. كودكانى كه از قدرت تحمل و بردبارى بالايى برخوردارند، سعى مى كنند با ناملايمات و دشوارى هاى روزمره با آرامش روبه رو شوند. كودكى كه مورد علاقه اطرافيانش باشد، احساس امنيت كند و از اين كه مورد بى مهرى قرار گيرد، نگرانى و ترسى نداشته باشد، خويشتندار و صبور خواهد شد.والدين،  مربيان و اعضاى خانواده ها مى توانند با حمايت هاى روانى مثبت خود براى كودك امنيت ايجاد كنند و آنها را تشويق كنند تا نسبت به تجربه هاى منفى روزمره خود مقاوم و آسيب ناپذير باشند.

ماندانا سلحشور

بازي

تعريف بازي :
به هر گونه فعاليت جسمي يا ذهني هدفداري که به صورت فردي يا گروهي انجام پذيرد و موجب کسب لذت و اقناع نيازهاي کودک شود، بازي مي گويند.

  • نقش بازي در رشد اجتماعي کودک:

– موجب ارتباط کودک با محيط بيرون مي شود و دنياي اجتماعي او را گسترش مي دهد.
– موجب شکوفايي استعدادهاي نهفته و بروز خلاقيت مي شود.
– همکاري ، همياري و مشارکت کودک توسعه مي يابد.
– با رعايت اصول و مقررات آشنا مي شود.
– همانند سازي با بزرگسالان را مي آموزد.
– با مفهوم سلسله مراتب آشنا شده و آن را رعايت مي کند.
– رقابت را مي آموزد و شکست را بطور واقعي تجربه مي کند.
– قدرت ابراز وجود پيدا مي کند و از ترس ، کمرويي و خجالت بيهوده رها مي شود.
– حمايت از افراد ضعيف را مي آموزد.

  • نقش بازي در رشد عاطفي کودک:

– نياز به برتري جويي را ارضا مي کند.
– موجب ابراز احساسات، عواطف ، ترس ها و ترديدها ، مهر و محبت ، خشم و کينه و نگراني ها مي شود.
– تمايل به جنگجويي و ستيزه گري را کم مي کند.
– «برون نگري» کودک را افزايش مي دهد.

  • نقش بازي در رشد جسمي کودک :

– موجب رشد هماهنگ دستگاهها و اعضاي مختلف بدن مي شود.
– باعث تقويت حواس کودک مي شود.
– نيرو و انرژي بدن را به بهترين شکل مصرف مي کند.
– کودک به توانمندي هاي فکري و بدني خود آگاهي پيدا مي کند.

  • نقش بازي در رشد ذهني کودک :

– در يادگيري زبان نقش بسزايي دارد.
– در رشد هوشي کودک بسيار مؤثر است.
– با مفاهيم ساخت، فضا و شکل آشنا مي شود.
– رفتارهاي هوشمندانه کودک تقويت مي شود.
– موقعيت استفاده از قوه ي تخيل در کودک به وجود مي آيد.
– زمينه بهتري براي تفکر فراهم مي کند.

  • انواع بازي ها:

کودکان روحيات متفاوتي دارند و با توجه به ويژگي هاي خود، بازي هاي مختلفي را تجريه مي کنند.
عواملي که در انتخاب نوع بازي کودکان دخالت دارند عبارتند از : تفاوتهاي فردي ، ميزان سلامتي، سطح رشد جسمي و حرکتي، بهره ي هوشي ، جنسيت ، خلاقيت ، فرهنگ خانواده و موقعيت جغرافيايي بر همين اساس بازي به انواع گوناگون تقسيم مي شود:
1 – بازي هاي جسمي :
از قديمي ترين نوع بازيهاست، به ابزار مخصوص نيازمند است ، هم به صورت انفرادي و هم به صورت گروهي انجام مي شود، براي مصرف انرژي اضافي بدن و نجات يافتن از خستگي و کسالت بسيار مفيد است و رفتارهاي ناآرام و پرخاشگري توأم با عصبانيت کودک را کاهش مي دهد.
2 – بازي هاي تقليدي :
کودک به تقليد نقش هايي مي پردازد که آنها را باور کرده است. معمولاً بهترين شخصيت ها براي شروع ايفاي نقش ، والدين، برادران ، خواهران و دوستان هستند. کودک از ايفاي نقش آنان لذت برده و تجربه کسب مي کند. در دوره ي دبستان بيشتر نقش معلمان را تقليد مي کند، در حالي که در دوره ي نوجواني از تقليد رفتار بزرگسالان دوري مي کند و به تقليد رفتار همسالان مي پردازد که اين خود آغازي است براي هماهنگي و همسو شد با گروههاي اجتماعي و ايفاي نقش هاي واقعي زندگي.
3 – بازي هاي نمايشي :
کودک در تقليد از بزرگترها از لباس و وسايل مخصوص آنها نيز استفاده مي کند، مانند پسر کوچکي که کت پدر را به تن کرده، عينک او را به چشم مي زند و يا دختر بچه اي که کفش پاشنه دار مادر را پوشيده و به زحمت راه مي رود.
4 – بازي هاي نمادي:
زماني که کودک دستيابي به ابزار و وسايل مورد نياز خود را غيرممکن مي بيند، نيازها و آرزوهاي خود را با استفاده از وسايل نمادين و از طريق بازي بيان مي کند. براي مثال بر تکه اي چوب سوار شده، اين طرف و آن طرف مي رود، مانند اين که سوار بر اسبي شده و آن را هدايت مي کند. اين نوع بازي ها يکي از بهترين شيوه هاي بازي درماني محسوب مي شوند.
5 – بازي هاي آموزشي :
مهمترين وسيله آموزش کودک ، استفاده از وسايل بازي مناسب است، مانند مکعب هاي چوبي که کودک با جور کردن و دسته بندي کردن آنها مي تواند با مسائل اساسي اما ساده و آسان رياضي آشنا شود. از خانه ي کوچک اسباب بازي براي آشنا کردن کودک با واقعيت هاي موجود زندگي مي توان استفاده کرد. بازي هاي آموزشي موجب تقويت حواس و رشد قواي ذهني و اجتماعي کودک مي شوند، به شرط آن که سعي کنيم کنترل اصلي بازي در اختيار کودک باشد و جهت و مسير آن را او تعيين کند.
6 – بازي هاي آموزشي :
مهمترين وسيله آموزش کودک، استفاده از وسايل بازي مناسب است، مانند مکعب هاي چوبي که کودک با جور کردن و دسته بندي کردن آنها مي تواند با مسائل اساسي اما ساده و آسان رياضي آشنا شود. از خانه ي کوچک اسباب بازي براي آشنا کردن کودک با واقعيت هاي موجود زندگي مي توان استفاده کرد. بازي هاي آموزشي موجب تقويت حواس و رشد قواي ذهني و اجتماعي کودک مي شوند، به شرط آن که سعي کنيم کنترل اصلي بازي در اختيار کودک باشد و جهت و مسير آن را او تعيين کند.
6 – بازي هاي خلاقيتي:
کودک از طريق به وجود آوردن چيزي، عقايد و احساساتش را اظهار مي کند ، مانند نقاشي، موسيقي ، خميربازي، شن بازي و يا استفاده از لغات که او را قادر مي سازد تا در آينده داستان شعر و نمايشنامه بنويسد.

  • توصيه هايي براي والدين :

1 – به بازي کودکان اهميت دهيم، زيرا زندگي آنها در بازي ، شکل واقعي به خود مي گيرد.
2 – تلاش کنيم تا بازي هاي کودکان متناسب با فرهنگ و ارزش هاي خانواده باشد.
3 – با دقت در تفکرات خلاق و پويايي کودکان در حال بازي مي توانيم با چگونگي شخصيت آنها بيشتر آشنا شويم.
4 – در بازي کودکان دخالت نکنيم اما راهنما و کمک کننده خوبي باشيم.
5 – با همبازي شدن با کودکان راه دوستي ها را باز کنيم و راه پنهان کاري هاي دوره نوجواني را ببنديم.
6 – کاري کنيم که بازي به صورت تجربه اي لذت بخش در ذهن کودک باقي بماند.
7 – براي متوقف کردن بازي از امر و نهي استفاده نکنيم.
8 – با توجه به روحيه ي کنجکاو کودک، به گونه اي او را راهنمايي کنيم که به تفکر مثبت و انديشه خلاق و سازنده دست يابد.
9 – مراقب باشيم که محيط بازي موجب آسيب جسمي، فکري و يا رواني نشود.
10 – در انتخاب نوع بازي، به سن ، جنس و توانايي هاي فرزندمان توجه کنيم.
11 – نوع و مدت زمان بازي فرزندمان را طوري کنترل کنيم که از فشارهاي هيجاني و روحي بيش از حد دور باشد( به ويژه بازي هاي رايانه اي).
12 – براي انتخاب الگوهاي صحيح، زمينه مناسبي را براي بازي هاي تقليدي کودکانمان فراهم نماييم.
13 – از محدود کردن کودک در هنگام بازي بپرهيزيم.
14 – وسايل بازي را مناسب سن و رشد جسمي و ذهني کودک تهيه کنيم.
15 – آداب اجتماعي و چگونگي رفتار با ديگران را ضمن همبازي شدن با کودکان مي توانيم به صورت غيرمستقيم به آنها بياموزيم.
16- به مطالب و نحوه ي بيان کودکان در بازي به خوبي توجه کنيم، زيرا احساسات و مشکلات زندگي واقعي آنها در بازي منعکس مي شود.
17 – براي انتخاب همبازي هاي خوب، فرزندمان را غير مستقيم راهنمايي کنيم، زيرا رفتارهاي يک همبازي خود تأثير بسيار مثبتي در آينده ي او خواهد داشت.
18 – اگر در حضور فرزندمان با وسايل موجود در خانه براي او اسباب بازي (ماشين ، عروسک و …) بسازيم، ارتباط عاطفي ميان ما و کودکانمان تقويت خواهد شد.
19 – براي تقويت حس همکاري و مسؤوليت پذيري فرزندمان با او توافق کنيم که پس از بازي، اسباب بازي هاي خود را جمع کرده و سرجايش بگذارد و گرنه دفعه بعد اجازه استفاده از آنها را نخواهد داشت.
20 – از فرزندمان بخواهيم که اجازه دهد تا همبازي هايش از اسباب بازي هاي او استفاده کنند، زيرا اين کار موجب تقويت حس نوع دوستي و تسهيل در ارتباط با ديگران مي شود.
21 – اسباب بازي گران قيمت ممکن است وسيله بازي مفيدي نباشد. هنگام خريد توجه داشته باشيم که اسباب بازي بايد بتواند قدرت خلاقيت و سازندگي فرزندمان را رشد دهد. وسايل بازي جورکردني، پازل ها، خميربازي، گل رس و …. اسباب بازي هاي مناسبي به شمار مي روند.
22 – اگر کودکان در هنگام بازي با هم اختلاف پيدا کردند اجازه بدهيم خودشان مشکل را حل کنند. در صورتي که اختلاف تشديد شود فقط آنها را از هم جدا کنيم و هرگز از يکي از طرفين ، جانبداري نکيم.
23 – در محيط هاي بازي گروهي مثل زمين بازي کودکان در پارک ها، اجازه دهيم بچه ها با هم دوست شوند و بازي کنند، از وارد شدن به محيط بازي کودکا بپرهيزيم.
24 – از همبازي شدن کودکان با افراد بزرگتر از خود به ويژه «نوجوانان و جوانان» اکيداً جلوگيري کنيم.
25 – کودکان همواره نيازمند بازي هستند، پس اسباب بازي هاي مناسب هر مکان را همراه خود داشته باشيم.
26 – کودکان بايد به مجموعه اي از بازي هاي جسمي، اجتماعي، عاطفي و ذهني بپردازند. هنگامي که فقط يکي از بازي ها را انجام مي دهند(مثلاً بازي هاي رايانه اي) از رشد اجتماعي، جسمي و عاطفي محروم شده و احتمال بروز عصبانيت و پرخاشگري در آنها افزايش مي يابد.

منبع :

884 total views, 1 views today

Share

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *