تازه ترين اخبار

مي خواهم پنجره ها در يك صفحه جديد باز شوند.

خبر خوان كانون

اگر مايل به مرور سريع اخبار سايتهاي مورد علاقه خود هستيد، آدرس فيد آنها را وارد كرده و دكمه اينتر را فشار دهيد يا بر روي يكي از سايتهاي منتخب زير كليك نماييد.

سایت پزشکان بدون مرز

دارو، درمان، بیماری، علمی

Faviconتست Cell Free DNA یا آزمایش NIPT یا NIFTY چیست ؟ 16 Aug 2017, 11:19 pm

تست cell free fetal DNA یا (cffDNA) یا Non Invasive Prenatal Testing یا (NIPT) یک تست غربالگری قبل از تولد برای غربال اختلالات کروموزومی شایع (مثل تریزومی 21، 18 و 13) و تعیین جنسیت به کار گرفته می شود.

به گزارش خبرنگار سایت پزشکان بدون مرز، بزرگترين ايراد در روش های سنتی غربالگری، درصد بالای نتايج مثبت کاذب و منفی کاذب و در موردآزمایش‌های تأئيدی، احتمال سقط جنين به علت تهاجمی بودن روش نمونه‌گيری است. نتیجه مثبت کاذب یعنی در عین حالیکه بیماری وجود ندارد جواب تست مثبت می‌شود. جواب منفی کاذب یعنی در حالیکه بیماری وجود دارد نتیجه تست منفی است.

در سال 1997 دانشمندان به وجود DNA جنین در خون مــادر پی بردند. این کشف مهم، اساسی شد برای ظهور روش‌های غیر تهاجمی تشخیص سندرم داون. بالاخره موفقیت واقعی در سال 2008 حاصل شد زمانیکه محققین، قدرت تشخیص اختلالات کروموزمی جنین را با استفاده از روش تعیین توالی DNA جنین در خون مادر با درستی حدود 100 درصد به اثبات رساندند.

اصول این روش بر پایه اندازه گیری DNA آزاد جنین در خون مادر است که از سلول های جفت آزاد می شوند. صاحب نظران، این کشف را یک انقلاب در روش‌های تشخیصی دوران بارداری می دانند و پیش بینی می کنند که در آینده نزدیک تست های مبتنی بر آن، به صورت کامل جایگزین روش های سنتی غربالگری گردد.

منشاء cffDNA از سلولهای تروفوبلاست جفت بوده و بدنبال پوسته ریزی سلولهای جفتی وارد گردش خون مادر می شود و 13- 3 درصد کل cell free maternal DNA مادر را تشکیل می دهد. در سه ماهه سوم بارداری این نسبت 10 الی 20% افزایش می یابد.

cffDNA در هفته 7 بارداری در خون مادر ظاهر شده و بلافاصله بعد از تولد از گردش خون وی پاک می شود، طوری که 2 ساعت پس از زایمان دیگر در خون مادر قابل تشخیص نمی باشد. از نظر سایز این مولکول خیلی کوچکتر از cell free maternal DNA بوده و سایزی در حدود 200-300 bp دارد و این خاصیت اساس بسیاری از تکنیکهای افتراق cffDNA از cell free maternal DNA را تشکیل می دهد.

البته بعضی از تکنیکهای قدیمتر از اختلافات موجود در نواحی اپی ژنیک cffDNA از cell free maternal DNA (مثل unmethylation index of the phosphodiesterases gene 9A و methylated DNA immunoprecipitation) استفاده می کنند. از آنجائیکه افتراق cffDNA از میان مقدار بالای cell free maternal DNA نیاز به تکنیک بسیار حساس و با دقت بالایی دارد بنابراین باید از تکنیک های بسیار پیشرفته که جهت آنالیز مولکولی مورد استفاده قرار می گیرد (مانند digital PCR و Massively Parallel Sequencing = MPS) برای تشخیص و جداسازی cffDNA استفاده کنند.

مطالعاتی که اخیراً گزارش شده است میزان تشخیص این روش را برای تریزومی 21 به میزان 99/9 درصد نشان می‌دهد. این بدین معناست که با این آزمایش می‌توان 99/9 درصد از موارد سندرم داون را تشخیص داد. یعنی میزان منفی کاذب آن کمتر از 0/1 درصد است.

عمر DNA جنین که در خون مادر وجود دارد بسیار کوتاه بوده و بلافاصله بعد از تولد از خون مادر محو می گردد بنابر این بارداری های قبلی اثری در نتیجه تست ندارد.

باید توجه داشت که انجام این تست، نیاز به آزمایش آلفا فتوپروتئین را برای بررسی اختلالات رشد لوله عصبی جنین در سه ماهه دوم از بین نبرده و خانم باردار باید حتما در هفته های 15 تا 20 بارداری مجدداً به آزمایشگاه مراجعه کند.

مزایای تست

*غیرتهاجمی بودن، برای انجام آزمایش فقط به چند سی سی از خون مادر احتیاج است.

* حساسیت و صحت بالای تست، (بیشتر از 99/9 درصد)

* تشخیص زودهنگام، آزمایش از هفته 10 بارداری قابل انجام بوده و این زمان به تصمیم گیری بهتر کمک می کند.

* جوابدهی سریع، جواب آزمایش طی 10 روز آماده می شود.

پیشنهادات :

1- به کاربردن این تست در مورد بارداری های پر خطر مانند زنان باردار بالای 35 سال و کسانی که نتیجه پرخطر (مثبت) در روش‌های غربالگری رایج داشته‌اند.

2- کاربرد این تست برای کسانی که از نحوه نمونه گیری روش های تهاجمی وحشت دارند.

3- انجام تست برای زنانی که نمی توانند خطر سقط در روش های تهاجمی را بپذیرند.

4- انجام آمنیوسنتز در مورد کسانی که نتیجه مثبت در تست NIPT داشته‌اند.

5- انجام آزمایش آلفافتوپروتئین در سه ماهه دوم برای بررسی اختلالات رشد لوله عصبی جنین.

کاربردهای تست NIPT

1- تعیین اختلالات کروموزومی نظیر سندرم داون (تریزومی 21)، سندرم ادوارد (تریزومی 18) و سندرم پاتو (تریزومی 13).

2- تعیین جنسیت در مواردی که احتمال وراثت اختلالات ژنتیکی مرتبط با کروموزوم X و یا X-Linked وجود دارد و یا احتمال وجود اختلالات ژنتیکی مرتبط با کروموزوم Y و یا Y-Linked است.

سردستة این اختلالات عبارتند از: سندرم X شکننده[4]، دیستروفی عضلانی دوشن[5] و هموفیلی می باشد. یعنی اگر مادری ناقل یک بیماری وابسته به کروموزوم X باشد امکان انتقال آنرا به جنین پسر خود را دارد و امکان بروز بیماری در پسران وی وجود دارد.

بنابراین اگر در این روش به تشخیص سریعتر جنین پسر برسیم ، می توانیم مشاوره ژنتیک و در صورت لزوم تست های ژنتیکی مورد نیاز را طراحی نمائیم.

اگر پدر خانواده ناقل ژن هایی که وابسته به اختلالات وابسته به کروموزوم Y و یا Y-Linked Disorders، باشد ، نیز کاندید مشاوره ژنتیک و یا تست های ژنتیکی در دوران بارداری می شوند. مثالهای معروف این اختلالات ، عبارتند از:

– ناباروری وابسته به کروموزوم Y و یا Y chromosome infertilty (نقصی در کروموزوم Y وجود دارد که می تواند آزوسپرمیا و یا اولیگوزوسپرمیا ایجاد کند)،

– بیماری Abnormal or Absent Testicular Development (نقص در ناحیه sex determining region Y = SRY) می باشد.

– بیماری رتینیت پیگمنتوزا ، که ژن فوق که به آن the RPY (retinitis pigmentosa, Y-linked) gene می گویند بر روی کروموزوم Y قرار داشته و دچار نقص شده است.

تعیین جنسیت در بیماریهایی که وابسته به کروموزوم های جنسی نیستند ولی جنسیت نقش مهمی در بروز یک سری از علائم مهم را دارد نیز اهمیت پیدا می کند. مثال معروف آن هیپرپلازی مادرزادی آدرنال[6] می باشد که طی آن به دلیل مهار مسیر تولید کورتیکواستروئیدها، مسیر تولید هورمون‌های آندروژن افزایش یافته و اگر جنین دختر باشد باعث مردانه شدن اندام تناسلی خارجی وی می گردد.

در این موارد باید از هفتة 7 بارداری درمان با دگزامتازون را برای جنین‌های دختر شروع کرد و مانع از ترشح آندروژن‌ها شد.

چه کسانی کاندید انجام تست NIPT هستند؟

طبق توصیه مشترک انجمن متخصصین زنان و زایمان آمریکا و انجمن طب مادر و جنین در سال 2015 و انجمن بین المللی غربالگری دوران بارداری در سال 2014 این تست را می توان به گروه های ذیل پیشنهاد نمود:

– زنان 35 سال یا بالاتر
– وجود یک تست غربالگری مثبت (مانند تست‌های غربالگری سه ماهة اول، دوم، اینتگریتد و یا سکوئنشیال).
– وجود یافتةای در سونوگرافی که نشان دهندة افزایش ریسک اختلالات کروموزومی است.
– وجود سابقة قبلی جنین و یا فرزند مبتلا به تریزومی‌ های شایع
– وجود سابقه خانوادگی ابتلا به تریزومی 21، 18 و 13
– عدم انجام تست های روتین غربالگری تا 22 هفتگی به هر دلیل و یا وجود یک یافته سونوگرافیک غیرطبیعی از هفته 22 به بعد

البته براساس یافته های آزمایشگاه نیلو بهترین گروه برای انجام این تست گروه های با خطر بینابین در پروتکل های غربالگری سه ماهه اول و دوم می باشند. در گروه های پرخطر هم در موارد ذیل می توان بعنوان یک پیش تست قبل از انجام تست های تشخیصی از این تست استفاده نمود:

– زنانی که ترس زیادی از نمونه گیری تست های تشخیصی مثل آمنیوسنتز و یا CVS دارند،

– زنانی که زیر بار ریسک سقط تست های تشخیصی نمی روند،

– زنانی که سابقه سقط مکرر (سه و یا بیشتر از سه سقط زیر 20 هفتگی و یا وزن جنین زیر 500 گرم) دارند،

– زنانیکه سابقه پارگی کیسه آب دارند،

– زنانیکه دارای جنین طلایی (جنینی که بعد از چندین سال ناباروری، والدین با سن بالا و یا حاصل از حاملگی IVF تشکیل شده اند) هستند.

نمونه‌ مورد نیاز

10 میلی لیتر خون از مادر که در ضد انعقاد حاوی EDTA گرفته می شود.

شرایط انجام تست

– حداقل سن بارداری 10 هفته
– بارداری تک قلویی و یا دو قلویی
– بارداری ناشی از IVF و یا رحم اجاره ای
– کشت سلولی در آمنیوسنتز به هر دلیلی موفقیت آمیز نمی باشد (نمونه آلوده به خون مادر باشد و یا سن بارداری بیشتر از 20 هفته باشد)

توجه1: در زنان باردار مبتلا به کانسر و یا زنان دارای سابقه دریافت خون طی 12 ماه گذشته دارند، این تست توصیه نمی شود.

توجه2: طبق یک متاآنالیزی که در سال 2016 توسط دکتر فلیپ تایلور و همکاران انجام شد، مشخص گردید که میزان قدرت تشخیص تست NIPT در بارداری دوقلویی نسبت به یک قلویی کاهش می یابد. این میزان کاهش در تریزومی 21 تا 9%، در تریزومی 18 تا 28% و در سندرم پاتو و یا تریزومی 13 تا 22% می باشد.

اساس آزمایش

هر فردی بطور نرمال 23 جفت کروموزوم دارد و هر کروموزوم از ساختمان حلقوی شکلی (DNA) تشکیل شده که حاوی ژن ها می باشد. در هر کروموزوم سکانس ها و یا توالی خاصی از مولکول DNA وجود دارد که ویژه هر کروموزوم است (بطور مثال 21q22 و یا ناحیه 2 از باند 2 از بازوی بلند کروموزوم 21 توالی و یا سکانس اختصاصی کروموزوم 21 است و بعنوان ناحیه Hot Spot و یا مهم کروموزوم 21 برای تشخیص کروموزوم 21 مورد استفاده قرار می گیرد).

با روش NGS می توان با شمردن تعداد این سکانس ها، مقدار دقیق هر کروموزوم را محاسبه نمود و در نتیجه می توان مجموع کل کروموزوم 21 موجود در خون مادر را نسبت به سایر کروموزوم ها مقایسه نمود. این نسبت همیشه معادل یک در یک مادر باردار حاوی جنین نرمال می باشد.

اگر جنین مبتلا به سندرم داون باشد به میزان خیلی کم سکانس های مربوط به کروموزوم 21، بیشتر بوده و در نتیجه در مقایسه با سایر کروموزوم ها بیشتر بوده و نسبت آن بالای یک می شود.

نتايج چگونه تفسير مي‌شوند؟

نتایج به سه صورت کم خطر، پرخطر و بدون نتیجه گزارش می شود:

کم خطر: نشانه آن است که به احتمال بیش از 99 درصد جنین از نظر اختلالات کروموزوم های 21، 18 و 13 در محدوده کم خطر می باشد
پر خطر: نشانه آن است که به احتمال بیش از 99 درصد جنین از نظر اختلالات کروموزوم های 21، 18 و 13 در محدوده پرخطر بوده و برای تأئید جواب باید یک تست تشخیصی تهاجمی نظیر آمنیوسنتز را انجام شود.
بدون نتیجه: در موارد خیلی نادر، بدلیل ناکافی بودن میزان cffDNA در خون مادر (ناشی از وزن بالای مادر و یا سن پایین جنین) تست جواب نداده و نیاز به خونگیری مجدد داریم.

مزایای این تست

تست NIPT نسبت به سایر تست های غربالگری این مزایا را دارد:

مثبت کاذب کمتر: احتمال مثبت کاذب این تست زیر یک درصد برای تریزومی های 21، 18 و 13 است.
قدرت تشخیص بالاتر: بدلیل تفکیک DNA آزاد موجود در گردش خون مادری با منشاء جنینی (cffDNA) از DNA آزاد با منشاء مادری (cfmDNA) که در این روش انجام می گیرد، قدرت تشخیص به بالای 99 درصد برای اختلالات کروموزوم های 21، 18 و 13 می رسد.
صحت بالای تعیین جنسیت: قدرت تشخیص جنسیت در این روش بالای 97% است که نسبت به بسیاری از تست های مشابه خود بالاتر است.
عدم وجود احتمال سقط جنین: بر خلاف روش های تشخیصی تهاجمی، بدلیل آنکه این تست فقط بر روی خون مادر انجام می شود، ریسکی برای ایجاد سقط جنین ندارد.
عدم تاثیر پذیری از بارداری های قبلی: از آنجائیکه نیمه عمر cffDNA کمتر از 2 ساعت است بنابراین بارداری های قبلی اختلالی در نتیجه تست ایجاد نمی کند.
o تشخیص زود هنگام: این تست از هفته 10 بارداری قابل انجام است.
o جوابدهی سریع: جواب بین 3 تا 7 روز کاری بعد از نمونه گیری آماده می شود.
o بهترین پروتکل غربالگری بعد از هفته 22 بارداری



به اشتراك گذاري در:

knowclub

facebook

Blogmarks

del.icio.us

Digg

Ma.gnolia

My Web 2.0

Newsvine

Reddit

Segnalo

Simpy

Spurl

Telegram.me



Faviconخواص توت خشک 16 Aug 2017, 7:17 pm

خانواده توت‌ها بسیار متنوع هستند از جمله توت سفید، شاه توت، تمشک، بلوبری و گوجی بری که میوه‌هایی بسیار مفید برای سلامت بدن هستند؛ توت سفید یکی از مفید‌ترین میوه‌ها برای حفظ سلامت بدن است، توت سفید را می‌توان به صورت تازه یا توت خشک شده مصرف کرد.

به گزارش خبرنگار سایت پزشکان بدون مرز، توت خشک را می‌توان به عنوان تزئین شیرینی و کیک ها، به عنوان میان وعده همراه با ماست، طعم دهنده در کنار نوشیدنی هایی همچون چای و یا به عنوان یک تنقل به تنهایی مصرف کرد.
خواص توت خشک برای سلامتی

توت سفید حاوی آنتی اکسیدان هایی همچون آنتوسیانین و رزوراترول است که هر 2دارای خواص ضد التهابی، کاهش فشارخون، جلوگیری از ابتلا به بیماری‌های قلبی عروقی، قابلیت بهبود جریان خون و نیز جوان سازی پوست هستند.

فیبر موجود در توت سفید یک منبع عالی برای حفظ سلامت بدن به ویژه دستگاه گوارش، کاهش قند خون و جلوگیری از ابتلا به دیابت و چاقی است.

اگر دچار کم خونی یا کمبود انر‍ژی برای انجام فعالیت‌های روزانه خود هستید می‌توانید با مصرف منظم این میوه به وی‍ژه نوع خشک مشکل خود را برطرف کنید.

توت خشک منبع بسیار غنی از آهن و پروتئین است و می‌تواند در رفع کم خونی و نیز افزایش انرژی مورد نیازبدن بدون نگرانی از چاقی واضافه وزن موثر باشد.

باوجود تمامی مزایای توت برای سلامتی قبل از مصرف باید به طور کامل شسته و ضدعفونی شود، همچنین توت خشک را باید تنها از مراکز عرضه کننده معتبر خریداری کرد، زیرا به شدت مستعد کرم خوردگی است.

بهتر است توت تازه را گرفته به صورت خانگی خشک کنید و در یک بازه زمانی کوتاه مصرف کنید، این ماده خوراکی خوش طعم را می‌توانید در یخچال یا فریزر برای مصارف بعدی نگهداری کنید.

افراد مبتلا به دیابت باید در مصرف توت حد اندازه و استاندارد را رعایت کنند، زیرا با وجود دارا بودن قند میوه، فروکتوز امکان دارد در این دسته از بیماران مصرف بیش از حد آن باعث بالا رفتن قند خون شود.

سایر اعضای خانواده توت از جمله تمشک، شاه توت و بلوبری نیز دارای خواص مشابهی با توت سفید هستند و به دلیل دارابودن ترکیبات آنتی اکسیدان می‌توانند از بدن در مقابل عوامل بیماری زا و ابتلا به سرطان محافظت کنند.

توت پرخاصيت و پركالري است.داراي آنتي اكسيدان، فيبر، انواع ويتامين، تانن، املاح معدني، پكتين و سقز است.

قند موجود در توت سفيد براي كساني كه مبتلا به مرض قند هستند ضرر ندارد.

درخت توت از درختان بزرگ و مرتفعي است كه ارتفاع آن به 20 متر و قطرش به يك متر مي‌رسد. اين درخت بومي چين است و در چين مركزي و شرقي به صورت بومي وجود دارد. توت قرن‌ها پيش به اروپا برده شد. اين درخت در آمريكا در اوايل دوران استقلال اين كشور به عنوان منبع غذايي براي كرم ابريشم مورد استفاده قرار گرفت.

پوست شاخه‌هاي جوان نيز براي بسته‌بندي و بستن پيوند مورد استفاده قرار مي‌گيرد. برگ درخت توت سفيد، به عنوان تنها غذاي كرم ابريشم، اهميت اقتصادي ويژه‌اي ‌دارد و گاه درخت توت اساسا به همين منظور كاشته مي‌شود.

 

توت پرخاصيت

توت ميوه‌اي پرخاصيت و البته پركالري است.

يكصد گرم توت كه تقريبا معادل يك فنجان است حاوي 61 كالري انرژي است.

هر فنجان توت حاوي 0.9 گرم پروتئين است.

البته بايد توجه داشت كه پروتئين توت، پروتئين گياهي است.

اين حجم توت 1.1 گرم چربي دارد و حاوي 16 ميلي‌گرم كلسيم است.

ميزان كلسيم توت قابل توجه است.

بد نيست بدانيد ميزان توصيه شده‌ كلسيم 800 ميلي‌گرم در روز است.

يكصد گرم توت همچنين حاوي:

0.8 ميلي‌گرم آهن

280 واحد بين‌المللي ويتامين آ

0.02 ميلي‌گرم ويتامين بي يك

0.06 ميلي‌گرم ويتامين بي 2

1.1 ميلي‌گرم ويتامين B3

16 ميلي‌گرم ويتامين c

توت همچنين حاوي مقادير بالايي آب، فيبر، تانن و منيزيم است.

بد نيست بدانيد هر 100گرم توت خشك 360 كالري انرژي توليد مي‌كند.

خواص درماني توت

قند موجود در توت سفيد براي كساني كه مبتلا به مرض قند هستند ضرر ندارد.

به همين علت به آنها توصيه مي‌شود به جاي قند، چاي را با توت خشك بخورند.

اين ميوه خوشمزه داراي آنتي‌اكسيداني به نام آنتوسيانيد است.

آنتي‌اكسيدان موجود در اين ميوه فوايد بسياري براي سلامتي دارد كه يكي از آنها كاهش ميزان كلسترول بد خون و جلوگيري از ابتلا به بيماري‌هاي قلبي و عروقي است.

نقش ديگر آنتي‌اكسيدان‌ها پيشگيري از سرطان است،

به همين دليل مصرف توت براي پيشگيري از سرطان توصيه مي‌شود.

توت سفيد حاوي فيبر فراواني است، به همين دليل ملين خوبي است.

توت در سهل كردن جريان ادرار نيز نقش دارد.

مصرف اين ميوه وزن را كاهش مي‌دهد.

طبق يافته‌هاي پژوهشگران فيبرهاي نامحلول موجود در توت كالري جذب شده در بدن را كاسته و موجب كاهش وزن مي‌شود.

توت حاوي مقدار قابل توجهي ويتامين c و آهن است،

از اين رو مصرف آن براي كساني كه كم‌خوني دارند توصيه مي‌شود.

جوشانده پوست خشك شاخه‌هاي جوان و تازه درخت اين ميوه، ملين و روان‌كننده مزاج است.

توت به علت داشتن انواع ويتامين‌هاي گروه B در كاهش و رفع ترس، عصبانيت، خمودي، اضطراب و هيجان موثر است.

ويتامين A موجود در توت باعث رشد ناخن‌ها و تقويت چشم مي‌شود.



به اشتراك گذاري در:

knowclub

facebook

Blogmarks

del.icio.us

Digg

Ma.gnolia

My Web 2.0

Newsvine

Reddit

Segnalo

Simpy

Spurl

Telegram.me



Faviconدلایل مرگ جنین در رحم 16 Aug 2017, 1:09 pm

در بسیاری از موارد، با وجود بررسی‌های جامع، علت مرگ هرگز مشخص نمی‌شود و در موارد دیگر ممکن است مرگ جنین بیش از یک علت داشته باشد.

به گزارش خبرنگار سایت پزشکان بدون مرز، علتهای شایعی که می‌تواند باعث مرگ جنین شود عبارت است از:

رشد کند جنین: کودکانی که سرعت رشد آهسته‌ای دارند، ریسک بسیار بالاتری برای مرگ جنینی دارند، به خصوص آن دسته از کودکانی که رشدشان دچار مشکل شده باشد.

جدا شدن زودرس جفت: دلیل شایع دیگر برای مرگ جنین زمانی است که جفت قبل از زایمان، از دیوارۀ رحم کنده می‌شود.

مشکلات مادرزادی: ناهنجاری‌های کروموزومی، ژنتیکی و مشکلات ساختاری می‌تواند باعث مرگ جنین شود. برخی جنین‌های مرده در رحم به چندین نقص مادرزادی مبتلا هستند.

عفونت: عفونت مادر، جنین یا جفت از دیگر علت‌های شایع مرگ جنین است، به خصوص اگر عفونت پیش از هفتۀ ۲۸ بارداری اتفاق بیفتد. عفونت‌های شناخته‌شده‌ای که در مرگ جنین تأثیر دارند شامل بیماری پنجم یا پاروویروس، سیتومگالوویروس، لیستریوز و سیفلیس است.

مشکلات مربوط به بند ناف: مشکلات مربوط به بند ناف در تعداد اندکی از مرگ‌های جنینی مؤثر است. در صورت وجود گره در بند ناف یا اتصال نامناسب بند ناف به جفت، اکسیژن کافی به جنین نمی‌رسد و محرومیت از اکسیژن ممکن است باعث مرگ شود. ناهنجاری‌های بند ناف بین کودکان سالم نیز رایج است و به ندرت تنها دلیل مرگ جنین در رحم است.

اتفاق‌های دیگری از جمله کمبود اکسیژن در طول فرایند زایمان، مشکل یا آسیب جدی به مادر مانند تصادف ماشین نیز می‌تواند باعث مرگ جنین در رحم شود.
عوامل افزایش‌دهندۀ خطر مرگ جنین

اگرچه مرگ جنین در بارداری موضوع شایعی نیست اما در برخی زنان، احتمال بروز این عارضه بیشتر است. احتمال مرگ جنین در رحم با وجود شرایط زیر بیشتر خواهد بود:

– سابقۀ مرگ جنین در رحم یا محدودیت رشد داخل ‌رحمی
– سابقۀ زایمان زودرس، فشار خون بالا در دوران بارداری یا مسمومیت حاملگی
– وجود بیماری‌های مزمن مانند لوپوس، فشار خون، دیابت، مشکلات کلیوی، ترومبوفیلی که اختلالی است که منجر به ایجاد لخته خون می‌شود یا بیماری‌های تیروئید
– وجود مشکلاتی مانند محدودیت رشد داخل رحمی، فشار خون بالا، مسمومیت حاملگی یا کلستاز داخل کبدی در بارداری فعلی
– مصرف سیگار، نوشیدنی‌های الکلی یا استفاده از برخی مواد مخدر در طول بارداری توسط مادر
– چاقی مفرط مادر

روش‌های خارج کردن جنین مرده از رحم

پزشک می‌تواند بعد از تشخیص مرگ جنین، هرچه سریع‌تر نسبت به زایمان و خارج کردن جنین اقدام کند یا با توجه به شرایط مادر و زمان بارداری، مدتی را برای زایمان طبیعی و خروج جنین منتظر بماند. مادر در طول این مدت، توسط پزشک تحت نظر قرار می‌گیرد تا دچار عفونت یا ایجاد لخته خون نشود. برای خروج جنین مرده، از دو روش القای زایمان یا عمل اتساع و تخلیه به شکل زیر استفاده می‌شود:

القای زایمان:

اگر مادر در سه ماهۀ سوم بارداری باشد، معمولاً از این روش استفاده می‌شود. در این روش اگر دهانۀ رحم مادر هنوز برای زایمان آماده نباشد و به حد کافی باز نشده باشد، پزشک با ورود دارو به واژن، فرایند باز شدن دهانۀ رحم را تسریع می‌کند و سپس با تزریق هورمون اکسی‌توسین که منجر به انقباضات رحمی می‌شود، فرایند زایمان را آغاز می‌کند. بسیاری از زنان قادر به زایمان از طریق واژن هستند.

اتساع و تخلیۀ رحم یا کورتاژ:

اگر مادر در سه ماهۀ دوم بارداری باشد و امکانات پزشکی کافی باشد، پزشک می‌تواند جنین را توسط عملی به نام اتساع و تخلیه یا کورتاژ تخلیه‌ای از رحم خارج کند. این روش ممکن است با بیهوشی کامل یا از طریق بی‌حسی موضعی و تزریق آرام‌بخش انجام شود و در آن پزشک ابتدا دهانۀ رحم را باز و سپس با استفاده از ابزار‌هایی، جنین و جفت را از رحم جدا و توسط دستگاه ساکشن و مکنده از رحم خارج می‌کند.

اقداماتی پس از خارج کردن جنین

بعد از خارج کردن جنین از رحم، تیم پزشکی می‌تواند با انجام آزمایش به تشخیص علت‌های مرگ جنین بپردازد. بلافاصله پس از خروج جنین از رحم، جفت، غشاها و بند ناف مورد بررسی قرار می‌گیرند. در صورت موافقت خانواده، آزمایش‌های ژنتیک و رادیوگرافی اشعۀ ایکس یا MRI روی جنین انجام خواهد شد تا علت‌های احتمالی مرگ جنین بررسی شود.

هرچند ممکن است معاینات و بررسی‌ها نتواند دلیل قطعی مرگ جنین را مشخص کند، اما اطلاعات مناسبی در اختیار پزشک قرار می‌دهد. پزشک می‌تواند با استفاده از اطلاعاتی که به دست آورده است، به زوج مورد نظر برای بارداری بعدی مشاوره‌های مناسبی بدهد.



به اشتراك گذاري در:

knowclub

facebook

Blogmarks

del.icio.us

Digg

Ma.gnolia

My Web 2.0

Newsvine

Reddit

Segnalo

Simpy

Spurl

Telegram.me



Faviconنکاتی در خصوص سرطان تخمدان 16 Aug 2017, 12:16 pm

رشد بدخیم و غیرطبیعی سلول های تخمدان موجب ایجاد سرطان تخمدان (Ovarian cance) می‌ شود که در سنین مختلف از قبل از بلوغ، دوران بارداری و پس از یائسگی دیده می ‌شود. سرطان ‌های تخمدان بسیار متعدد و متنوع هستند و شدت رشد و سرعت بیماری بر حسب نوع سرطان تخمدان متفاوت است. ولی به طور کلی در سنین قبل از یائسگی شایع‌ تر است. در حدود یک درصد از سرطان ‌های تخمدان زیر 20 سالگی ایجاد می ‌شود. شایع ‌ترین سن ابتلا حدود 40 تا 50 سالگی است و 30 تا 40 درصد بدخیمی ‌های تخمدان بعد از 65 سالگی رخ می ‌دهد.

به گزارش خبرنگار سایت پزشکان بدون مرز، علت آن در تمام موارد قابل تشخیص نیست. ارتباط ژنتیک و ارثی در برخی انواع سرطان تخمدان وجود دارد. بنابراین اگر در مادر یا خواهر یک خانم، سابقه سرطان تخمدان وجود داشته باشد، خطر ابتلا در ایشان بیشتر از سایر افراد است. چاقی و مصرف غذاهای چرب هم در افزایش سرطان‌ های مختلف از جمله سرطان تخمدان موثر است. سرطان تخمدان در خانم‌ هایی که زایمان نداشته ‌اند بیشتر از کسانی است که بارداری و زایمان داشته ‌اند.

بلوغ زودس و یائسگی دیررس هم خطر این سرطان را افزایش می ‌دهد. مصرف قرص ‌های ضدبارداری ممکن است در کاهش سرطان تخمدان نقش داشته باشد و کسانی که از قرص‌ های ضدبارداری استفاده می‌ کنند کمتر به این سرطان مبتلا شوند.

قرص ‌های ضد بارداری خوراکی تنها روش توصیه شده برای پیشگیری از سرطان تخمدان است. خطر ابتلا به این نوع سرطان در بیمارانی که قرص ‌های ضد بارداری خوراکی مصرف کرده‌ اند، به نسبت کسانی که از داروهای ضد بارداری استفاده نمی ‌کنند کمتر است. بارداری و زایمان هم به کاهش شیوع آن کمک می ‌کند.

علایمی سرطان تخمدان:

به علت قرار گرفتن تخمدان ‌ها در عمق لگن، علایم سرطان تخمدان دیر ظاهر می ‌شود. مهم‌ ترین علامت آن، وجود یک توده یا تومور در داخل لگن به هنگام معاینه است که ممکن است با درد و فشار در لگن، یبوست یا تکرر ادرار، خود را نشان بدهد.

درد شدید در قاعدگی و درد در موقع مقاربت ممکن است از علایم دیگر این تومورها باشد. بنابراین توجه به علایم فوق اهمیت دارد و به خصوص خانم‌ ها در صورت احساس بزرگی شکم حتما باید مورد بررسی قرار گیرند.

اختلالات قاعدگی و خون‌ ریزی در خانم‌ های مُسن که سال‌ ها است یائسه شده‌ اند از دیگر علایم این تومورها است.

متاسفانه وقتی تومور تخمدان موجب بزرگی شکم، خون ‌ریزی یا وجود مایع در شکم می ‌شود ممکن است مدت‌ ها از شروع بیماری گذشته باشد، بنابراین به کلیه خانم‌ ها در سنین باروری و پس از یائسگی باید توصیه کرد که حتی در صورتی که هیچ‌ گونه مشکلی ندارند حداقل سالانه مورد معاینات لگنی انجام پاپ ‌اسمیر قرار گیرند و در صورت شک به توده‌ های لگنی، سونوگرافی رحم و تخمدان ‌ها خصوصا به طریق واژینال برای بررسی دقیق، انجام شود.

برای تشخیص زودرس لازم است کلیه خانم‌ ها حداقل سالی یک بار به پزشک مراجعه و تحت معاینه دقیق لگنی و پاپ ‌اسمیر و در صورت نیاز سونوگرافی قرار گیرند چون این بیماری اگر زود و در مراحل اولیه تشخیص داده شود موفقیت در درمان بسیار خوب خواهد بود.

متاسفانه در اکثریت موارد سرطان‌ های تخمدان، خانم‌ ها در مراحل پیشرفته به پزشک مراجعه می ‌کنند. خانم ‌هایی که سابقه سرطان تخمدان در خانواده دارند لازم است به طور مرتب تحت معاینه و آزمایشات لازم قرار گیرند.

علائمی که در صورت مشاهده آن باید به پزشک مراجعه کرد:

– احساس سنگینی و فشار در لگن،
– احساس بزرگی شکم، تغییر در وضعیت قاعدگی
– خون‌ ریزی یا لکه ‌بینی پس از یائسگی
– تغییر در وضعیت اجابت مزاج و یبوست
– تکرر ادرار
– درد یا خون ‌ریزی به هنگام مقاربت و تهوع
– بی ‌اشتهایی و سیری زودرس.

درمان سرطان تخمدان:

درمان در اکثر موارد جراحی است. وسعت درمان به نوع سرطان و میزان انتشار آن در داخل لگن و سایر قسمت‌ های بدن و سن وتمایل بیمار برای بارداری بعدی بستگی دارد.

بر اساس نوع تومور ممکن است از شیمی ‌درمانی هم استفاده شود.

در خانم‌ های یائسه برداشتن رحم و لوله‌ ها و تخمدان ‌های دو طرف و نمونه‌ گیری از قسمت‌ های مختلف لگن و شکم انجام می‌ شود.

در خانم‌ های جوان در صورتی که سرطان زود تشخیص داده شود، می ‌توان رحم را حفظ کرد تا در سال‌ های بعد بارداری داشته باشد.

چندین نوع از سرطان‌های تخمدان وجود دارد؛ از جمله سرطان اپی‌تلیال، سرطان بوردرلاین و سرطان سلول‌های زاینده. شایع‌ترین نوع، سرطان سلول‌های اپی‌تلیال یا سلول‌های پوشش‌دهنده تخمدان‌هاست و حدود 80 تا 90درصد سرطان‌های تخمدان از این نوع هستند. سرطان‌های بوردرلاین یا سرطان سلول‌های بنیادین سرطان‌های نسبتا خوش‌خیم‌تر و كم‌خطرتری هستند كه با یك جراحی كوچك قابل درمانند. سرطان سلول‌های زاینده یا جرم سل تخمدان هم بین 5 تا 10درصد سرطان‌های این عضو است و در سلول‌هایی كه در آینده به تخمك بدل می‌شوند، رخ می‌دهد.

آنهایی كه فرزند ندارند بیشتر در خطر سرطان تخمدان هستند

به طور كلی می‌توان چند عامل خطر اصلی را در مورد سرطان تخمدان ذكر كرد:

1- نداشتن فرزند و باردار نشدن، دخترانی كه ازدواج نمی‌كنند یا پس از ازدواج باردار نمی‌شوند بیشتر درمعرض ابتلا به این بیماری هستند.

2- هرقدر سن بالاتر رود احتمال ابتلا به بیماری بیشتر می‌شود. عموما این سرطان زنان بالای 50 سال را به‌خود درگیر می‌كند و بیشترین افراد مبتلا بین 55 تا 60 سال را دارند.

3- داشتن سابقه ابتلا به سرطان تخمدان در یكی از افراد نزدیك خانواده از مهم‌ترین فاكتورهای ابتلا به این بیماری است. مطالعات همچنین نشان داده ابتلای نزدیكان فرد به سرطان‌‌های روده بزرگ، ركتوم، رحم یا سرطان سینه هم احتمال ابتلای فرد به سرطان تخمدان را افزایش می‌دهد.

4- زنانی كه برای برطرف كردن علائم دوران یائسگی تحت هورمون درمانی قرار می‌گیرند و برای آنها داروهای هورمونی صرفا استروژنی تجویز می‌شود، اگر برای 10سال این هورمون‌ها را دریافت كنند احتمال ابتلای آنها به سرطان تخمدان افزایش می‌یابد.

5- برخی تحقیقات نشان داده، داروهای تحریك‌‌كننده تخمدان‌ها كه برای استفاده‌كنندگان از شیوه درمان ناباروری IVF تجویز می‌شود، احتمال بروز سرطان تخمدان از نوع بوردرلاین را افزایش می‌دهد.

6- زنانی كه به بیماری آندومتریوز مبتلا هستند احتمال بیشتری برای ابتلا به سرطان تخمدان دارند.

7- زنان با اضافه‌وزن زیاد و دارای BMI بالای 30 هم احتمال ابتلای بیشتری دارند.

8- زنان پاكستانی، نروژی، ایسلندی، لهستانی و هلندی بالاترین درصد مبتلایان به این بیماری را تشكیل می‌دهند.



به اشتراك گذاري در:

knowclub

facebook

Blogmarks

del.icio.us

Digg

Ma.gnolia

My Web 2.0

Newsvine

Reddit

Segnalo

Simpy

Spurl

Telegram.me



Faviconمروری بر توده های تخمدان 16 Aug 2017, 12:08 pm

توده های آدنکسی تنها به اختلالات تخمدان مربوط نمی شوند. چنین توده ای می تواند از لوله های فالوپ ، لیگامان پهن ، روده و نیز رحم منشا گرفته باشد. در دوره نوجوانی تا میانه دههی 20 ، بیشتر کیست های تخمدان خوش خیم هستند. کیست هموراژیک جسم زرد و کیست فولیکولی شایع هستند . در این دوره سنی باید مراقب توده های توپر بود . تومورهای ژرم سل عمدتاً توپر و یکطرفه هستند و هرچند نادر هستند اما تنها در این دوره سنی ایجاد می شوند.

به گزارش خبرنگار سایت پزشکان بدون مرز، در سنین بالاتر باروری ، همچنان شیوع تومور های خوش خیم بیشتر است. کیست های درمویید و سیست آدنوم ها در صدر نئوپلاسم ها هستند.

بیشترین نگرانی در زنان یائسه وجود دارد . هرچند در این زنان بیشتر توده ها خوش خیک هستند ، اما خطر ایجاد نئوپلاسم های بدخیم ( به ویژه کانسرهای اپی تلیالی تخمدان ) افزایش قابل توجهی دارد.

مرور توده های آدنکسی:

کیست های غیر نئوپلاستیک :

کیست فولیکولار: شایع ترین نوع کیست فیزیولوژیک می باشد.

کیست جسم زرد : این نوع کیست 3- 10 سانت اندازه دارد . در صورت پایدار ماندن و نیاز به جراحی باید به فکر لاپاراسکوپی بود.

کیست های اندومتریوتیک : با چسبندگی متراکم لیگامان پهن یا کول – دو ساک همراه هستند و برداشتن آنها دشوار می باشد. اغلب محتوا به رنگ شکلاتی و غلیظ می باشد. کارسینوم اندومترویید و سلول روشن تخمدان می توانند با کیست های اندومترویید تخمدان همراه باشند.

نئوپلاسم های تخمدان:

توده های اپی تلیالی:

1- تومورهای سروز: شایع ترین نوع بافت شناسی هستند و انواع خوش خیم آن حدود 70 % از تمامی نئوپلاسم های خوش خیم را تشکیل می دهند.

2- تومورهای میسینو: 25 % از تمامی نئوپلاسم های خوش خیم تخمدان را تشکیل می دهند. این تومورها می توانند اندازه بزرگی پیدا کرده و چند حفره ای باشند.

3- تومور های اندومترویید: بیشتر نئوپلاسم های اندومترویید تخمدان بدخیم هستند و نوع خوش خیم کمتر شایع می باشد.

4- تومورهای سلول روشن: این تومورها نیز به ندرت خوش خیم بوده و اکثراً بدخیم هستند.

5- تومورهای سلول ترانزیشنال:

تومورهای ژرم سل:

1- کیست درمویید تومور خوش خیم و شایعی می باشد که می تواند هر سنی را گرفتار کند.

شایع ترین سن تشخیص این ضایعه

دوران باروری می باشد.

2- تومورهای ژرم سل بدخیم : این تومور شایع ترین بدخیمی تخمدان در زنان حامله می باشد.

تومورهای استرومایی:

بیشتر تومورهای تولید کننده هورمون از این نوع هستند . این تومور بزرگ و هموراژیک است و می تواند درد ایجاد کند.

تومورهای متاستاتیک :

3-5 % از بدخیمی های تخمدان متاستاتیک هستند و بیشتر این تومورها از اعضا تولید مثلی منشا می گیرند. شایع ترین محل های غیر ژنیکولوژیک پستان یا دستگاه گوارش می باشد.

ارزیابی رادیولوژیک:

1- سونوگرافی ترانس واژینال: توده هایی که یک یا چند مورد از این مشخصات را داشته باشند باید جراحی شوند:
-توپر
-اندازه بیش از 10 سانت
-وجود سپتوم های ضخیم و متعدد
-وجود پاپی یا ساختمان های ندولر

چند نکته مهم وجود دارد:
-مقدار زیاد مایع خطرناک و می تواند نشانه بدخیمی باشد
-وجود کلسیم در مجاورت چربی نشان دهنده تومور درمویید است
-اندومتریوم ها می توانند دردسر ساز باشند

سونوگرافی داپلر:

2- سی تی اسکن :

3- تصویربرداری با رزونانس مغناطیسی (MRI)

4- PET اسکن

شاخص های تومور:

مهمترین شاخص تومور برای کانسرهای اپی تلیالی تخمدان CA-125 است که مقادیر بیش از 35U/ml غیر طبیعی می باشد.

علل خوش خیم افزایش CA – 125

علل ژنیکولوژیک

اندومتریوز

لیومیوم

آدنومیوز

بیماری التهابی لگن

قاعدگی در فاز لوتئال

هایپر استیمولاسیون تخمدان

حاملگی

سیست آدنوم تخمدان

علل غیر ژنیکولوژیک

نارسایی قلبی

بیماری مزمن کلیوی

بیماری مزمن کبدی

کولیت ، آپاندیسیت ، دیورتیکولیت

پنومونی

SLE

پریتونیت

دیابت کنترل نشده

پانکراتیت

سایر بدخیمی هایی که می توانند سبب افزایش این تومور مارکر شوند عبارتند از:
-کانسر کولون
-کانسر ریه
-کانسر پستان
-کانسر پانکراس
-کانسر واژن
-کانسر اندومتر

-کانسر لوله فالوپ

CA-125 شاخص ارزشمندی برای پیگیری وضعیت کانسر تخمدان است و در 95% از بیماران این شاخص با

دقت پیشرفت یا پسرفت بیماری را نشان میدهد.

 

ارزیابی جراحی:

1- شایع ترین نوع انسیزیون برش عرضی بالای موی پوبیس می باشد. ولی برای انجام مرحله بندی انسیزیون عمودی استفاده می شود.

2- شست وشو جهت تهیه نمونه سیتولوژی

3- تجسس قسمت های دیگر شکم

4- بررسی توده آدنکسی

کانسر تخمدان عمدتاً زنان یائسه را مبتلا می کند بنابراین در هنگام ارزیابی جراحی ممکن است نیاز به هیسترکتومی و برداشتن دوطرفه آدنکس ها باشد. اما بدخیمی مشابه در زنان جوان ممکن است تنها با برداشتن عضو درگیر همراه باشد.

مروری بر انواع توده های تخمدانی

کیست فانکشنال
گاهی کیست های عملکردی، فانکشنال یا فیزیولوژیک که بی خطر هم هستند، غیرطبیعی شناخته می شوند و بیمار بدون دلیل جراحی می شود در صورتی که درمان بسیاری از کیست های خوش خیم، درمان انتظاری است.

کیست فولیکولی
کیست فولیکولی روی سطح تخمدان رشد کرده و به بیش از سه سانتی متر می رسد.
دیواره آن اغلب نازک بوده و به شش تا هشت سانتی متر هم می رسد. معمولا بعد از دو ماه هم خودبه خود از بین می رود، ولی می توان برای از بین بردنش از داروهای ضد بارداری نیز استفاده کرد.

کیست جسم زرد
این کیست اندازه بزرگ تری دارد و به سه تا ده سانتی متر هم می رسد. یکی از مشکلات کیست جسم زرد خونریزی است. خونریزی به جمع شدن لخته منجر می شود. باقی ماندن طولانی لخته، گاه نیاز به لاپاراسکوپی را ضروری می کند. بیمارانی که هپارین یا وارفارین مصرف می کنند و مشکلات انعقادی دارند، بیشتر ممکن است دچار پارگی و خونریزی ناشی از آن شوند.

کیست تکالوتئینی
کیست تکالوتئینی در بارداری های چند قلویی یا مولار بیشتر ظاهر می شود و با برطرف شدن عامل ایجادکننده کیست نیز بتدریج از بین می رود. این کیست هم رشد سریعی دارد و ممکن است بسیار بزرگ باشد

اندومتریوز
آندومتریوز وجود بافت رحم در جایی غیر از حفره رحمی است. یکی از مناطقی که ممکن است بافت رحم در آن رشد کند، تخمدان است. محتویات این کیست ها در اصطلاح شکلاتی و از مشکلات عمده آن چسبندگی بین بافت هاست. آندومتریوز حاوی لخته و خون است و در سونوگرافی گاه با یک بدخیمی اشتباه گرفته می شود. اغلب دوطرفه و درمان نیز جراحی است. این کیست در تخمدان نشان دهنده آن است که بیماری، آندومتریوز پیشرفته است. برای درمان هم اگر بیمار دیگر خواهان باروری نباشد، بهترین راه برداشتن تخمدان ها و رحم است

پلی کیستیک
همان طور که از نامش پیداست، در این سندرم تعداد زیادی کیست روی تخمدان وجود دارد، اما وجود تعدادی کیست روی تخمدان نمی تواند این تشخیص را قطعی کند که بیمار به سندرم تخمدان پلی کیستیک مبتلاست. در کنار گزارش سونوگرافی، حتما باید علائم بالینی هم وجود داشته باشد. الیگومنوره یعنی پریود هایی با فواصل زیاد در بیمار، نشانگر این است که او تخمک گذاری درستی ندارد، (تخمک گذاری مزمن با پریود های فاصله دار) افزایش آندروژن نیز در این بیماران دیده می شود که علائمی مانند افزایش موهای زائد،ریزش مو با الگوی مردانه و جوش های پوستی را به همراه دارد.

در سونوگرافی معمولا تعداد فولیکول ها بالاست. یعنی بیش از ۱۲ فولیکول وجود دارد و گاه حجم تخمدان هم افزایش می یابد. همه موارد ذکر شده باید با هم باشد تا تشخیص بیماری نهایی شود. سندرم تخمدان پلی کیستیک گاهی به افزایش وزن منجر می شود و مهم تر این که مقدار استروژن در بدن این خانم ها به دلیل عدم تخمک گذاری بالاست و همین می تواند در آینده خطر ابتلا به سرطان رحم را در آنها بیشتر کند. شاید این تصور پیش آید که تعداد مبتلایان به سندرم پلی کیستیک رو به افزایش است، اما در عین حال قدرت تشخیص بالا رفته است.

در گذشته شاید پر مویی در زنان یا تاخیر های طولانی مدت در عادت ماهانه چندان به نظر نمی رسید، ولی امروزه با ده روز تاخیر، بیماران بسرعت به پزشک مراجعه می کنند تا دلیل را جویا شوند و به همین دلیل کشف بیماری راحت تر و سریع تر شده است. در هر صورت بیماری زمینه محیطی و ژنتیک دارد و احتمال ابتلا به دیابت شیرین، بیماری های قلبی ـ عروقی، افزایش فشار خون و نازایی نیز در بیماران زیاد است.

کیست های بدخیم، الگویی متفاوت دارند
کیست های بدخیم نیز انواع مختلفی دارند، اما اگر بخواهیم به آنها به طور کامل اشاره کنیم شاید بحث، کمی تخصصی شود. این کیست ها علائمی دارند که آنها را از نوع خوش خیم متمایز می کند. اگر در معاینه، توده ای در ناحیه لگن و اطراف تخمدان ها حس شود، سونوگرافی واژینال درخواست می شود چون دید بهتری نسبت به سونوگرافی شکمی دارد.

توده های بدخیم چه شکلی هستند؟
در سونوگرافی توده های توپر، دوطرفه و بیش از ده سانتی متر که دیواره ضخیم دارند یا دیواره داریا ندول دار گزارش شده است، شک به بدخیمی افزایش می یابد و این موارد باید بیشتر بررسی شود. تکرار سونوگرافی واژینال یا آزمایش های تومور مارکر کمک کننده است.
البته توده هایی که در ظاهر خوش خیم اند، اما رشدی فزاینده دارند، به واکنش سریع تری نیاز دارند و حتما احتمال بدخیمی را باید رد کنیم. در این موارد برای بالابردن قدرت تشخیص از سونوگرافی داپلر استفاده می شود تا جریان خون در آن منطقه بررسی شود. در توده های بدخیم معمولا افزایش جریان خون دیده می شود.

سرطان تخمدان معمولا در زنان بیشتر از ۴۵ سال دیده می شود، اما عوامل خطر و محافظتی شامل این موارد است:
-داشتن یک فرزند می تواند زن را در برابر سرطان تخمدان محافظت کند.
-مصرف قرص های جلوگیری از بارداری به مدت پنج سال از سرطان تخمدان جلوگیری می کند ولی خطر ابتلا به سرطان دهانه رحم را بیشتر می کند.

-اگر یکی از خویشاوندان درجه یک یا دو به سرطان تخمدان مبتلا باشد، خطر ابتلا بسیار زیاد است و معمولا سرطان پستان و تخمدان با هم همراهی دارند.
-ابتلای یکی از افراد خانواده در سن پایین نیز احتمال خطر را بیشتر می کند.

-مشاوره ژنتیک برای افراد در معرض ابتلا توصیه می شود
کسانی که در خانواده شان ابتلا به سرطان تخمدان یا پستان دیده شده است، باید مشاوره ژنتیک و آنالیز شجره نامه ای انجام دهند. اگر در خانمی این جهش ژنی دیده شود و تعداد بچه ها هم کامل شده باشد، به صورت پیشگیری، برداشتن تخمدان، رحم و لوله های فالوپ را توصیه می کنیم. البته این کار صددرصد فرد را از ابتلا مصون نگه نمی دارد زیرا ممکن است از ناحیه اطراف رحم مانند صفاق پوشاننده، سرطان آغاز شود، ولی خطر را بشدت کاهش می دهد. البته مصرف قرص های ضد بارداری برای این گروه از خانم ها می تواند نقش پیشگیرنده داشته باشد.

توده های تخمدان پیش از بلوغ
توده در کودکان شایع نیست و اگر توده ای پیش از بلوغ در دختری دیده شود، حتما کاریوتیپ درخواست می کنیم و از نظر کروموزمی بررسی می شود.



به اشتراك گذاري در:

knowclub

facebook

Blogmarks

del.icio.us

Digg

Ma.gnolia

My Web 2.0

Newsvine

Reddit

Segnalo

Simpy

Spurl

Telegram.me



Faviconسکته مغزی یا Stroke 16 Aug 2017, 11:57 am

وضعیت غیر طبیعی در گردش خون مغزی همراه با علائم و نشانه هایی است که به محل درگیری بستگی دارد و از واژه حمله مغزی عروقی (cerebrorascalor accident) یا CVA به جای استروک استفاده شده است که به وضعیت عروقی مغزی در هنگام ضایعات ایسمکمیک و هموراژیک دلالت می کند .

به گزارش خبرنگار سایت پزشکان بدون مرز، از لحاظ بالینی استروک همراه با انواع نقص ها شامل تغییراتی در سطح هوشیاری ، اختلالات جسمی ، حرکتی ، شناختی ، درکی و عملکرد زبانی می باشد . برای اثبات وجود استروک ، اختلالات عصبی موضعی باید حداقل به مدت ۲۴ ساعت باقی بمانند .اختلالات حرکتی یا همی پلژی یا همی پارزی که معمولا در طرف مخالف ضایعه است مشخص می شوند به طور کلی واژه همی پلژی به انواعی از اختلالات که ناشی استروک می باشد اطلاق می شود .

استروک ها ممکن است بر اساس علل ( ترمبوز ، آمبولی یا هموراژی ) ، درمان ( حمله اسکمیک ، استروک مینور، استروک ماژور، استروک زوال یابنده، استروک جوانان ) و براساس محل آسیب (منطقه عروق آسیب دیده) دسته بندی شوند .

علل استروک یا CVA

– آترواسکلروز

– آرتریت سلول ژانت

– دیسپلازی فیبروماسکولار:

بیشتر در خانم های جوان در آنژیوگرافی نمای string of beads دیده میشود

آنژئیت گرانولوماتوز:

تطاهرات سیستمیک ندارد

ESRنرمال

سردرد

حملات استروک

اختلالات شناختی

در CSFسلول و پروتئین افزایش میابد

-اپیدمیولوژی :

استروک سومین عامل مرگ میر و شایع ترین عامل ناتوانی در میان بزرگسالان آمریکا می باشد . بر طبق آمار سال ۱۹۹۱ در ایالات متحده ، ۳۱۷ میلیون نفر در سن ۲۵ سال به بالا دچار استروک شده اند ، بعد از سن ۵۵ سالگی ، شیوع استروک به طور عجیبی با افزایش سن دو برابر می شود . شیوع استروک در مردان سفید پوست بین سنین ۷۴-۶۵ سال در حدود ۴/۱۴ در ۱۰۰۰ نفر و در سنین ۸۴-۷۵ سال درحدود ۶/۲۴ و در سنین ۸۵ به بالا این رقم حدود ۲۷ در ۱۰۰۰ نفر می باشد .

۲۸ درصد از استروک ها در افراد زیر ۶۵ سال اتفاق می افتد ، شیوع استروک در مردان ۱۹ درصد بیشتر از زنان می باشد . در مقایسه با سفید ها ، نژاد آفریقایی – آمریکایی ها دو تا سه برابر بیشتر درمعرض خطر ابتلا به استروک ایسکمیک قرار دارند . در حدود ۳۱ درصد از افرادی که استروک اولیه دارند د رعرض یکسال می میرند که این میزان در سنین ۶۵ سال و بالاتر افزایش می یابد و در عرض ۱۲ سال تنها ۳۴ درصد از بیماران زنده می مانند . نوع استروک درتعیین نجات یافته ها مهم است .

تعداد نجات یافته ها به طور عجیبی به دلیل بیماری ها یا ویژگی های بیمار مثل افزایش سن ، افزایش فشار ، بیماری قلبی و دیابت کاهش یافته است . از دست دادن هوشیاری در شروع استروک ، میزان ضایعه ، اختلالات عصبی متعدد و تاریخچه قبلی استروک در پیش بینی مرگ و میر مهم هستند .

در میان نجات یافته ها در حدود ۴۰-۳۰ درصد شدیدا ناتوان شده و گروهی بزرگ از افرادی هستند که در بیمارستانهای توانبخشی بستری شده اند . مطالعات اپید میو لوژی کاهشی را در شیوع مرگ و میر ناشی از استروک در ۳۰ سال اخیر خصوصا در دهه اخیر نشان می دهد . از سال ۱۹۵۵ تا ۱۹۸۵ میزان مرگ ناشی از استروک به ۳/۱۷ درصد کاهش یافت .

– عوارض و اختلالات مستقیم :

– نقایص حسی پیکری

در سمت مبتلا غالبا حس دچار اختلال شده ولی به ندرت از بین می رود . اختلالات حسی در حدود ۳۵ درصد مبتلایان گزارش شده و می تواند فقدان حس های سطحی یا عمقی و اختلالات حسی کورتیکال را شامل شود .

-اختلالات بینایی :

هموفیموس همی آنو پسیا ، اختلال میدان بینایی است که توسط ضایعات درگیر کننده منطقه تابشی در کپسول داخلی چشم یا ضایعات سطح اولیه بینایی اتفاق می افتد . این حالت در ۲۶ درصد بیماران استروکی ایجاد می شود . بیمار نیمه مقابل میدان دید که شامل نیمه نازال و تمپورال یک چشم ، قرنیه به نیم فلج می باشد ، بینایی خود را از دست می دهد نقص میدان دید موجب عدم آگاهی و زمینه فلج می شود .

اختلالات حرکتی :

تغییرات بدن :

بلافاصله بعد از استروک و در اثر شوک منفی فلاسیوتی ( کاهش تونوسیته ) ایجاد میشود ، عمر فلاسیوتی مدت کوتاهی ادامه یافته وممکن است ساعت ها ، روزها و هفته ها باقی بماند .
اسپاستیسیته ( افزایشتونوسیته) در ۹۰ درصد بیماران ظاهر می شود ودر زمینه مخالفشان نسبت به ضایعه و بیشتر در عضلات ضد جاذبه اتفاق می افتد .

در اندام فوقانی اسپاستیسیته غالبا در رتراکتور های کتف ، اداکتور ها ، و پرسورها ،روماتور های داخلی شانه ، فلکسبورهای آر نج ، پروفاتورهای ساعدو فلکسورهای انگشتان و مچ ایجاد می شود . در تنه و گردن اسپاستیسیته ممکن است موجب خم شدن طرفی به سمت فلج شود .

در اندام تحتانی ، اسپاستیسیته غالبا در رتراکتورهای لگن ، اداکتور ها ، و روماتور های داخلی ران، آکستانسورهای زانو و رانپلانتارفلکسور و سوپنیاتورهاو فلکسورهای انگشتان ظاهر شوند . اثرات اسپاستیه شامل محدودیت حرکت ارادی ، پوستمر ثابت د ر اندام ها و در موارد شدیدگسترش کوتاهی هامی باشد .

رفلکس های غیر طبیعی :

رفلکس ها بر طبق مراحل بهبودی متفاوت هستند . د ر ابتدا استروک منجر به کاهش رفلکس می شود در حین مراحلمیانیبهبودی با تشدید و اسپاستیسیته و سینرزی هارفلکس ها افزایش می یابد . رفلکس های کششی بیش از حد فعال هستند و بیماران معمولا کولونوس ، رفلکس چاقوی ضامن دار ( CLASP- KNIFE REFLEX ) و با نبسکی مثبت را نشان می دهند .

اختلالات زبانی و گفتاری :

بیماران مبتلا به ضایعات قشر نیمکره غالب ( اغلب نیمکره چپ ) اختلالات گفتار و زبان را از خود نشان می دهند . آفازی اصطلاح کلی است که برای توصیف اختلال ارتباطی – اکتسابی ناشی از ضایعه مغزی به کار می رود . این اختلال از طریق آسیب در جمله سازی و استفاده از زبان مشخص می شود . آفازی در ۳۶-۳۰ درصد از افراد مبتلا به استروک وجود دارد .

اختلال دربلع (دیسفاژی )

دیسفاژی در حدود ۱۲ درصد از بیماران مبتلا به ضایعاتی که د ر قسمت بصل النخاع ساقه مغز ( اعصاب مغزی نهم و دهم ) ضایعات مربوط به عروق بزرگ پل مغزی و ضایعات حاد نیمکره های مغز و بویژه درگیری شریان مغزی میانی و شریان مغزی خلفی به وجود می آید را در گیر می کند . عملکرد نامناسب لب ها ، دهان ، زبان ، کام ، حلق ، حنجره یا بخش های ابتدایی مری در ایجاد دسیفاژی نقش دارند .

نیمه دررفتگی شانه و درد :

درد در شانه که به شدت به دنبال استروک شایع است در ۸۴-۷۰ درصد موارد اتفاق می افتد . درد معمولا با انجام حرکت ایجاد می شود و در موارد خیلی شدید هنگام استراحت نیز وجود دارد . چندین عامل برای درد شانه پیشنهاد شده است . در مرحله فلاسید، اختلال حس عمقی ، فقدان تن عضلانی و فلج عضلانی ، نقش حمایت کننده و محل استفرار طبیعی عضلات روماتور کاف و بویژه سوپر اسپیناتوس را کاهش می دهد ، بنابراین لیکانت هاو کپسول تنها حمایت کننده های شانه میباشد .

تشخیص با آنژیوگرافی یا بیوپسی

درمان: کورتیکواستروئید

دیسکسیون شریان کاروتید

– درد ناگهانی گردن یا فک تحتانی ،ممکن است با سندرم هورنر یا استروک همراه باشد

– میگرن

سوء مصرف مواد

– کوکائین

– آمفتامین

موجب ICHمیشوند در فرد معتاد به هروئین آمبولی از منشا قلبی مطرح است،چون اندوکارتیت در این افراد شایع است

ترمبوز سینوس های وریدی مغز

– علل ترومبوز های سینوس های وریدی مغز:

– مننژیت

– دهیدراسیون

– پس از زایمان

– ترومبوفیلی ها

– اوتیت و ماستوئیت

در ترومبوز سینوس ساژیتال فوقانی در سی تی اسکن با ماده حاجب Delta sign(عدم پر شدگی این سینوس در اثر لخته )دیده میشود

در درمان ترومبوفلبیت آسپتیک ضد انعقاد و در نوع سپتیک آنتی بیوتیک تجویز میشود.

Ò آمبولی با منشا قلبی

بیماری روماتیسمال دریچه ای

– آریتمی ها مانند:AF و Sick sinus syndrom

– اندوکاردیت عفونی

– اندوکاردیت مارانتیک

– پرولاپس دریچه ء میترال

– آمبولی پارادوکس

– میکزوم دهلیزی

– آمبولی ها بیشتر وارد شریان سربرال میانی میشوند چون جریان خون بیشتری دارد.

– ترومبوسیتوز:پلاکت بیش از یک میلیون در میکرولیتر ریسک استروک را افزایش میدهد.

– پلی سیتمی:هماتوکریت بیش از 46% ریسک سکته مغزی را افزایش میدهد

– آنمی سکل سل:در این بیماران در صورت نیاز به آنژیوگرافی باید دزصد هموگلوبین Sبه کمتر از 20%برسد

– لکوسیتوز بیش از 150000در میکرولیتر(لوسمی)موجب استروک میشود.

– ماکروگلوبینمی

– موارد افزایش انعقاد پذیری مانند :

استروژن
پس از زایمان
سرطان
سندرم آنتی فسفولیپید

بررسی های پاراکلینیک

آزمایشات زیر در مبتلایان به سکته مغزی در خواست میشود:
CBC وESR
بررسی سیفلیس:سیفلیس مننگوواسکولار موجب استروک میشود
گلوکز:هیپوگلایسمی و هیپر گلایسمی موجب بروز علایم فوکال عصبی میشوند.
اندازه گیری لیپیدهای سرم
ECG:بررسی از نظر آریتمی ها
CT یا MRIمغز:زمانی که بیمار با استروک مراجعه میکند،ابتدا CT بدون کنتراست در خواست میشود
برای تشخیص زودرس خونریزی داخل مغزی ، CT و برای تشخیص انفارکتوس MRIحساستر است ولی بطور معمول ابتدا CT درخواست میشود
LP:برای رد SAH و سیفیلیس انجام میشود.
اکوکاردیوگرافی
EEG:بندرت در بررسی ایتروک مفید است ،با این حال ممکن است در افتراق لاکونار از انفارکتوس کورتکس و تشنج و TIA مفید باشد.

درمان

برویی یا تنگی بدون علامت کاروتید :
تجویز داروهای ضد پلاکت و استاتین روش انتخابی درمان بیماران بدون علامت دارای تنگی کاروتید است.
TIA:

TIA،نشانه قریب الوقوع سکته مغزی است و با درمان مناسب میتوان از بروز چنین حادثه ی پیشگیری نمود . در این بیماران اقدامات زیر سودمند است:

درمان ضد پلاکتی :مصرف آسپرین در بیماران دارای سابقه ء TIA یا سکته خفیف سبب کاهش عود TIA وبروز سکته مغزی میشود
آسپرین در پیشگیری از TIA در نتیجه آمبولی قلبی نیز موثر است ولی اگر آمبولی در زمینه ی دریچه های مصنوعی قلب باشد،ترکیب وارفارین و آسپرین موثرتر است
در مردان با سن بیش از 40 سال بدون سابقه TIA واستروک،آسپرین خطر سکته مغزی را کاهش نمیدهد ولی ریسک بروز MI را کاهش میدهد.
کلوپیدوگرول در پیشگیری از سکته مغزی موثرتر از آسپرین است
اندارکتومی کاروتید:ترکیب اندارکتومی و آسپرین در مبتلایان به TIA جریان خونی قدامی به همراه تنگی بیش از 50% شریان کاروتید ذر پیشگیری از استروک برتر از مصرف آسپرین به تنهایی است.
اندارکتومی در درمان ،
TIA ورتبروبازیلار
درگیری شریان های داخل جمجمه ی
انسداد کامل کاروتید

به کار نمیرود.

در بیمارانی که علیرغم مصرف آسپرین و استاتین ،مجددا دچار TIA میشوند ،جایگزین کردن کلوپیدگرول ویا ترکیب آسپرین و دی پیریدامول طولانی اثر کاربرد دارد

Stroke in evolution:

مفیدترین روش درمانی،درمان ضد انعقادی با هپارین و آسپرین است.

– سکته کامل

– ترومبولیتیک وریدی:

در 3 ساعت ابتدای سکته مغزی ،پس از رد سکته هموراژیک میتوان از t-paدر درمان بیمار استفاده کرد.

موارد منع مصرف t-PA

– وجود سکته ایسکمیک بزرگ یا خونریزی در CT

– پلاکت کمتر از 100000در میکرولیتر

– مصرف وارفارین یا هپارین

– وجود تشنج در ابتدای علایم

– سابقه ICH

– سابقه استروک یا Head trauma در 3 ماه گذشته

– سابقه جراحی ماژور در 2 هفته گذشته

– سابقه خونریزی گوارشی و ادراری در 3 هفته گذشته

– هیپرتانسیون بیش از 185/110میلی متر جیوه

– طی 24 ساعت پس از مصرف t-PA ،مصرف ضد انعقاد وپلاکت ممنوع است و

– از تزریق داخل شریانی

– تعبیه کاتتر ورید مرکزی

– سوند ادراری

– NG tube

باید خودداری شود.

· جراحی

· داروهای ضد فشارخون

· داروهای ضد ادم:

مانیتول و کورتیکو استروئید

کورتیکو استرویید در درمان ادم ناشی از تومور و آبسه بسیار موثر است

پیشگیری از عود استرک:

مصرف داروهای ضد پلاکت
آتورواستاتین
کنترل فشارخون به ویژه با مهارکننده های ACE

v در مواردی که سکته مغزی آمبولی قلب باشد ،تجویز وارفارین ضروری است.

بهبودی استروک :
در هفته های اول پس از شروع بهبودی استروک سریع تر پیش می رود که همراه با بهبودی قابل توجه عملکردی و عصبی در ۳-۱ ماه اول بعد از استروک می باشد . بعد از ۶ ماه یا بیشتر بیمار توانایی های عملکردی را با سرعت و میزان کمتری بدست می آورد . بعضی از بیماران در طی سال ها پیشرفت های طولانی تریرا به خصوص در مناطق مربوط به زبان و عملکرد بینایی – فضایی نشان می دهند .

مراقبت های پزشکی د راستروک :

تدابیر پزشکی بیشتر درجهت شناخت و کنترل عوامل خطر زا مثل تنظیم فشار خون ، کنترل کلسترول ، سدیم ، پتاسیم ، کنترل دیابت می باشد . در مرحله حاد ، مراقبت پزشکی شامل بعضی اقدامات اساسی مانند بر قراری راه هوایی و حفظ جریان خون است . در صورت بیماری قلبی ، وضعیت قلبی باید تثبیت شود هیپر یا هیپو کلیسمی درمان شود . در صورت لزوم از اکسیژن درمانی ، لوله گذاری و دستگاه تهویه مصنوعی استفاده شود .

اصول عمومی درمان استروک حاد شامل تلاش برای توقف پیشرفت ضایعه، کاهش خطر ایجاد هیدروسفالی کاهش احتمال بروز ادممغزی ، جلوگیری از بروز عوارضی مثل ترومبوز وریدهای عمقی و اسپیراسیون می باشد . هنگامی که نوع صدمه مشخص گردد ، درمان اختصاصی صورت می گیرد .

درمان توانبخشی :

توانبخشی باید هر چه زودتر در مرحله حاد به منظور مطلوب سازی توانایی بیمار برای بهبود عملکرد شروع شود . متحرک سازی زود رس از اثرات مضر بی حرکتی و احتمال ایجاد اختلالات ثانویه جلوگیری می کند .

در صورتی که بیماران بتوانند خدمات توانبخشی شدید به صورت ۵ روز درهفته برا ی حداقل سه ساعت در روز را تحمل کنند به توانبخشی حاد ( توانبخشی بیماران بستری ) ارجاع داده می شود .

خدمات با شدت کمتر در غالب برنامه های توانبخشی قسمت حاد حین مراقبت های پرستاری در واحد بیمارستانی تحت حاددریافت می شود . خدمات در واحد های تحت حاد به طور روزمره ۱ ساعت ، ۲ تا ۳ بار در هفته می باشد .

خدمات توانبخشی بعد از مرحله حاد می توانند در خانه یا به صورت خدمات سر پایی ارائه شوند . به طور کلی بیمارانی که از این خدمات سود می برند نسبت به کسانی که نیاز به بستری شدن در بیمارستان دارند درگیری با شدت کمتر و تحرک عملکردی بیشتری را نشان می دهند .

● مطالب مرتبط :

پیشگیری از سکته مغزی داروهای رقیق‌کننده خون

قلیان باعث سکته مغزی می‌شود؟

کاهش خونرسانی یا سکته مغزی

چه اشخاصی در معرض خطر سکته مغزی هستند؟

ورزش به بهبود افرادی که سکته مغزی کرده اند کمک می کند



به اشتراك گذاري در:

knowclub

facebook

Blogmarks

del.icio.us

Digg

Ma.gnolia

My Web 2.0

Newsvine

Reddit

Segnalo

Simpy

Spurl

Telegram.me



Faviconتفسیر آزمایش‌های هماتولوژی یا CBC 16 Aug 2017, 9:52 am

شمارش کامل خون یا همان CBC جهت تشخیص و ارزیابی بسیاری از بیماری‌ها مثل کم‌خونی‌ها، عفونت‌ها و … مورد استفاده قرار می‌گیرد. این تست معمولاً شامل تعیین تعداد، نوع، شکل و اندازه‌ی سلول‌های خونی است.

به گزارش خبرنگار سایت پزشکان بدون مرز، سلول‌های موجود در جریان گردش خون به طور کلی به سه نوع تقسیم می‌شوند که شامل سلول‌های سفید خون (لکوسیت)، سلول‌های قرمز خون (اریتروسیت)، و پلاکت‌ها (ترومبوسیت) هستند. در بسیاری از بیماری‌ها ممکن است تغییراتی در تعداد، شکل و یا اندازه‌ی این سلول‌ها رخ دهد، بنا بر این شمارش کامل خون می‌تواند در تشخیص بیماری‌ها بسیار راهگشا باشد.

هنگامی که آزمایش cbc می دهیم پارامترها و ایندکس‌هایزیر را مورد ارزیابی قرار می دهیم:

Hb, Hct, RBC count, WBC count, platelet, 5 MCV, 6 MCH, 7 MCHC, 8 RDW

 

RBC یا (Red blood cell)

گلبول‌های قرمز اصلی‌ترین قسمت خون و عامل رنگ قرمز آن هستند. خود این رنگ قرمز به دلیل وجود ماده‌ای به نام هموگلوبین است که به گلبول‌قرمز کمک می‌کند تا اصلی‌ترین وظیفه‌ی خود یعنی حمل و نقل اکسیژن و دی‌اکسیدکربن را انجام دهد.

چه چیزهایی باعث کاهش RBC می‌شود؟
انواع خون‌ریزی‌ها، سوءتغذیه، کمبود آهن یا کمبود ویتامین B12، برخی بیماری‌های خاص، بعضی مشکلات ژنتیکی مثل گلبول‌های قرمز داسی شکل، مشکلات مغز استخوان و …. می‌توانند از علل کاهش RBC باشند. خوردن داروهایی مثل کلرامفنیکل هم باعث کاهش RBC می‌شود.

چه چیزهایی باعث افزایش RBC می‌شود؟
بیماری‌های ریوی یا کلاً هر نوع بیماری‌که هیپوکسی مزمن یا (کمبود اکسیژن طولانی مدت در بدن) ایجاد می‌کند، مثل بیماری‌قلبی مادرزادی، می‌تواند باعث تولید بیشتر RBC شود.
در ورزشکاران و یا افرادی که در ارتفاعات زندگی می‌کنند، گلبول قرمز می‌تواند بیشتر از تعداد طبیعی باشد که نشان دهنده‌ی بیماری نیست.

WBC یا (white blood cell)
اندازه‌گیری مقدار گلبول‌های سفید خون، یکی از روش‌های اصلی برای تعیین وجود عفونت در بدن است، چون این سلول‌ها که جزو سیستم دفاعی بدن هستند، در بیماری‌های عفونی و غیرعفونی واکنش‌های مختلفی از خود نشان می‌دهند.

شمارش WBCها دو جزء دارد: یکی مقدار کلی گلبول‌های سفید در یک میلی‌لیتر خون و دوم شمارش جزء به جزء این سلول‌ها، چون گلبول‌‌های سفید خون، پنج نوع مختلف دارند که کم و زیاد شدن هر کدام از این انواع، معنی خاص خود را خواهد داشت. کلمه «diff» که در جلوی CBC نوشته می‌شود، درخواست برای شمارش همین انواع مختلف گلبول سفید است.

محدوده خطر: WBC کمتر از ۲۵۰۰ و بیشتر از ۳۰۰۰۰ نشان دهنده‌ی بیماری‌هایی هستند که می‌توانند گاهی خطرناک باشند.

چه چیزهایی باعث کاهش WBC می‌شود؟
لکوپنی یا کاهش گلبول سفید به مقادیر کمتر از ۴ هزار گفته می‌شود که معمولاً در اثر نارسایی مغز استخوان، مسمومیت دارویی، عفونت بسیار زیاد، سوءتغذیه، بیماری‌های خودایمنی، و ایدز به وجود می‌آید. در بسیاری از انواع نارسایی‌های مغز استخوان، مثلاً بعد از شیمی درمانی،‌ رادیوتراپی و … هم این مقدار کاهش می‌‌یابد.

چه چیزهایی باعث افزایش WBC می‌شود؟
افزایش گلبول سفید، لکوسیتوز نام دارد و به مقادیر بالاتر از ۱۰ هزار گفته می‌شود که به طور معمول نشان‌دهنده‌ی عفونت، التهاب، تخریب بافت بدن، لوسمی یا سرطان خون است. ضربه و جراحت، استرس و تب هم مقدار WBC را افزایش می‌دهد.

شمارش تفریقی WBC
در بیماری‌های عفونی مختلف، بسته به عامل ایجاد کننده‌ی عفونت، انواع مختلفی از گلبول‌های سفید وارد عمل می‌شوند. در نتیجه با بررسی این که کدام نوع WBC کاهش یا افزایش یافته می‌توان حدس زد که عامل عفونت چه بوده است. مثلاً ائوزینوفیل‌ها آنتی هیستامین می‌سازند، بنا بر این در واکنش‌های ازدیاد حساسیت نقش دارند، همین طور در عفونت‌های انگلی میزان ائوزینوفیل‌ها افزایش می‌یابد. اما میزان نوتروفیل‌ها در عفونت‌های باکتریایی بیشتر می‌شود.

پلاکت‌ها
پلاکت‌ها، اجزای کوچک ديسک شکلی هستند که در خون وجود دارند و از بقيه‌ی سلول‌های خونی بسيار کوچک‌ترند. اين ساختارها حاوی آنزيم‌هایی هستند که باعث انعقاد خون می‌شوند و وظيفه‌ی اصلی آن‌ها جلوگیری از خون ریزی و خارج شدن گلبول قرمز از داخل رگ است. افزایش تعداد پلاکت‌ها با افزایش خطر تشکیل لخته در خون همراه است، که می‌تواند باعث انفارکتوس (سکته) شود. کاهش تعداد آن‌ها می‌تواند با بروز مشکلاتی در انعقاد خون موجب اشکال در قطع خونریزی‌ها گردد.

در شمارش کامل سلول‌های خونی موارد زیر اندازه گیری می‌شوند:

• تعداد گلبول‌های قرمز خون (RBCs) دامنه مقادیر ۴/۵-۵/۵ (x ۱۰۶/ml) در آقایان

و ۴/۰-۴/۹ (x ۱۰۶/ml) در خانم‌ها

• تعداد گلبول‌های سفید خون (WBCs) دامنه مقادیر ۴۵۰۰-۱۰۰۰۰ در هر میلی لیتر خون
• مقدار هموگلوبین خون
• مقدار هماتوکریت خون (نسبت حجم گلبول‌های قرمز به حجم کل خون) ۴۱-۵۰%
• حجم متوسط یک گلبول قرمز (MCV) دامنه مقادیر ۷۶-۹۶ fl
• میزان متوسط وزن هموگلوبین در یک گلبول قرمز (MCH) دامنه مقادیر ۲۶-۳۴ پیکوگرم
• میزان میانگین غلظت هموگلوبین سلولی (MCHC) دامنه مقادیر ۳۲-۳۷% (MCHC غلظت متوسط هموگلوبین در حجم معینی از گلبول‌های قرمز است؛ و با تقسیم هموگلوبین بر هماتوکریت به دست می‌آید.)
• تعداد پلاکت‌ها (Plt) نیز معمولاً در این آزمایش ذکر می‌شود. دامنه مقادیر ۱۰۰۰۰۰-۴۵۰۰۰۰
• شمارش تفریقی گلبول‌های سفید که شامل نوتروفیل، بازوفیل، ائوزینوفیل، لنفوسیت، و مونوسیت هستند، که به صورت درصد گزارش می‌شود.

 

MCV : عبارت است از حجم متوسط گلبول‌های قرمز.

میزان طبیعی MCV = fl 96-80 اســـــــــــت fl] ( femtoliter ) واحــــــد سنجش MCV بوده و معادل lit 15- 10 است .

نحوه اندازه‌گیری MCV : دستگاههای هماتولوژی حجم تعداد زیادی از RBC ها را اندازه‌گیری کرده و میانگین آنها را محاسبه می‌‌نمایند.

تفسیر: با استفاده از MCV می‌توانیم گلبول‌های قرمز را از نظر حجم در سه گروه Normocyte ، Microcyte و Macrocyte قرار دهیم. RBC های محـــــــــــدودة fl 96-80 = Normocyte هستند، بالای 100 ماکروسیت و زیر 80 میکروسیت هستند.

• برای اینکه بتوانیم MCV را درست تفسیر کنیم باید تغییرات آن را در دوره‌های مختلف زندگی بدانیم:

در بدو تولد MCV معادل fl 118-103 است، سپس به موازات رشد کودک MCV کاهش می‌یابد و در یک‌سالگی به کمترین حد خود می‌رسد و میزان آن به fl 8 ± 78 می‌رسد.

نکته: باید بدانیم که ایندکس های خونی در هر شخصی ثابت است و تغییراتش نباید از 1 ± تجاوز کند مثلاً اگر MCV فردی fl 85 است، با آزمایش‌های متعدد باید بین fl 86-84 باشد و اگر فرضاً میزان آن 75 شود باید همه چیز مجدداً بررسی شود، با استفاده از فرمول DF 1 و Mentzen index در مطب می‌توان از MCV برای تشخیص فقر آهن از تالاسمی استفاده کرد.

*اگر DF منفی بود تالاسمی و اگر مثبت بود فقر آهن است.

DF=MCV-RBC-(5 × Hb)-3.4

MI= MCV/RBC

• اگر MI زیر عدد 13 باشد تالاسمی و اگر بالای عدد 13 باشد فقر آهن است.

MCV معدل اندازه RBC را به ما نشان می‌دهد؛ یعنی ممکن است اگر MCV فردی مثلاً fl 80 باشد، RBC کوچک، بزرگ، یا نرمال داشته باشیم ؛حال چه فاکتوری می‌تواند به ما نشان بدهد که چه میزان RBC های کوچک یا بزرگ داریم، این فاکتور RDW نام دارد.

RDW در واقع دامنه پراکندگی حجم RBC ها را به ما نشان می‌دهد.

مثال: در دو گروه درسی نمرة چهار دانشجو عبارتند از 20-20 و 0و 0و در گروه دیگر 10-10-10-10 است معدل هر دو گروه 10 است همان چیزی که MCV به ما نشان می‌دهد. اما گروه اول و دوم با هم خیلی فرق دارند ما با S.D یا انحراف معیار می‌توانیم تفاوت این دو را کشف کنیم. در گروه دوم انحراف معیار صفر و در گروه اول انحراف معیار 10 است. بنابراین MCV معدل را به ما می‌گوید ولی RDW انحراف معیار را به ما اعلام می کند. در دستگاه‌های اتوماتیک این انحراف معیار حجم به صورت درصدی از میانگین بیان می‌شود و همانطور که می‌دانیم بیان انحراف معیار بصورت درصدی از میانگین را Coefficient of Variation می‌گویند که عبارت است از 100 × CV= RDW= SD/MCV لذا RDW که دستگاه آنرا بصورت CV محاسبه می‌کند، نشان می‌‌دهد که چقدر پراکندگی از نظر حجم RBC ها وجود دارد. به عبارت دیگر RDW معیاری است برای Anisocytosis .

تفسیر RDW

RDW بطور نرمال زیر 15% است، هرگاه میزان آن بالا رود نشان دهنده آنیزوسیتوز 1 است.

وقتی در جواب بیمار ( Report sheet ) هیپوکروم میکروسیتیک آنمی وجود داشته باشد، دو تشخیص افتراقی داریم :

• 1. آنمی فقر آهن

• 2. تالاسمی مینور

حال اگر RDW بالا باشد (بیشتر از 15%)، به نفع فقر آهن و اگر پایین باشد به نفع تالاسمی مینور است.

در برخی مقالات RDW بالا بعنوان یک اخطار اولیه است برای شروع یک آنمی فقر آهن.

اگر RDW بین 18-15% باشد، آنیزوسیتوز 1 + است.

اگر RDW بین 22-18% باشد، آنیزوسیتوز 2 + است.

اگر RDW بیش از 22% باشد، آنیزوسیتوز 3 + است.

• حال اگر MCV بالا باشد و RDW هم بالا باشد یعنی اینکه : 1) RBC ها ماکروسیتیک هستند 2) اختلاف در اندازه‌ها هست. چه تشخیص افتراقی مطرح می‌شود؟ جواب: آنمی مگالوبلاستیک.

• حال اگر MCV بالا ولی RDW طبیعی بود، یعنی اینکه:

1) RBC ها ماکروسیتیک هستند

2) اختلاف در اندازه ندارند. چه تشخیص‌های افتراقی مطرح می‌شود؟

Aplastic anemia
Anemia of liver dix

Mean Cell Hemoglobin : MCH

میانگین میزان RBC Hb ها را نشان می‌دهد.

میزان نرمال: 27-31 pg (Pico gram=10 -12 gr)

( HDW ) 1 :

(دامنه پراکندگی هموگلوبین RBC ها و یا انحراف معیار Hb ) .

میزان نرمال :HDV 3.4

اگر در فردی HDW کمتر از 4/3شد، یعنی RBC ها از نظر وجود هموگلوبین یکدست هستند و اگر HDW بالاتر از4/3 باشد، یعنی RBC ها از نظر محتوای هموگلوبین مختلف هستند ( Anisochromia ). مثال این حالت در ٍ Sideroblastic Anemia است و یا در فقر آهن و در ترانسفیوژن می‌باشند.

MCHC : یعنی میزان هموگلوبین در حجم مشخصی از RBC ها

میزان نرمال 33-37% gr .

• یکی از شاخص‌های کمبود آهن کاهش MCHC است و ما در هر بیماری که MCHC را پایین دیدیم، باید به فکر آنمی فقر آهن بیافتیم و هر گاه MCHC بالا بود، باید به فکر spherocytosis باشیم.

MPV 2 : حجم متوسط پلاکتی

میزان نرمال: 7.2-11.1 fl

برای تفسیر MPV باید همیشه شمارش پلاکتی را در

نظر بگیریم.

میزان نرمال شمارش پلاکت:

mm 3 / 10 3 ×400- 150× 100

تفسیر MPV

الف) حالت اول: PLT بالا، MPV پایین: در برخی بیماری‌ها مثل بیماری‌های کلاژن واسکولار و برخی نئوپلاسم‌ها مثل کانسر Breast ، بیماری هاچکین 2 و برونکوژنیک کارسینوما 3 و برخی نئوپلاسم‌های مخفی این حالت دیده می‌شود.

ب) حالت دوم: PLT بالا، MPV بالا: این حالت معیاری برای بیماری‌های میلوپرلیفراتیو مثل CML ، میلوفیبروز، PVC ، Essential thrombocytemia می‌تواند باشد.

در این بیماری‌ها پلاکت‌ها به علت نقص در stem cell بزرگ، غول‌آسا و دارای کمبود گرانول ( Hypogranular ) می‌شوند و در لام بصورت توده‌های بزرگ همراه با پاهای کاذب دیده می‌شوند.

حالت سوم: PLT پایین، MPV بالا: (یعنی thrombocytopenia ) مثــــــــلاُ PLT= 70/000 و MPV= 16 fl

مثال شایع این حالت:

از بین رفتن پلاکت‌ها در خون محیطی مثل ITP 4 که مگاکاریوسیت‌ها پلاکت‌های جوان را که size بزرگتری دارند، به خون محیطی می‌‌فرستند.

بیماری برنارد سولوئر 5 (دارای خونریزی و ترومبوسیتوپنی ارثی).

• 1. Gray Plateler syn

may hygglin dix

حالت چهارم: PLT پایین، MPV پایین یا نرمال: که در این حالت مغز استخوان تنبل است و نمی‌تواند پلاکت کافی بسازد مثل آنمی آپلاستیک. کلاً در بیماری که ترومبوسیتوپنی دارد، دو بیماری در تشخیص افتراقی بیشتر مطرح است و MPV به مادر تشخیص کمک می‌کند:

الف) ITP

ب) آنمی آپلاستیک

یعنی اگر MPV بالا بود، به نفع ITP و اگر MPV نرمال یا پایین بود، به نفع آپلاستیک آنمی است.

PDW : Platelet Distribiution Width : (دامنه پراکندگی حجم پلاکت)

PDW : معیاری است که کوچک یا بزرگ بودن پلاکت‌ها را به ما نشان می‌دهد. (مثل RDW ).



به اشتراك گذاري در:

knowclub

facebook

Blogmarks

del.icio.us

Digg

Ma.gnolia

My Web 2.0

Newsvine

Reddit

Segnalo

Simpy

Spurl

Telegram.me



Faviconمرگ داخل رحمی جنین 16 Aug 2017, 9:28 am

اکثر سقط های بین هفته 8- 12 بارداری رخ می دهد. این زمان زمانی است که هورمون جفتی به سطح بالای کافی برای حفاظت از جنین نرسیده است . در حالی که در این زمان سطح پروژسترون ترشح شده از جسم زرد رو به کاهش است.جنین

به گزارش خبرنگار سایت پزشکان بدون مرز، بیش از 30 درصد از محصولات حاملگی از دست می روند و شایع ترین علت آن سقط در 3 ماهه اول می باشد. از دست رفتن محصول حاملگی بعد از 20 هفته کامل را تولد مرده یا Still birth می گویند اگر سن بارداری مشخص نباشد محصول بارداری با وزن بیش از 500 گرم را still birth می نامند.

از دست رفتن محصولات حاملگی بر اساس مرحله تکامل:

1- پره آمنیونی: از زمان لقاح تا 5 هفتگی (Blighted Ovum)

2-امبریونی : از 5 تا 9 هفتگی

3- جنینی : بعد از هفته 10

•اپیدمیولوژی :

Still birth از 5 در 1000 تولد در کشورهای پیشرفته تا 32 در 1000 تولد در مناطق عقب افتاده متغیر است.

•تقسیم بندی :

بیش از 35 سیستم برای طبقه بندی مرگ perinatal وجود دارد . تقسیم بندی wigglesworth قابل قبول ترین می باشد. که شامل :

1- اختلال یا مالفورماسیون مادرزادی

2- مرگ بدون توجیه پیش از زایمان

3- مرگ ناشی از آسفکسی ، آنوکسی یا ترومای پیش از زایمان

4- Immaturity

5- عفونت

6- مرگ ناشی از دیگر علل اختصاصی

7- مرگ ناشی از تروما

8- مرگ ناگهانی شیرخوار با علت نامشخص

9 – نوع غیر قابل طبقه بندی

•اتیولوژی

مشکلات ژنتیکی در سقط های پره آمنیونی شایع تر هستند در حالی که سندرم آنتی بادی ضد فسفولیپید و ترومبوفیلی ها بیشتر سبب از دست رفتن حاملگی بعد از هفته 10 می شوند.

معمولا عود سقط در یک زمان مشخص از حاملگی می باشد .

اگر مرگ جنین بعد از هفته 10 روی دهد پیش آگهی حاملگی بعدی نامطلوب تر است .

علل جنینی:

اختلالات مادرزادی

6-12% از موارد Still birth بعد از هفته 20 اختلالات کاریوتایپ می باشد.

1- شیوع اختلالات کروموزومی در سقط 3 ماهه اول به طور قابل توجهی بیشتر است.در صورتی که جنین دچار مالفورماسین ، تظاهرات دیس مورفیک یا SGA باشد احتمال وجود اختلال کروموزومی بیشتر است.

2-در Stillbirth بعد از هفته 20 احتمال اختلال کاریوتایپ پایین می باشد.

شایع ترین اختلال کروموزومی در Still birth منوزومی x می باشد.

عفونت ها

10 تا 25% از موارد را در کشورهای توسعه یافته شامل می شود.

1- عفونت باکتریایی: بیشتر به علت ارگانیسم های بخش تحتانی دستگاه تناسلی می باشد که صعود می کنند.

که می توان به GBS ، E.coli ، و باکتری های مسبب واژینوز اشاره کرد

2- عفونت های ویروسی : از جمله ویروس های مسبب مرگ جنین می توان به پاروویروس B19 ، CMV و کوکساکی ویروس اشاره کرد.

پاروB19 : آنمی ، هیدروپس یا اختلالات میوکارد

CMV: شایع ترین بوده و به ندرت سبب مرگ جنین می شود

کوکساکی A و B : التهاب جفت ، میوکاردیت ، هیدروپس

3- سایر عفونت ها :

– سیفلیس

– مالاریا

– توکسوپلاسموز

کوچک بودن جنین SGA

در این گروه خطر وجود اختلالات ژنتیکی و نارسایی جفت وجود دارد. هرچقدر جنین کوچکتر باشد خطر مرگ وی بیشتر است.
•علل مادری

-عوامل دمو گرافیک
-در نژاد سیاه خطر Still birth چهار برابر بیشتر است.
-افزایش سن مادر با خطر افزایش یابنده still birth همراه است.
-چاقی : BMI بالای 30 خطر دو برابر است
-پایین بودن سطح PAPP-A در 3 ماهه اول و بالا بودن سطح MSAFP در 3 ماهه دوم
-بیماری های طبی

1- خطر مرگ جنین در APS درمان نشده تا 70% می رسد .

2- در زنی که مبتلا به دیابت است خطر 2.5 تا 4 برابر افزایش می یابد. اما دیابت بارداری با افزایش خطر مرگ جنین همراه نیست.

-تماس های محیطی
-سیگار خطر Still birth را 1.5 برابر افزایش می دهد. در زنانی که در 3 ماهه اول سیگار را ترک می کنند خطر برابر با زنان غیر سیگاری می باشد.
-کوکایین خطر مرگ جنین را افزایش می دهد

-خطر الکل بر مرگ جنین (IUFD) مشخص نیست

عوامل مامایی :

1- اختلالات جفتی : که می توان به سندرم باند آمنیونی ، وازا پرویا و ترومبوز بند ناف اشاره کرد

2- خونریزی جنین به مادر(FMH) : از شایعترین علل مرگ جنین می باشد .

3- حاملگی چند قلو

4- اختلالات بند ناف : البته اغلب با تولد زنده همراه میباشد.

سایر علل:
-آلوایمونیزاسیون RBC
-مالفورماسیون رحمی (بویژه سپتوم رحم)

-ترومای مادر

•تشخیص :

در بیشتر موارد اقدامات زیر انجام می شوند:

1- اتوپسی

2- ارزیابی جفت

3- کاریوتایپ: اگر فاصله زمانی قابل توجهی بین مرگ جنین و وضع حمل وجود داشته باشد سلول های جنین در محیط کشت رشد نمی کنند. لکوسیت های خون جنین بافت انتخابی برای کاریوتایپ هستند.

4- ارزیابی آنتی بادی :

5- آزمون سرولوژیک برای سیفلیس

6- ارزیابی از نظر خونریزی جنین به مادر

7- توکسولوژی ادرار :

8- سرولوژی پاروویروس :

اتوپسی و ارزیابی جفت بهترین روش های ارزیابی عفونت هستند.

در غیاب شواهد بافت شناسی عفونت بررسی TORCH ارزش کمی دارد.
•در صورت شک بالینی ، اقدامات زیر نیز انجام می شوند:

1- اسکرین از نظر آنتی کوآگولان لوپوسی و آنتی بادی های ضد کاردیولیپین و ارزیابی از نظر ترومبوفیلی :

موتاسیون فاکتور leiden˅ و پروترومبین G20210A شایعترین ترومبوفیلی های مرتبط با مرگ جنین هستند

تصویر برداری رحم : در مواردی مانند مرگ جنین غیر قابل توجیه ، PROM و زایمان زودرس
•درمان

تشخیص مرگ جنین با سونوگرافی داده می شود.

درمان انتظاری:

بیشتر زنان در مدت دو هفته از زمان مرگ جنین زایمان انجام می دهند. در این موارد احتمال ایجاد کواگولوپاتی بسیار کم می باشد.

وضع حمل:

می تواند به صورت طبی یا جراحی انجام شود.

درمان جراحی :

D&E اغلب بعد از هفته های 20 تا 24 انجام نمی شود ولی در صورت مهارت پزشک می توان در 3 ماهه دوم به اندازه تحریک زایمان بی خطر است.

تحریک زایمان:

در بیشتر موارد از میزوپروستول استفاده می شود.

در صورتی که مرگ جنین در 3 ماهه دوم (به ویژه قبل از هفته 20 بارداری ) باشد خطر باقی ماندن جفت بیشتر است.
•پیشگیری

می توان برای پیشگیری از Still birth اقدامات زیر را انجام داد :

1- مراقبت طبی در صورت ابتلا بیمار به دیابت ، هایپرتانسیون و SLE

2- تغییر عوامل خطر ساز نظیر چاقی و سیگار کشیدن

در بیشتر موارد علتی برای مرگ جنین یافت نمی شود . که توصیه می شود در آزمون های بعدی از روش های بررسی سلامت جنین نظیر NST استفاده شود . این آزمون ها در هفته 32 شروع می شوند.

در زنی که سابقه Still birth دارد ، تحریک زایمان نیز می تواند مفید باشد . برخی از پزشکان 2 هفته قبل از زمان مقرر اقدام به ختم حاملگی می کنند.

مهمترین علائم جنین مرده در شکم عبارت است از:

معمولا جنین به دلیل پیچیدن بند ناف دور گردن خفه نمی شود. جالب است بدانید که در 20 – درصد از حاملگی ها بند ناف دور گردن جنین وجود دارد و این موجب مشکلی در نوزاد نمی شود چه زایمان طبیعی باشد و چه سزارین.

درباره دفع مدفوع جنین هم همین طور است یعنی تمامی جنین ها وقتی کاملا بالغ و رسیده می شوند، می توانند مدفوع کنند و این روند بویژه در جنین هایی که از تاریخ زایمان طبیعی شان گذشته است، در حالی که هنوز دردهای زایمانی شروع نشده، رخ می دهد. وقتی به طور طبیعی جنین مدفوع می کند، معمولا خطری جنین را تهدید نمی کند و فقط نیاز به زایمان هر چه سریع تر به صورت طبیعی یا سزارین دارد، اما در مواردی که جنین به این دلیل مدفوع می کند که تحت استرس ناشی از کمبود اکسیژن است،

مدفوع کردن جنین علامت در خطر بودن جنین است و باید بسرعت برای سزارین اورژانس اقدام کرد، زیرا همان دلایلی که به مدفوع کردن جنین منجر می شود، می تواند به مرگ جنین نیز منجر بشود.

50 درصد حاملگی ها پیش از لانه گزینی در رحم از دست می روند. بلافاصله پس از لانه گزینی (قبل از آنکه حاملگی از لحاظ بالینی قابل تشخیص باشد) حدود 30 درصد حاملگی ها از بین می روند. و حتی پس از آنکه حاملگی از نظر بالینی قابل شناسایی شود نیز حدود 25% سقط تا هفته 14 اتفاق می افتد.

حدود نیمی از جنین های سقط شده در این دوره دچار ناهنجاریهای کروموزومی هستند. ممکن است سقط تا چند هفته بعد نیز اتفاق نیفتد تا زمانی که خونریزی مختصر یا درد قاعدگی مانندی رخ دهد.

علت شایع سقط این است که جنین به طور نامناسبی در بافت مخاط رحم جایگزین شده باشد.عامل دیگرسن مادر است. با افزایش سن مادر خطر سقط نیز افزایش می یابد.

اما مهم ترین علت این وضع بیماری دیابت مادر است. در این بیماری به دلیل اختلال در اکسیژن رسانی به جنین، مرگ جنین رخ می دهد. در این موارد به کنترل دقیق زن باردار برای جلوگیری از مرگ جنین نیاز است؛ یعنی مادر هر هفته کنترل شود و در صورت نیاز هر دو هفته سونوگرافی شود.

از علل دیگر مرگ جنین (IUFD)، اختلالات رشدی است که به دلیل مشکل ژنتیکی جنین یا به دلیل فشار خون و دیگر بیماری های مادر رخ می دهد. در این موارد بیشتر در سونوگرافی، جنین وضع خوبی ندارد و خوب رشد نکرده و به اصطلاح، رشد داخل رحمی کند یا متوقف شده است.

این موارد در کنترل دوره ای زن باردار با مشاهده شکم و میزان رشد جنین از سوی پزشک کشف می شود و برای تشخیص دقیق تر نیاز به سونوگرافی های خاص است و در صورت اطمینان قبل از فوت جنین با وجود نارس بودن جنین پزشکان اقدام به زایمان کودک می کنند.

به هرحال همیشه مادرانی که دچار چاقی، فشار خون، دیابت یا بیماری های قلبی و کلیوی هستند، بیشتر نگران فوت جنین خود هستند. همین طور در حاملگی های دو یا چند قلو یا زمانی که جنین بیش از حد درشت است یا از تاریخ زایمان بیش از یک هفته گذشته است،احتمال فوت جنین بیشتر است، پس این مادران نیاز به مراقبت بیشتری دارند.

سیگار کشیدن، داروهای خاص (تجویز شده یا ممنوع)، وضعیتهای بد کنترل شده مانند اختلالات خود ایمنی مانند لوپوس می توانند خطر سقط را افزایش دهند. اختلالات انعقادی مانند ترومبوفیلی سبب می شود تا لخته های کوچکی داخل عروق جفتی ایجاد شود و با کند شدن جریان خون رسانی به جنین تأخیر رشد به وجود آیدیا جریان خون رسانی به جای آنکه از رحم به جنین منتقل شود برعکس می شود.

همچنین در زنانی که همراه با اضافه وزن و پریودهای نامرتب، علایم افزایش هورمون مردانه به صورت موهای زاید و تغییر رنگ پوست در آنها دیده می شود،میزان سقط های اولیه 3 تا 5 برابر خانم هایی است که مشکل چاقی ندارند.

بعضی از سقط ها را می توان به عوامل ژنتیکی، آلودگی محیطی،تماس طولانی مدت با مواد شیمیایی و همچنین کمبود اسید فولیک و تاحدی ویتامنی C عنوان کرد.

● مهمترین علائمی که هنگام سقط دیده می شود، خونریزی از رحم و درد است:

مرگ جنین گاهی با هیچ علامت هشداردهنده‌ای همراه نیست. اگر احتمال مرده زایی وجود داشته باشد یا حرکت جنین کمتر شده باشد،

متخصص زنان و زایمان آزمایش‌های خاصی مانند سونوگرافی و کاردیوتوکوگرافی (ضربان قلب جنین) را برای اطمینان از سلامت نوزاد انجام می‌دهد. در صورت مواجهه با علائم زیر به سرعت به پزشک مراجعه کنید:

1- خونریزی رحمی:

در شروع سقط، خونریزی اغلب اوقات به صورت لک بینی آغاز می شود ولی طولی نمی کشد که زیادتر می شود و لخته های بزرگ نیز تشکیل می گردد. علت خونریزی، باقی ماندن تکه ای از جفت و یا قسمتی از جنین در داخل رحم است و تا زمانی که این تکه ها خارج نشده اند، رحم روی خود جمع نمی شود و خونریزی ادامه می یابد.

2- درد در ناحیه زیر شکم:

در موقع سقط جنین، اکثر خانمها از دردهای خفیف زیر شکم شکایت می کنند و این دردها اغلب متناوب است و گاهی از اوقات قولنجی می شود. علت این دردها، انقباض عضله رحم برای خارج ساختن خون و یا لخته داخل آن است و تا زمانی که رحم خالی نشده درد نیز ادامه خواهد داشت.

سرنوشت جنین در حال سقط شدن بستگی به زنده بودن و مقاومت آن دارد. تا زمانی که جنین داخل شکم زنده است امید قطع شدن خونریزی و ادامه یافتن آبستنی وجود دارد ولی اگر جنین مرده باشد، هرگونه کوشش برای نگاهداشتن آبستنی بی ثمر خواهد بود، زیرا اگر جنین مرده خود به خود سقط نشود باید آن را با عمل کورتاژخارج کرد.

جنین وقتی تهدید به سقط است که دهانه رحم بسته شده وخونریزی رحمی، مختصر و جزئی باشد و مسلما جنین داخل رحم زنده بوده و خونریزی ممکن است با استراحت بیمار و درمان طبی قطع گردد. سقط جنین وقتی قریب الوقوع و حتمی است که جنین مرده و دهانه رحم کاملا باز وخونریزی شدید و غیر قابل کنترل باشد.

دلایل متفاوتی برای مردن جنین در رحم مادر وجود دارد که از آن جمله می‌توان به عملکرد جفت، عامل‌های ژنتیکی، سلامت مادر، بالا بودن سن مادر و سبک زندگی وی و در نهایت عفونت در دوران بارداری اشاره کرد:

مشکلات مربوط به جفت مهم‌ترین علت مرگ نوزاد در رحم دانسته می‌شود که از آن با اصطلاح نارسایی جفت یاد می‌شود. علل دقیق نارسایی جفت مشخص نیست. بااین حال پزشکان مطمئن‌اند که اگر جفت عملکرد مناسبی نداشته باشد، رگ‌هایی که مادر را به جنین متصل می‌کند، منقبض و تنگ می‌شود. در نتیجه مواد مغذی و اکسیژن به اندازه کافی به جنین نمی‌رسد و نقص‌های رشدی پیش می‌آید.

مشکلات مربوط به رشد جنین محدودیت رشد داخل رحمی (IUGR) نامیده می‌شود. این نوزادان گاهی اوقات کوچک‌تر از حدی هستند که برای یک زمان معین از بارداری در نظر گرفته شده است.

بسیاری از جنین‌هایی که داخل شکم مادر می‌میرند، نارس و کوچک‌تر از اندازه طبیعی هستند.

مسمومیت حاملگی نیز جریان خونی را که از طریق جفت به جنین می‌رسد کاهش می‌دهد.

نقص کروموزومی یا ژنتیکی نیز گاهی باعث مرده زایی می‌شود. در این حالت مغز، قلب یا یکی از اندام‌های حیاتی نوزاد به نحو مناسبی رشد نکرده است.

خونریزی شدید در اواخر دوران بارداری یا هنگام زایمان نیز یکی از علل مرگ جنین محسوب می‌شود. مرگ جنین هنگام جدا شدن جفت از رحم (سقط جفت) رخ می‌دهد.

ابتلا مادر به بیماری‌های مختلفی چون دیابت و در موارد نادرتر عفونت‌هایی مانند آنفلوانزا، استرپتوکوک گروه B ، لیستریا یا توکسوپلاسموز نیز ممکن است علت مرگ جنین در رحم باشد.

هر چه سن مادر بالاتر برود، احتمال مرده زایی نیز افزایش می‌یابد که در حوالی هفته چهل و یکم به اوج خود می‌رسد. بنابراین در بعضی بیمارستان‌ها به مادران آینده توصیه می‌شود که القای زایمان در هفته سی و نهم‌ یا چهل‌ام، قبل از موعد مقرر یا راس آن، انجام شود.

عامل‌های مرتبط با سبک زندگی مانند چاقی یا سیگار کشیدن در دوران بارداری نیز احتمال مرده زایی را افزایش می‌دهد. استعمال دخانیات رسیدن اکسیژن به جنین از طریق جفت را کاهش می‌دهد و در نتیجه رشد جنین در رحم محدود می‌شود.



به اشتراك گذاري در:

knowclub

facebook

Blogmarks

del.icio.us

Digg

Ma.gnolia

My Web 2.0

Newsvine

Reddit

Segnalo

Simpy

Spurl

Telegram.me



Faviconگزگز و بی حسی انگشتان دست 16 Aug 2017, 1:31 am

تونل کارپال گذرگاهی در مچ دست است که عصب مدیان (عصب اصلی دست)، تاندون فلکسور (که انگشت را خم می کند) و سایر بافت های نرم همچون رباط ها و رگ های خونی را محافظت می کند. بر اساس گفته های آکادمی جراحان ارتوپدی در آمریکا؛ سندرم تونل کارپال زمانی اتفاق می افتد که بافت های احاطه کننده تاندون فلکسور متورم می شوند و فشاری بر روی عصب مدیان وارد می کنند

به گزارش خبرنگار سایت پزشکان بدون مرز، این فشار می تواند باعث ایجاد درد در مچ دست و دست شود. سندرم تونل کارپال می تواند دلایل بسیار زیادی داشته باشد. برخی از افراد تونل کارپال کوچک تری دارند و این موضوع در کل خانواده دیده می شود.

سایر فاکتورهایی که باعث ایجاد این سندرم می شود عبارت است از:

– تروما یا اسیب به مچ دست که باعث ایجاد تورم شود.
– بیش فعالی غده هیپوفیز
– کم کاری تیروئید
– آرتریت روماتوئید
– فشارهای کاری
– استفاده مکرر از ابزارهای مرتعش کننده دست
– احتباس مایع در دوران بارداری یا یائسگی
– توسعه کیست یا تومور در کانال

هنوز شواهد محکمی وجود ندارد که ثابت کند حرکات تکراری و مداوم دست و مچ دست در طول کار می تواند باعث بروز این سندرم شود. حرکات تکراری که در کارهای مختلف انجام می شود ممکن است با سایر بیماری ها همچون بورسیت و التهاب تاندون در ارتباط باشد. فعالیت های تکراری همچنین ممکن است در نویسندگان نیز باعث ایجاد درد در دست شود.

نشانه ها و علائم سندرم تونل کارپال:

نشانه های این سندرم معمولا با آغاز بی حسی در شب به همراه درد در دست آغاز شود. معمولا بیماران با چنین نشانه هایی از خواب بیدار می شوند و باید دست خود را تکان دهند تا درد تسکین یابد. نشانه ها می تواند در طول روز نیز وجود داشته باشد. افرادی که نشانه هایی همچون بی حسی و درد در این ناحیه را تجربه می کنند

باید به یک پزشک متخصص مراجعه نمایند. این موارد ممکن است به هنگام برداشتن یا در دست گرفتن یک شیء نیز ظاهر شود. با بدتر شدن شرایط، درد به مچ دست کشیده می شود و تا شانه یا داخل دست نیز ادامه پیدا می کند. زمانی که این شرایط حاد شود، بیمار ضعیف شدن دست را شاهد خواهد بود.

تشخیص و آزمون سندرم تونل کارپال:

برای تشخیص سندرم تونل کارپل پزشک ممکن است یک معاینه بدنی انجام دهد. بعد از بررسی احساس و قدرت دست، پزشک می تواند ازمون های بیشتری برای تشخیص انجام دهد. این آزمون ها شامل EMG یا ازمون سرعت هدایت عصبی است. یک EMG که الکترومیوگرافی نیز نامیده می شود در این شرایط انجام خواهد شد.

این آزمون خروجی الکتریکی عضلات را اندازه گیری می کند. پزشک یک سوزن کوچک داخل عضلات خاصی قرار می دهد. این سوزن ها می تواند جریان الکتریکی عضلات را شناسایی کند.ازمون سرعت هدایت عصبی نیز سرعت تکانه های الکتریکی در اعصاب را بررسی می کند. برای انجام اینکار دو الکترود بر روی سطح پوست قرار می گیرد

و شوکی به اعصاب فرستاده می شود. سرعت بر اساس مسافتی که تکانه طی می کند سنجیده می شود. این آزمون electroneurography یا EneG نیز نامیده می شود.

سندروم تونل کارپ که عبارت است از درد، تورم ، گزگز و بی حسی انگشتان دست، بر اثر فشار تاندونها بر روی عصب مدیان در ساعد ایجاد می شود. هنگامی که عصب مدیان در کف و مچ دست تحت فشار قرار گیرد باعث ایجاد درد، بی حسی و گزگز انگشتان دست می شود. این مشکل، سندرم تونل کارپال نام دارد.

این بیماری همان گزگز و درد و بی حسی مچ دست و انگشتان است که امروزه بیشتر در زنان شایع است.

برای درمان این سندرم، پزشک ممکن است بستن مچ دست را برای مدتی توصیه کند.

تغییر حرکات تکراری (مثل تایپ کردن) و استراحت کردن در بین این حرکات نیز مفید است.

همچنین داروهای غیراستروئیدی ضد التهابی مانند: ایبوپروفن و ناپروکسن به همراه کمپرس سرد باعث تسکین درد می شوند.

عمل جراحی

در صورتی که عمل جراحی لازم باشد، بیمار را به صورت سرپایی و با بی حسی موضعی عمل می کنند. در این عمل رباط پوشاننده تونل کارپال بریده می شود تا فشار کم شود.
درمان سندرم روده تحریک پذیر,درمان سندرم تونل کارپال,درمان سندرم تخمدان پلی کیستیک,[categoriy]

برخی اوقات از طریق آندوسکوپی، یک شکاف بسیار کوچک را بوجود می آورند و دوربین کوچکی را داخل آن می کنند و با استفاده از آن دوربین، عمل جراحی را انجام می دهند.

بعد از این عمل ممکن است مقداری ورم و سفتی در ناحیه عمل شده داشته باشید. این ورم و سفتی با بالا بردن دست (بالاتر از سطح قلب) و حرکت دادن انگشتان برطرف می شود.

ممکن است برای چند هفته، نیاز به مچ بند داشته باشید تا زخم التیام یابد.
شواهدی وجود دارد که نشان می دهد طب سوزنی به بازگرداندن عملکرد عصب مدیان و تسکین علائم سندرم کمک می کند

معمولا بعد از دو ماه، درد و ضعف از بین خواهد رفت.

ممکن است شش ماه تا یک سال طول بکشد تا کاملا بهبودی خود را دوباره بدست آورید.

دارو درمانی

تحت نظر پزشک استفاده از داروهای زیر توصیه می شود:

– استفاده از داروهای کورتیکواستروئید خوراکی و یا تزریقی. استروئیدها به طور موقت باعث کاهش التهاب اطراف عصب مدیان می شوند و علائم این سندرم را کم می کنند.

– تزریق بی حس کننده موضعی مانند: لیدوکایین

– دیورتیک ها باعث کاهش ورم می شوند.

– مکمل ویتامین B6 نیز برای این بیماران مفید می باشد.

تمرینات مقاومتی

هنگامی که علائم تونل کارپال فروکش کند، یک فیزیوتراپیست به شما کمک خواهد کرد که ورزش های کششی و تقویتی را برای جلوگیری از درد، بی حسی و ضعف انجام دهید.

فیزیوتراپیست می تواند راه های صحیح برای این کار را به شما یاد دهد تا دوباره عصب مدیان ملتهب نشود و علائم برنگردد

طب مکمل

برخی از مطالعات نشان داده است که ماساژدرمانی و جابه جا کردن ستون فقرات از مچ، آرنج و بالای ستون فقرات می تواند موجب بهبودی سندرم تونل کارپال گردد.

همچنین شواهدی وجود دارد که نشان می دهد طب سوزنی به بازگرداندن عملکرد عصب مدیان و تسکین علائم سندرم کمک می کند.

بهتر است قبل از انجام این درمان های مکمل با پزشک خود مشورت کنید.

شواهد زیادی وجود دارد مبنی بر اینکه یوگا می تواند درد را کاهش دهد و بدن را قوی کند.

آیا می توان از تونل کارپال جلوگیری کرد؟

گرچه هیچ راه مطمئنی برای جلوگیری از ابتلا به این سندرم وجود ندارد، اما روش های زیر می تواند مفید باشند:

– قرار گرفتن صحیح و خوب مچ دست در حین کار تکراری

– صاف قرار دادن مچ دست و یا استفاده از آتل

– هنگام کار کردن، صاف قرار دادن مچ و عدم استفاده از آتل

– دوری از خم کردن و بالا بردن مچ به طور مکرر

– به طور مرتب انجام ورزش های کششی دست ها و مچ

– تکان دادن بازوها و پاها، خم شدن و تغییر موقعیت بدن در طول روز

توصیه های لازم در درمان حمایتی :

۱- از تکرار اعمالی که باعث شروع درد می شود خودداری نمائید در صورتی که امکان توقف فعالیتها موجود نیست، فعالیتهای خود را کاهش دهید یا به نحوی تغییر دهید که مچ دست تحت فشار نباشد.

۲- استرس به همراه فعالیت می تواند صدمه بیشتری وارد کند بنابراین کنترل استرس نقش بسزائی در کاهش درد دارد.

۳- در صورت استفاده از آتل باید روش صحیح پوشیدن آن را یاد بگیرید.

۴- توجه داشته باشید که آتل حرکات را محدود می کند و در ابتدا باعث بیشتر شدن درد می شود ولی با استفاده مداوم، متوجه اثرگذاری و کم شدن درد می شوید.

۵- از حرکات تشدید کننده درد بپرهیزید

۶- پیروی از برنامه های فیزیوتراپی از سفتی و سختی مفاصل و اختلال در عملکرد عضلات مربوط به مفصل و ارگانهای اطراف آن به هنگام پوشیدن آتل پیشگیری می کند.

۷- از خم کردن مچ دست بپرهیزید.

۸- زمانی که در حالت دراز کش هستید دست خود را بالاتر نگهدارید

۹- از دست سالم برای استفاده از موس رایانه استفاده کنید



به اشتراك گذاري در:

knowclub

facebook

Blogmarks

del.icio.us

Digg

Ma.gnolia

My Web 2.0

Newsvine

Reddit

Segnalo

Simpy

Spurl

Telegram.me



زمان ايجاد صفحه 2.532 ثانيه.