سپتامبر 03, 2010, 09:52:21 *
.
خوش آمدید، مهمان - لطفا برای ثبت نام اینجا و یا برای ورود اینجا را کلیک کنید.

لطفا برای ورود نام کاربری و رمز عبورتان را وارد نمایید
انجمنهاي کانون دانش(Knowclub Forums)
 
   فهرست   راهنمايي جستجو کاربران تماس با ما ورود عضويت  
0 کاربر و 1 مهمان درحال دیدن موضوع. « قبلی بعدی »
صفحه: [1] 2 3 ... 8 پایین چاپ صفحه
نويسنده موضوع: پیچ در پیچ آینه...  (دفعات بازدید: 397 بار)
Siavash001
گروه ادبيات
عضو جديد
**

کارکرد: +0/-0
آفلاین آفلاین

جنسيت : پسر
تعداد ارسال: 35



ديدن مشخصات WWW
« : فوریه 25, 2010, 02:20:10 »

پیچ در پیچ آینه:
من، نه از شبم، نه شب پرستم، سایه ام بر تن رویداد
نه باتو آشنا منم، نه غریب، حتی در گرگ و میش فریاد

لایق تو نیستم میدانم!، اما نگاه به چشمانت را سد نکن
بشکن، شکستم، اما گر خوبه تو نیستم اینگونه مرا بد نکن

حرف به زبانم نیست و من، با تمام گفتنی ها بیگانه ام
پل زدن به چشمات مرگ نیس، مرگ ست همخانه ام

با همه تلخی من گذشته ام از تو، که تو ز بودنم گذرانی
چه گویم ترا ز یادم، هرچند به یاد این ز تو گذشته نمانی

قصه جوانیم سر آمد، ولی یاد تو تسکین عمر گرانم نبود
شاید تو باز آیی، اما مرا ز تو زین اشک ندامت چه سود

ترا به عشق آمیختم، وز عشق تورا گفتم و بجز تو نخوانم
عمر مرا به سر شد، حالیا من از این ناگفتنی باتو ندانم!

به سان گذشته که خود گفتی، ترا با غیر میبینم که میمانی
من نگفتم، این تو گفتی که به فراموشی عشق با دگرانی

صد آه، از فغان، زین من و نبود تو و این قصه بر لب
هرچند نادیده باشد اما آینه ها گریه اند به ایام گذر شب

من عشق و، عشق گمشد با من، عشق مرا تو باشی معنا
به هرنفس که برآید نویسم، تو به جان عیسی نفسی حقا

صد گونه گر فاشم کنی، همانا نیکو تامل در اندیشه یقینم
مرا ز یاد برده ای، مرا که حتی نه گاه چنانم، نه گاه چنینم

راه موازی من به چشمان تو، صد گونه ست پیچ در پیچ
من نه پیدا میشوم!، تو نه گم میشوی، عجب! چه پیچاپیچ

تو با منی!، من با تو حاشا؟، هین! مژده به کلامی باز گشا
خاطره به درازا، شاید ابد، اما نه نگاه ماند نه پرواز تماشا

به دلتنگی با منی گر دلم توبه را صدبار میکند گفت و گو
من به تو هزار نزدیکم، این گونه مرا ز پیدایی نهان مجو

گر می فاش کند همه نهانم، من ز این گفتنی چه توانم!
ای دریغا ز تو وفا، در هوای دیدنت پر و بال زند جانم
متن فوق از از سیاوش باران.
« آخرين ويرايش: ژوئیه 04, 2010, 04:21:38 توسط Siavash001 » خارج شده است

ز کجا روم، به کجا نمانم، همه جا تو بینم، هردم تو خوانم
چه کنم؟ زین درد فراق، که مرا گفته با همه جز تو بمانم
از سیاوش باران.
Siavash001
گروه ادبيات
عضو جديد
**

کارکرد: +0/-0
آفلاین آفلاین

جنسيت : پسر
تعداد ارسال: 35



ديدن مشخصات WWW
« پاسخ #1 : مه 19, 2010, 06:38:55 »

ماه نو:
ساز دلم باز آمدی تا بشنوم، تو بگو؟ تو بنواز؟ تا بشکنم
غم هجران کشیده را تو باز بزن که سایه شکستن تو منم

تو باز آمدی به باز گفتن، نوشتی مرا به یک ساز نوشتن
قافیه ساز دلم شدی اما، از تو هنوز پیداست نیاز بودن

آمدی، تا باز تولد هر آرزو کشته شد به کشته شدن یقینم
از مرگ تلخ احساس گمشد! هزار بار برگ به برگ آئینم
متن فوق از سیاوش باران.
« آخرين ويرايش: ژوئیه 04, 2010, 04:16:35 توسط Siavash001 » خارج شده است

ز کجا روم، به کجا نمانم، همه جا تو بینم، هردم تو خوانم
چه کنم؟ زین درد فراق، که مرا گفته با همه جز تو بمانم
از سیاوش باران.
Siavash001
گروه ادبيات
عضو جديد
**

کارکرد: +0/-0
آفلاین آفلاین

جنسيت : پسر
تعداد ارسال: 35



ديدن مشخصات WWW
« پاسخ #2 : ژوئیه 04, 2010, 03:59:18 »

ضمیر من:
هرچه باشی، میشوم پروانه، میزنم چرخ دور تو ماه انجمن
ایستاده ام به ره عشق، که شمع جانم و سوختن گناه من

گوشه نشین گریه های شوقم، از چه بخندم، چه کنم تسکینم
عیبم این است بی خبر از خویشم، بجز رخ دوست نبینم

همه در سوزم، همه ام سوخته، شمع سوختنم تا ابد افروخته
قصه کهنه دلباختنم چه گویم؟، وای ز این عشق نوآموخته
و...
متن فوق از سیاوش باران...
« آخرين ويرايش: ژوئیه 04, 2010, 04:16:54 توسط Siavash001 » خارج شده است

ز کجا روم، به کجا نمانم، همه جا تو بینم، هردم تو خوانم
چه کنم؟ زین درد فراق، که مرا گفته با همه جز تو بمانم
از سیاوش باران.
صفحه: [1] 2 3 ... 8 بالا چاپ صفحه 
« قبلی بعدی »
پرش به :  

 
Powered by MySQL Powered by PHP knowclub Skin 2006 | Edited for knowclub by shahbazi
Powered by SMF 1.1.11 | SMF © 2006, Simple Machines LLC | Persian Language Pack by SMFlearn Team

Supported By Mambolearn Team
XHTML 1.0 صحیح! CSS صحیح!