استفاده از ژنتيك براى تكميل شجره نامه افراد

افسانه اى كه دوباره زنده شد
192897.jpg

خون ما حاوى اسرار مربوط به ما است. ژنوم انسان ها ۹/۹۹درصد عيناً مثل هم است. ما انسان ها خيلى بيش از اينكه فرق داشته باشيم شبيه هم هستيم. اما همان  مقدار كم (۱/۰درصد) است كه شواهدى از گذشته ما دارد. در سال هاى اخير كه پاره اى شركت ها عزم خود را جزم كرده اند تا سابقه فاميلى افراد را از طريق آزمايش هاى ژنتيك روشن كنند، ده ها هزار تن DNA خود را با نمونه گيرى از مخاط داخلى گونه هاشان در اختيار اين شركت ها قرار داده اند تا اطلاعات كامل ترى در مورد سابقه خود بيابند. پسرعموهاى از هم دور افتاده يكديگر را پيدا كرده اند و افسانه هاى مربوط به خانواده ها دوباره زنده شده است. بنت گرينسپان رئيس قسمت مربوط به « DNAشجره خانوادگى» يك شركت آزمايش كننده با ۵۲هزار مشترى معتقد است كه «هر چند ۶ سال پيش واژه شجره شناسى ژنتيك بى معنى و مهجور بود اما امروزه علاقه شديدى در بين مردم ايجاد شده است.»

همزمان با تلاش افراد براى يافتن سابقه خانوادگى خود، متخصصان ژنتيك جمعيت نيز داستان مفصل ترى از نوع بشر را روايت مى كنند. رد نياكان ما، يعنى يك «آدم و حواى» ژنتيكى، در آفريقا پيدا شده و نمونه هاى كنجكاوى برانگيز ديگرى از نياكان اوليه ما نيز در نقاط مختلف گيتى كشف شده اند. گروهى از دانشمندان دريافته اند كه ۴۰ درصد يهوديان اشكنازى فقط از ۴ زن پديد آمده اند، گروه ديگرى گزارش مى دهند كه يكى از هر ۵ مرد در شمال غربى ايرلند از يك سپهسالار نامور در قرن پنجم پديد آمده اند. كوشش بلندپروازانه و تلاشى ديگر در اين راستا، پروژه ژن نگارى ۴۰ ميليون دلارى «انجمن نشنال ژئوگرافيك» است كه هدفش جمع آورى ۱۰۰ هزار نمونه DNA از بوميان سراسر دنيا طى ۵ سال آينده است. ولز مدير اين پروژه، هدف آن را رديابى اصل و نسب و تبار نژاد انسانى از امروز به گذشته هاى دور و پيدا كردن سرمنشاء، يا گونه هاى اوليه آن براى ساخت «يك موزه مجازى» از تاريخ بشر عنوان مى كند.
تست ژنتيك چگونه كار مى كند؟ DNA موجود در هر يك از سلول هاى ما نه تنها رنگ چشم ما را تعيين مى كند بلكه حاوى اطلاعاتى از نياكان ما نيز هست. ژنوم يك كودك مجموعه اى از مواد ژنتيكى است كه از پدر و مادرش به او رسيده است. تنها دو قسمت ژنوم دست نخورده مى مانند و تحت تاثير همتاى DNA قرار نمى گيرند: كروموزم Y (كه از پدر به پسر مى رسد) و DNA ميتوكندريايى (كه از مادر هم به پسر و هم به دختر مى رسد). گاه گاه، در اين مناطق جهش هايى صورت مى گيرد كه باعث ترتيب هاى خاص A, G, C و T مى شود و به عنوان نشانه هاى شجره شناسى به كار مى روند كه ارتباطاتى با گذشته را نشان مى دهد. اين ارتباطات نه تنها به پدر و مادر، بلكه به جايى كه زندگى مى كرده اند نيز مربوط مى شود. با پرداخت ۱۰۰ دلار به كمپانى آزمايش گيرنده و با نمونه گيرى از طريق خراش كوچكى كه به داخل گونه خود مى دهيد، ترتيب نقشه DNA شما داخل الگوى ژنتيكى خودتان كه هاپلوتايپ (haplo type) ناميده مى شود نشان داده مى شود، سپس به شما مى گويد كه از كدام «هاپلوگروپ (haplo group) يا شاخه اصلى شجره نامه انسانى پديد آمده ايد.
به كمك هاپلوتايپ ها، تبارشناسان امروزه مى توانند به پروژه هاى «نام خانوادگى» در اينترنت ملحق شوند. اين گروه هاى آن لاين به افراد اجازه مى دهند كه ژنوم هاى خود را با يكديگر مقايسه كنند. در جايى كه تشابهى مى يابيد، قادر خواهيد بود به شاخه «شجره خانوادگى» خود وصل شويد. آيا به دنبال خانواده هايى كه نام فاميل شما را ندارند مى باشيد؟ مى توانيد در بين شركت هاى آزمايش كننده خصوصى يا در بانك هاى اطلاعات عمومى مانند سازمان ژنتيكى مولكولى سورنسون كه توسط جان سورنسون تاسيس شد، جست وجو كنيد. اين سازمان بيش از ۶۰ هزار نمونه DNA را جمع آورى كرده و دست به كار تهيه جدول هاى آبا و اجدادى شده است. «در نهايت قادر خواهيد بود كه با جست وجو در بانك اطلاعاتى، اقوامى كه حتى اسم شان را نشنيده و از وجودشان اطلاعى نداريد، پيدا كنيد.»
علم همچنين قادر است رشته هاى ارتباط با فرهنگ باستانى و حتى ميراث مذهبى را افشا كند. به دكتر كارل اسكورسكى از بچگى گفته شده بود جزء «كاهنان» است. يعنى اعقاب برادر موسى هارون كه روحانيون عالى رتبه يهودى به حساب مى آمدند. روزى در كنيسه اى نشسته بود كه متوجه «كاهن» ديگرى شد كه مشغول خواندن تورات بود و هيچ چيزش شبيه او نبود. «او يك مردى يهودى بود كه اجدادش از آفريقاى شمالى بودند، در حالى كه من يك يهودى با نياكانى از اروپاى شمالى هستم.» اين مسئله ذهن اسكورسكى، از موسسه تكنولوژى تكنيون- اسرائيل را به خود مشغول كرد. «اگر او چنان سابقه اى و من چنين سابقه اى دارم، پس احتمال زياد دارد كه نشانه هاى مشتركى از كروموزوم Y داشته باشيم.» به راستى آيا تاريخچه شفاهى كه از كاهن پدر به كاهن پسر مى رسد، در كروموزوم Y آنان نيز نشان داده شده است؟ بعد از مطالعه نمونه هاى DNA، اسكورسكى با كمك همر از دانشگاه آريزونا و همكارانش در دانشگاه لندن يك شاخص ژنتيكى مشترك ميان كاهنان در او پيدا كردند.
تحقيقات تيمى بين المللى از محققين را روانه آفريقا كرد، جايى كه دانشمندان افراد قبيله لمبا، (گروهى كه باور داشتند از سرزمين «انجيلى يهوديه» آمده اند) را آزمايش كردند. برخى از DNAهاى آنها با شاخص ژنتيكى كاهنى همخوانى داشت. اسكورسكى مى گويد: «ما سابقه پدرى يكسان داريم.» در سال ۲۰۰۱ پدر بيل سانچز يك كشيش كاتوليك رومى در نيومكزيكو، كشف كرد كه او هم داراى همين شاخص ژنتيكى است. شجره تاريخى يهودى سانچز به اسپانيا برمى گردد (ولى مادرش بومى آمريكايى است). امروزه او تصويرى از نياكان مسيحى و يهودى خود بر روى ديوار دارد، در ماه نوامبر به اسرائيل سفر كرد.
اما علم نيز كاستى هاى خود را دارد. از آنجا كه محققين هيچ DNA واقعى از افرادى مانند چنگيزخان در اختيار ندارند، ثابت كردن اين كه افرادى اعقاب مستقيم اين چهره هاى تاريخى معين اند يا نه، تقريباً ناممكن است.
آزمايش ريشه هاى تاريخى از طريق كروموزوم Y و DNA ميتوكندريايى نيز محدوديت هاى جدى دارد: اين راه فقط مسير مستقيم بين شما و پدر و مادرتان را روشن مى كند نه ردپاهاى مربوط به نياكان در ساير ژنوم هاى شما را. هنك گريلى از دانشگاه استانفورد مى گويد كافى است ۱۰ نسل عقب رويد تا تعداد اجداد شما به ۱۰۲۴ يعنى ۲۱۰ برسد. در اين حالت «كروموزوم  Y شما ممكن است از ژاپن باشد، DNA ميتوكندريايى شما از مكزيك و همه بقيه ۱۰۲۲ نياكان باقيمانده شما از سوئد.» گريلى نگران است كه مشتريان اين آزمايش هاى ژنتيك به طور كامل نفهمند كه چه چيزى را به دست مى آورند. يك شركت، دنبال شاخص هايى غير آنچه روى كروموزوم Y و DNA ميتوكندريايى است، مى گردد. سپس آنها را در چهار نقطه دنيا روى نقشه ترسيم مى كند(آفريقاى غربى، اروپا، آسياى شرقى و آمريكا). اما واقعيت اين است كه درصدها تخمينى اند نه واقعى. بعضى دانشمندان نگرانند كه اين آزمايشات جنبه سرگرمى پيدا كنند، يا اينكه مردم عادات و شخصيت را به نژاد مرتبط كنند، ايده اى كه در گذشته تاريخ به شدت تكذيب شده است. بيشترين و مهيج ترين نتايج از تحقيقات براى كل نوع بشر به دست مى آيد نه يافته هاى شخصى در مورد افراد. با استفاده از مشخصه هاى DNA و محاسبات رياضى زمان _ ساعت محققان اولين نياكان ما را مشخص كرده اند. دانشمندان مى گويند كه با استفاده از كروموزوم  Y و DNA ميتوكندريايى، مى توانند اولين زن قابل شناسايى را به ۱۵۰هزار تا ۲۵۰ هزار سال پيش، و اولين مرد قابل شناسايى را به ۶۰هزار تا ۱۰۰هزار سال قبل بازگردانند. تا قبل از آزمايش هاى DNA، بحث دانشمندان اين بود كه آيا اولين انسان ها در آفريقا شكل گرفتند يا در مناطق ديگرى در روى كره زمين؟ آخرين يافته ها اين تئورى را تقويت مى كند كه انسان ها از گروه هاى كوچك انسانى در آفريقا به وجود آمده اند. اما كى آن گروه  از مسافران آن قاره را ترك كردند؟ با چه كسانى برخورد كرده و در آميختند؟ آيا اقدامات تاريخى بزرگى مثلاً حمله اسكندر به آسياى ميانه، تاثيرات ژنتيك هم با خود به جا مى گذارد؟ اينها پرسش هايى است كه تيم تحقيقى نشنال جئوگرافيك اميدوارند بتوانند به آن پاسخ گويند. طرح نشنال جئوگرافيك سال گذشته با همكارى IBM شروع شد. اين طرح مردم را به تست DNA تشويق مى كند و در حال حاضر افراد بيش از ۱۰۰هزار كيت نمونه بردارى را به قيمت هر كيت۹۵/۹۹ دلار خريدارى كرده اند. اما هدف جمع آورى نمونه هايى از جوامع بومى در سراسر دنيا است كه DNA آنها مى تواند اشاره اى به اصل و نسب و مهاجرت هاى جمعى انسان ها باشد و براى انجام آن بايد سريع بود، قبل از اين كه جوامع آسيب پذير بميرند يا خانه و كاشانه خود را ترك كنند.
آزمايش هاى اوليه هم اكنون در آفريقاى جنوبى شروع شده است، جايى كه در آنجا دكتر هيملا سوديا به جمع آورى نمونه هاى خون از يك جامعه كوچك از قبيله سن پرداخته است. به لحاظ ژنتيكى، «سن» از قديمى ترين جوامع بشرى در روى كره زمين است و مى تواند يك ارتباط مستقيم كروموزومى به اولين انسان ها داشته باشد. فى تونگ وا ۲۸ ساله يكى از اولين متقاضيان بود: «راجع به ژن ها خيلى شنيده بودم و همچنين راجع به يك پروژه عظيم انسانى كه به تحقيق درباره سرمنشاء آدميان مى پردازد. برايم خيلى جالب بود كه در اين پروژه شركت كنم. اميدوارم بتوانم فرهنگ خود را زنده كنم.»
پاييز گذشته، ولز ۵۰۰ نمونه خون، سرسوزن، پنبه هاى الكلى، لوله هاى آزمايش حاوى خون و نمونه هاى مخاطى لايه بردارى از گونه ها را به چاد برد كه يكى از اولين مناطق براى انجام آزمايش است، جايى كه او ۳۰۰ نمونه DNA را از شهرها و روستاها در سراسر كشور جمع آورى كرد. ۳۵ تا ۴۰ تاى آنها از جامعه منزوى «لال» آمدند كه جمعيت آنها كمتر از ۷۵۰ نفر بود و جامعه اى رو به زوال است. ولز از اين مى ترسد كه اين جامعه طى ۱۰ تا ۳۰ سال آينده منقرض شود، و DNA ارزشمند و زبان باستانى خود را نابود كرده و با خود ببرد. اطلاعاتى كه مى توانست نشانه هاى حياتى در مورد اولين انسان هايى كه حدود ۴۰ هزار سال قبل در آفريقاى مركزى به دنيا آمدند را در اختيار ما بگذارد. ما مى توانيم با DNA بسيارى از اين رمز و رازها را بگشاييم و به گذشته معنا دهيم.
البته همه از اين طرح ژن نگارى حمايت نمى كنند. گونه هاى بومى سهم خود را از جوامع داشته اند و هنوز بسيارى به فرهنگ حاكم مشكوك  اند و نگران اين اند كه خون شان را با اطلاعاتى كه در آن است به اين سو و آن سو ببرند. دبورا هرى رئيس گروه حامى «شوراى استعمار زيستى مردمان بومى» در آمريكا نامه سرگشاده اى را روى وب سايت اش قرار داده است و با اين طرح مخالفت كرده است و چنين مى گويد كه تا به حال هزار نفر آن را امضا كرده اند. ولى برخى از اعضاى قبيله سى كنك وامپانواك (در ماساچوست) از قبل تحت آزمايش قرار گرفته اند. مايكل ماركلى رئيس قبيله  مى گويد «ما سابقه تاريخى خود را در آفرينش داريم، ولى يك داستان ديگر مانده كه بايد گفته شود و آن همان چيزى است كه دقيقاً در درون هر يك از ماست.» ولز مى گويد كه نگرانى بومى ها را درك مى كند ولى او متوجه شده است كه وقتى كه جزئيات شرح داده شوند، علاقه اين افراد به انجام آزمايش جلب مى شود «جالب است كه هر كس بداند كه حامل اسنادى تاريخى در درون سلول هاى خود است» دانشمندان اكنون با كمك هم دارند جلد اول اين تاريخ را بازسازى مى كنند.
Newsweek, May.2006

كلوديا كالب
ترجمه: بهناز عابدى –  روزنامه شرق

2,137 total views, 1 views today

Share

3 فکر می‌کنند “استفاده از ژنتيك براى تكميل شجره نامه افراد”

  1. اگر به خلقت انسان از نگاه قرآن و روايات نگاه كنيد ؛ خلقت انسان بواسطه اراده باري تعالي بوده و نسل بشر بعد از خلقت آدم و حوا تكثير يافته است.

    اگر به خلقت انسان از ديد علم نگاه كنيد ؛ تاكنون سند محكمي كه بطور قطع و يقين دلالت بر خلقت انسان بواسطه تكثير سلولي ؛ جهش ژنيتيكي ؛ وجود تكويني ؛ دگرديسي موجوديت ( فرضيه داروين) و … داشته باشد ؛ بدست نيامده و همه و همه در قالب فرضيه هستند.

    اگر به خلقت انسان از هر دو ديدگاه نگاه كنيم ( نظر شخصي بنده) به اين نتيجه مي رسيم كه :

    خلقت اوليه از جانب باري تعالي بوده و زمانيكه زمين آماده زيست شده در آن حضور پيدا كرده و از سه مرحله تشكيل يافته است.

    1- مرحله جنيني( شامل تشكيل جسم و خلقت روح فرد) 2- مرحله تكامل ( از تولد تا مرگ) 3- مرحله تجرد (پايان زمان تكامل روح ؛ خروج از جسم و ابديت)

    [پاسخ]

  2. با عرض سلام مقاله بسيار جالب بود ولي من نتوانستم جواب سئوال خود را بيابم
    سئوال من اين است اولين انسانهاي كه قبل از دايناسورها بودند؟ آنها از نسل آدم بودند؟يا انسانهائي كه بعد از دايناسورها بودند از نسل آدم و هوا هستند؟

                                                  باتشكر 
                                             شهرزاد خسروي
    

    [پاسخ]

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *